تضاد ⬆️📚
@Romankade
✍🏻نویسنده: سپیدار سپید
📖تعداد صفحات : 196
💬خلاصه رمان:
این داستان زندگی پسری به نام آراسپه که سروانه و در اداره ی نیروی مبارزه با مواد مخدر کار میکنه . آراسپ که به تازگی نامزد کرده برای انجام عملیات جدیدی که بهش دادن به بزرگترین باند قاچاق ایران نفوذ میکنه و در اونجا با دختری به نام آنجلا آشنا میشه. آنجلا دختر رئیس سیستمه و دورگه است آراسپ و انجلا کاملا از همه نظر با هم در تضادن آراسپ و آنجلا ....
توی این رمان اتفاقات تلخ و شیرین زیادی میفته ... سرنوشت این دو شخصیت رو اخر داستان میبینید
🎭 ژانر ⬅️ #عاشقانه
📚 #تضاد
📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین
📚📚📚📚📚📚
✍️ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
@Romankade
@Romankade
📚📚📚📚📚📚📚
@Romankade, Rozanee Baray Zendegi.epub
حجم:
250.4K
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص گوشی های آیفون 📱
@Romankade, Rozanee Baray Zendegi .pdf
حجم:
2.8M
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر💻
@Romankade, Rozanee Baray Zendegi.apk
حجم:
826.4K
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص گوشی های اندروید📱
روزنه ای برای زندگی ⬆️📚
@Romankade
✍🏻 نویسنده : s.mokhtariyan
📖 تعداد صفحات : 214
💬خلاصه داستان :
من قاتلم . قاتل عزیر تر از جانم . قاتل شیره وجودم . قاتل همه زندگی ام.
من ناخواسته مرتکب جرمی شدم که بیشتر از همه خودم را سوزاند. مجازاتش که تنهایی و درد کشیدن با خاطرات است را خودم رقم زده ام . مجازات من سر کردن با خاطراتیست که کم کم مرا به آرزویم که مرگ است می رساند.
من مادرم. من مادری قاتلم . من شیرینم ولی کامم همیشه تلخ می ماند. من قاتل فرزند سه ساله خود هستم.
🎭 ژانر ⬅️ #اجتماعی #عاشقانه
📚 #روزنه_ای_برای_زندگی
📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین
📚📚📚📚📚📚
✍️ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
@Romankade
@Romankade
📚📚📚📚📚📚📚
🥀امشب دل سنگ کوچهها میگرید
یک شهر خموش و بی صدا میگرید
تشییع جنازه غریب زهراست
تابوت به حال مرتضی میگرید🥀
.
السلام علیک یا فاطمهالزهرا(سلام الله علیها)🖤
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
@Romankade
@Romankade, emarat arbab .apk
حجم:
17.8M
✍ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
📌مخصوص گوشی های اندروید📱
عمارت ارباب ⬆️📚
@Romankade
✍🏻نویسنده: زهرا قلنده
📖تعداد صفحات : 336
💬خلاصه:
آریا مهر بعد از ۱۳ سال از امریکا به ایران برمیگرده تا ارباب عمارت و روستای اجدادی خود شود درحالی که هیچ علاقه ای ندارد و به اجبار مادر بزرگ و مادرش ارباب شد. آنیل دختری که به عمارت اربابی آمد تا در کنار مادربزرگش که خدمتکار عمارت است زندگی کند. ولی جبر زمانه این دو نفر را کنار هممیگذارد تا با مشکلات و حقایق زندگیشون دست و پنجه نرم کنند.
🎭ژانر: #اربابی #ازدواج_اجباری خدمتکاری
📚 #عمارت_ارباب
📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین
📚📚📚📚📚📚
✍️ ڪانال رمانڪده📗
@Romankade
@Romankade
@Romankade
📚📚📚📚📚📚📚