از رفیقان میرسد عکس حرم هی پشت هم
آخ حتی عکس تو دل را چه آسان میبرد
میلاد آسمان هشتم امام رضا(ع) بر همگان مبارک💚
@Romankade
⭕️ دیدم این مشهد چرا هی بیقراری میکند
جای باران، سیل در این شهر جاری میکند
دیر فهمیدم که او اندر فراق خادمش
عزم خود را جزم دارد گریه زاری میکند.
@Romankade
شهادت رئیس جمهور و همراهانش رو به عموم ملت ایران تسلیت و تبریک میگم🖤
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فضای بسیار زیبا در مسیر منتهی به مسجد مقدس جمکران
@Romankade
هدایت شده از خبر فوری
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️قرائت فراز «اللّهمّ إنّا لا نعلم منه إلاّ خيرا» توسط رهبر انقلاب در نماز بر پیکر شهدای خدمت
@AkhbareFori
@Romankade, Ranaa.pdf
حجم:
1.1M
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر💻
@Romankade, Ranaa.apk
حجم:
3.9M
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص گوشی های اندروید📱
@Romankade, Ranaa.epub
حجم:
179K
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص گوشی های آیفون 📱
رعنا ⬆️📚
✍🏻 نوشته: فاطمه اهوز
📖تعداد صفحات : 115
💬قسمتی از رمان:
به در خانه ی پریسا که رسیدم دکمه آیفون را فشردم. پریسا با همان لبخند همیشگی اش در را باز کرد. همان طور که رو به روی او ایستاده بودم، لبخندی دندان نما زدم.
– سلام.
کولهاش را سمتم گرفت و با همان مهربانی ذاتیاش گفت:
– سلام گلم، صبحت بخیر! چطوری؟
کوله را از دستش چنگ زدم تا راحتتر کفشهایش را بپوشد.
– ممنون، مثل همیشه! تو چطوری؟
پریسا با حالت زار و غمگین نگاهم کرد.
– والا رعنا جون خوب نیستم، به خدا دیگه خسته شدم. هر روز امتحان آخه مگه ما جون نداریم؟
سری تکان دادم و با لبخندی کوتاه جواب دادم:
– الهی من فدای جونت! چرا جون نداریم؟ نترس همه این ها یه روزی تموم میشن.
با همان حالت که کوله را از دستم میگرفت و روی دوشش میانداخت گفت:
– آخه تا کی؟ معلوم نیست کنکور قبول بشیم یا نه!
با بیحوصلهگی دستی در هوا تکان دادم.
– نفوذ بد نزن، معلومه که قبول می شیم. و به ادامه برای خاتمه به بحث لب زدم:
– عجله کن بریم، دیره
🎭 ژانر ⬅️ #عاشقانه
📚 #رعنا
📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین
📚📚📚📚📚📚
✍️ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
@Romankade
@Romankade
📚📚📚📚📚📚📚
@Romankade, baraye Tou .pdf
حجم:
1.2M
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر💻