eitaa logo
در دل آسمان بچه ها محدود شده چنل شرمندههه☁️🌀
31 دنبال‌کننده
113 عکس
108 ویدیو
0 فایل
یه رمانـ دلی نوشتمـ🚶‍♀️🌞؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/5097003 اگهـ صحبتی بود به گوشمـ🙂🫀؛ #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
در دل آسمان بچه ها محدود شده چنل شرمندههه☁️🌀
تازه تشکر هم میکنه!🥲❤️‍🩹 نیما قلبت تو خیلی پاکه🫠
دیشب بهش پیام دادممم🥺😭 دارم از ذوق میمیرممم حالا منتظرم جواب بده شاید هنوز بیمارستانه🥲💔! امیدوارم هرچه زودتر برگرده..
دورش رو میکنم آروم حبسـ..👀⭐
خیلی دوست دارم بدونم این ویو ها از کجا میان!..
در دل آسمان☁🌀 چهارمـ _جهان: تو اتاق کارم بودم و با ارول درگیر کار های این زنی بودم که قرار بود از کانادا بیاد اینجا برای شروع کار.به ارول گفتم پرونده این زن رو برام بفرسته. تا بفرسته رفتم تو بالکن و دستم رو تو جیب پالتو بلندم کردم،از بالکن بزرگ عمارت به ماردین خیره شده بودم با صدای کایا از افکارم بیرون اومدم.کایا گفت: «داداش...قضیه این زن آلیا سیمیت چیه؟» نگاهی بهش کردم چهره اش کلا تعجب و گیجی داشت با خونسردی گفتم: «این زنه داخل کانادا زندگی میکنه و تحصیلات پزشکی داره منم برای بیمارستان به دکتر زن نیاز داشتیم استخدامش کردم بعد این روزا میاد ببینمش،ببینم چجوریه تو هم بیا» کایا باشه ای گفت و رفت من خسته بودم روزم رو مثل تمام روز های دیگه سخت و خسته کننده گذروندم. باد سرد به صورتم میخورد اما نه باد نه هیچ چیز دیگه ای نمیتونست آتش درونم رو خاموش کنه.یهو یاد اون زن افتادم رفتم تو اتاقم و بعد سمت در اتاق کارم که داخل اتاقم بود لپ تاب رو برداشتم و روی مبل نشستم با دقت تمام به مانیتور لپ تاب جزئیاتش رو میخوندم همه چیز سن و پدر و مادرش و برادرش و...هرچیزی که باشه در موردش بود خوندم و بعد خسته شدم و خوابیدم. ...
پارت بعدی رو پس فردا میدم دارم روی پارت ها کار میکنم🙂💕