𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗🌙
توانش که... خستمه.ولی دلم میخواد یدونه دیگه هم بدم
باشه بده ما از خدامونه🤪
"ماه شب تارم"
✨𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗✨
#پارت_64
+بامزه و لوس؟ هعییی.گذشت اون روزا عزیزم.نمیدونی حالم چجوریه
_چیشده؟
کل ماجرا رو براشون تعریف کردم.سیر تا پیاز ماجرا رو گفتم
+افرا و ماهلی
هردو همزمان جواب دادن
(بله؟)
+کسی بفهمه میکشمتون.میدونین که شایعات...
سرشونو تکون دادن
اونشب هم گذشت.
کنسرت فردا شب هم برگزار شد
یه هفته هم موندیم کیش چون بچه ها میخواستن عشق و حال کنن
ول من حال هیچی رو نداشتم
فقط با افرا و ماهلی قرار میزاشتم و باهم میرفتیم بیرون
حالمو خوب میکردن
برگشتیم تهران...
________________________________
°یک هفته بعد°
برگشته بودیم تهران
روز و شبام تکراری بود.دیگه کنسرتای حامی رو هم نمیرفتم
یکتا و نفس هرروز خونم بودن.تا تنها نباشن
کنار اونا یکم بهتر بودم
ولی خب، هنوزم همون دریای افسرده بودم
نمیدونم چرا چسبیده بودم به این حس مضخرف خستگی و تنهایی و غم
انگار خودمم نمیخواستم حالم بهتر شه
اما چرا؟
چرا نمیخواستم حالم بهتر شه؟
نشستم کنار نفس.در اصل دراز کشیدم کنارش.نشسته بود رو کاناپه و من سرمو گذاشته بودم رو پاهاش و پاهامو دراز کرده بودم رو کاناپه
_بهتری؟
سرمو به معنای نه تکون دادم
یکتا با یه سینی شربت اومد داخل پذیرایی
نشست رو کاناپه کناری
_شما که خودت میزبانی هیچی نمیاری.پذیرایی هم نمیکنی.دیگه خودم دست به کار شدم
نفس خندید
_دست شما درد نکنه
یکتا خیره شد به چشمای بی احساسم
_تمومش کن دریا
+چیو
_تمومش کن این بازی مسخره رو.به خودت بیا.دریا تموم شد.امیر رفت.امیر دیگه نیست.کوتاه بیا دریا.تو بدون اون هم میتونی خوشحال باشی
نفس سرشو تکون داد
_راست میگه یکتا.دریا از این حال مضخرف بیا بیرون.چه خبرته؟ بسه دریا.تمومش کن.خدا باهاته.دیگه چرا غم داری؟
آهی کشیدم
+فکر کنم دوباره عاشق شدم نفس
ادامه در پارت بعد...
𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗🌙
منو تو این موقعیت قرار ندیننننننن
نمیتونم بگممممممم
𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗/𝚖𝚢 𝚗𝚒𝚐𝚑𝚝 𝚖𝚘𝚘𝚗🌙
آنا خانم کدوم تیکه؟
نمیدونم چرا چسبیده بودم به این حس مضخرف خستگی و تنهایی و غم
انگار خودمم نمیخواستم حالم بهتر شه