eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.7هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
4.9هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها‌ و‌پشت‌سرهم‌کپی‌نشه🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_خوابشم خیلی قشنگه +کربلا رو میگم:)
‹‏هۍ‌ۅَعده‌‌حَ‌ـرم‌به‌خُودم‌مۍ‌دهم‌ح‌ُـسین دّل‌خوش‌شُدم‌‌دگر؛‌‌به‌همینּ‌خیـٰال‌هـٰا...シ!🙂♥️› ‎‌‌‎‌
اربـــــابـــــم؛ یک سوال.. خوردن حسرٺ کربلا، روزه را باطل نمیکند ؟ (:💔🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در ضمن من پیام سلام میدم میبینم ۲ نفر لفت دادن . فعالیت دارم لفت میدن فعالیت ندارم لفت میدن دیگه نمیدونم چیکار کنم
🖤پارت دلی 🖤 رسول: دو هفته ای میشد خونه نرفتم حتما الان که برم خونه ستاره کلمو از بیخ میکنه 😅 داشتم با سیستمم مشخصات یکی رو که نمیدونم چه ارتباطی به اداره داشت و درمیاورم تا کمر تو مانیتور بودم که یکی صندلیمو کشید عقب 😨 با صدای نسبتا بلند گفتم کدوم ادم مرض داری......... که امیر علی پسر خاله ناخلفم جلوم سبز شد😐 امیرعلی: چته تو....اعصاب نداری به من چه پاشو که محمد جلسه اضطراری گذاشته رسول: یاد اون روز ها افتادم یهو دیدم عین ابر بهاری گریه کردم😭 همه بچه ها دونه دونه مثل میوه های رسیده توی سنگرمون بین کوه ها دراز کشیده بودن سعید امیر داوود فرشید حسین همه زخمی شده بودن فقط من و محمد سالم بودیم . یه تیر بار سنگرمونو پیدا کرده بود و مستقیم به سمت ما شلیک میکرد پاشدم با ارپیجی بزنمش که احساس کردم قلبم داره تو سینم باز میشه😓 محمد داشت بلند صدام میزد محمد: رسول....رسووولللل..تروخدا تو دیگه نه.....من به عمه چی بگم..پاشو مگه نمیگفتی ما دوتا داداشیم نه پسر عمه پسر عمو رسووولل.😭😭😭 رسول: مح..مد..ح..لا..لم...ک..ن ب..ه...ست..اره..و ....ما..ما..ن..ب...گ..و.خ...ی..لی...دوس...شو..ن...دا...ر...م💔🥀🥀🥀 محمد: تشییع جنازه رسول خیلیییی شلوغ بود انگار همه مردم ایران اومده بودن😢 از بلندگو ها مداحی پخش میشد که باعث میشد عمه بیشتر گریه کنه😭 به باغبون بگویید دیگه لاله نکاره...... دیگه لاله نکاره🥀🥀🥀 گوشه گوشه ی این سرزمین لاله زاره 🥀🥀🥀 مطمئنم الان رسول پیش اقام اباعبداللهِ مطمئنم. امام حسین نوکراشو خوب میخره همونطور که رسولو خرید شادی تمام شهدا صلوات🥀💔 ... پ.ن:شهادت رسول🥺