اینکه اینجوری جواب میدن و میدونن باید چیکار کنن و چی بگن..
خیلی خوبه خیلی ، بمونید برامون✨
(کلی چیز دیگه هست که باید رو شه ، این فقط یکیش بود 🤍)
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚
#Part1
نگار:
باز خواب موندم الان حتما نگین کلی عصبانی شده ..
گوشیمو باز کردم دیدم کلی پیام اومده ..
نگین بود گفته بود:
•نگار بازم خواب موندی؟
•نگارررررر
•وای دختر چقد بهت بگم زنگ بزار
•من برم؟
•رفتمااااا
•نگااارررر
•نگار من میرم کتابخونه ممکنه امروز زود ببنده ، چیزی لازم داشتی بگو بیارم برات دیگه دیر میشه نیا تو ..
عیوای باز خراب کردممم🤦🏻♀
°ببخشید نگین خیلی خسته بودم
°ممنون چیزی نیاز ندارم ، مراقب خودت باش
•باشه عشقم اشکال نداره
امروز دعوا نکرد و ناراحتم نبود .. عجیب بود ..
هعییییی پاشدم رفتم صورتمو آب زدم و یچیز خوردم .
کلی کلاس داشتم ..
عجیب بود از سپهرم خبری نبود یعنی بعد تابستون با همین استادا کلاس برداشته ؟
نمیدونم..کم کم وسایلمو جمع کردم و رفتم پارکینگ سوار ماشین شدم تا برم دانشگاه ..
یکم زود بود پس نشستم تو حیاط و زنگ زدم به نگین ..
نگین:سلام خواهری چطوری
نگار:چطوری عشقم ..
نگین:خوبم چخبر
نگار:هیچ اومدم دانشگاه چیکارا میکنی رفتی کتابخونه
نگین:اره نیومدی که بچه
نگار:خوابم میومد ببخشید عشقم
نگین:اشکال ندارع .. چخبر سپهر نیست؟
نگار:نه والا نمیدونم خبری ندارم ازش
نگین:قهریدد؟
نگار:نه باباا خبری ندارم ازش
نگین:بااش
نگار:چیشده خوشحالی امروز
نگین:واا میخوای ناراحت باشممم؟
نگار:نه منظورم اینه که مشکوکی😂
نگین:مرسییی واقعا مرسیییی
نه والا خبری نیست کتابخونه کتاب موردعلاقمو آورده بووود ذوق داشتم الآنم گرفتمش خیلی خوشحالم
نگار:خب خداروشکر بمونی ، سپهر کتابخونه ام نبود؟پاتوق همیشگیش اونجاس اخه..
نگین:خب نگرانی چرا یه زنگ بهش نمیزنی رفیقته دیگه
نگار:هووف من دیگه برم کلاسم شروع میشه
نگین:باش برو اجی شبم بیا پیش من تنام
نگار:حالا ببینم چی میشه امروز مرخصی دارم شاید اومدم
نگین:باش عشقم خدافسسس
نگار:خداااافس.
Done.🌊
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚 #Part1 نگار: باز خواب موندم الان حتما نگین کلی عصبانی شده .. گوشیمو باز کردم دی
بفرمایید پارت اول📚🖇
نظراتتون رو تو ناشناس بگیدد✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h0maqn&btn=🖇Mobinam
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
بفرمایید پارت اول📚🖇 نظراتتون رو تو ناشناس بگیدد✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h
عاشقش شدممممممم
🖇
خب خداروشکرررر
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
بفرمایید پارت اول📚🖇 نظراتتون رو تو ناشناس بگیدد✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h
چقدر قلمت خوب ههههههههه
🖇
وای فداتشمممم😭💝
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚 #Part1 نگار: باز خواب موندم الان حتما نگین کلی عصبانی شده .. گوشیمو باز کردم دی
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚
#Part2
نگار:
از رو نیمکت پاشدم تا برم داخل سالن که یهو کیفم از پشت کشیده شد ..
برگشتم دیدم ..
سپهر:بهه نگار خانووم
نگار:دیوونه .. چتهه
سپهر:کاری نکردم کههه
نگار:اره خب ، من کلاسم دیر شده ببخشید
سپهر:عجله نکن دیر نمیشه
نگار:سپهر ولم کن دیرم شده رام نمیده تو
سپهر:کدوم کلاسی
نگار:سی و چهار طبقه سه ، با استاد رسولی دیگه
سپهر:عهه هم کلاسیم بیا بریم
نگار:هووف
سپهر:چخبر یه خبر نمیگیری بی معرفت
نگار:بی معرفت که خودتی اصن میدونی از کی به من زنگ نزدی؟وظیفه من بود مگه؟
سپهر:اوو زبونتم که باز شده
نگار:پسره ی پررو
رامو کج کردم و سریع رفتم سمت کلاس
سپهر:کجا میری صبر کن ببینمم
رسیدم به کلاس درو باز کردم و رفتم تو خداروشکر استاد هنوز نیومده بود .
رفتم نشستم اون گوشه کلاس تنها ..
یکم گذشت سپهر نیومد چرا ..؟
یهو صدای در بلند شد استاد بود ..
عه عاطفه رسولی اینه ..استاد قبلی من :)))
عاشقش بوودم خیلی رفیق بودیم باهم اصن ..
رسولی:سلام سلاام چطورید بچها خوبید
نگار:سلام استادد
رسولی:سلامم چطوری عزیزدلمم؟اینجایی هنووز
نگار:اره استاد دیگه ایشالا ترم آخره دیگه
رسولی:ایشالا .. خوشحال شدم دیدمت کهه
نگار:منم استادد
رسولی:قربونت
استاد داشت یسری توضیحات راجب این ترم میداد که یهو صدای در اومد
رسولی:بفرمایید
سپهر:سلام استاد ببخشید دیر شد
رسولی:کسی بعد از من نمیتونه وارد کلاس شه
سپهر میدونست این استاد خیلی با من صمیمیه .. یکم کلاسو نگاه کرد و چشم تو چشم شدیم که چشمو ازش دزدیم
یعنی انتظار داشت ازش دفاع کنم؟
واا بمنچه پسره ی پررو
سپهر:استاد ببخشید اولین جلسه بود نمیدونستم
رسولی:کاری از دست من برنمیاد ..
عیبابا .. چیکار کنم سرم درد گرفت
نگار:ببخشید استاد
رسولی:جونم
نگار:جلسه اوله دیگه لطفا نادیده بگیرید ..
رسولی:میشناسید همو؟
یهو منو سپهر دوتایی گفتیم .. اون گفت بله و من گفتم نه
سریع ادامه دادم
نگار:نه استاد ما همو نمیشناسیم کلی گفتم ، اولین جلسه اس لطفا بگذرید ..
رسولی:فقط بخاطر توو
نگار:ممنون استاد
سپهر:ممنون استاد با اجازه
رسولی:بفرمایید
اومد نشست پیش من ، نگاشم نکردم اه
Done.🌊
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|
|𝘒𝘦𝘵𝘢𝘣𝘬𝘩𝘢𝘯𝘦•𝘦𝘴𝘩𝘨𝘩|🖇📚 #Part2 نگار: از رو نیمکت پاشدم تا برم داخل سالن که یهو کیفم از پشت کشیده شد ..
بفرمایید پارت دوم📚🖇
نظراتتون رو تو ناشناس بگیدد✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h0maqn&btn=🖇Mobinam