eitaa logo
رمانکده
4.7هزار دنبال‌کننده
691 عکس
1.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
تابع مقررات جمهوری اسلامی ایران🇮🇷 و اپ ایتا کانال زاپاس https://eitaa.com/joinchat/3234857650C551a82326a https://eitaa.com/joinchat/3234857650C551a82326a
مشاهده در ایتا
دانلود
@Romankade, Jenayat Ba Tame Eshgh.apk
حجم: 2.2M
✍ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade 📌مخصوص گوشی های اندروید📱
جنایت با طعم عشق ⬆️📚 @Romankade ✍🏻 نویسنده : شیرین سعادتی 📖 تعداد صفحات : 499 💬 خلاصه : تو گذشته اتفاقاتی افتاده و حالا..یه سرگرد زخم خورده دنبال قاتل پدرشه..و یه دختر معصوم که داره قربانی میشه..سرنوشت این دو نفر چی میشه!؟...پایان خوش 🎭 ژانر ⬅️ 📚 📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین 📚📚📚📚📚📚 ✍️ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade @Romankade @Romankade 📚📚📚📚📚📚📚
رمانکده
رمان #عروس_آمرلی(تنها میان داعش) ✍🏻 به قلم: فاطمه ولی‌نژاد 📌 #قسمت_ششم دسته لباس‌ها را روی طناب ر
رمان (تنها میان داعش) ✍🏻 به قلم: فاطمه ولی‌نژاد 📌 فقط زیر لب یاعلی می‌گفتم تا نجاتم دهد. با هر نفسی که با وحشت از سینه‌ام بیرون می‌آمد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را صدا می‌زدم و دیگر می‌خواستم جیغ بزنم که با دستان حیدری‌اش نجاتم داد! به‌خدا امداد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بود که از حنجره حیدر سربرآورد! آوای مردانه و محکم حیدر بود که در این لحظات سخت تنهایی، پناهم داد :«چیکار داری اینجا؟» از طنین غیرتمندانه صدایش، چرخیدم و دیدم عدنان زودتر از من، رو به حیدر چرخیده و میخکوب حضورش تنها نگاهش می‌کند. حیدر با چشمانی که از عصبانیت سرخ و درشت‌تر از همیشه شده بود، دوباره بازخواستش کرد :«بهت میگم اینجا چیکار داری؟؟؟» تنها حضور پسرعموی مهربانم که از کودکی همچون برادر بزرگترم همیشه حمایتم می‌کرد، می‌توانست دلم را اینطور قرص کند که دیگر نفسم بالا آمد و حالا نوبت عدنان بود که به لکنت بیفتد :«اومده بودم حاجی رو ببینم!» حیدر قدمی به سمتش آمد، از بلندی قد هر دو مثل هم بودند، اما قامت چهارشانه حیدر طوری مقابلش را گرفته بود که اینبار راه گریز او بسته شد و انتقام خوبی بابت بستن راه من بود! از کنار عدنان با نگرانی نگاهم کرد و دیدن چشمان معصوم و وحشتزده‌ام کافی بود تا حُکمش را اجرا کند که با کف دست به سینه عدنان کوبید و فریاد کشید :«همنیجا مثِ سگ می‌کُشمت!!!» ضرب دستش به‌ حّدی بود که عدنان قدمی عقب پرت شد. صورت سبزه‌اش از ترس و عصبانیت کبود شد و راه فراری نداشت که ذلیلانه دست به دامان غیرت حیدر شد :«ما با شما یه عمر معامله کردیم! حالا چرا مهمون‌کُشی می‌کنی؟؟؟»
رمانکده
رمان #عروس_آمرلی(تنها میان داعش) ✍🏻 به قلم: فاطمه ولی‌نژاد 📌 #قسمت_هفتم فقط زیر لب یاعلی می‌گفتم تا
رمان (تنها میان داعش) ✍🏻 به قلم: فاطمه ولی‌نژاد 📌 حیدر با هر دو دستش، یقه پیراهن عربی عدنان را گرفت و طوری کشید که من خط فشار یقه لباس را از پشت می‌دیدم که انگار گردنش را می‌بُرید و همزمان بر سرش فریاد زد :«بی‌غیرت! تو مهمونی یا دزد ناموس؟؟؟» از آتش غیرت و غضبی که به جان پسرعمویم افتاده و نزدیک بود کاری دستش بدهد، ترسیده بودم که با دلواپسی صدایش زدم :«حیدر تو رو خدا!» و نمی‌دانستم همین نگرانی خواهرانه‌، بهانه به دست آن حرامی می‌دهد که با دستان لاغر و استخوانی‌اش به دستان حیدر چنگ زد و پای مرا وسط کشید :«ما فقط داشتیم با هم حرف می‌زدیم!» نگاه حیدر به سمت چشمانم چرخید و من صادقانه شهادت دادم :«دروغ میگه پسرعمو! اون دست از سرم برنمی‌داشت...» و اجازه نداد حرفم تمام شود که فریاد بعدی را سر من کشید :«برو تو خونه!» اگر بگویم حیدر تا آن روز اینطور سرم فریاد نکشیده بود، دروغ نگفته‌ام که همه ترس و وحشتم شبیه بغضی مظلومانه در گلویم ته‌نشین شد و ساکت شدم. مبهوت پسرعموی مهربانم که بی‌رحمانه تنبیهم کرده بود، لحظاتی نگاهش کردم تا لحظه‌ای که روی چشمانم را پرده‌ای از اشک گرفت. دیگر تصویر صورت زیبایش پیش چشمانم محو شد که سرم را پایین انداختم، با قدم‌هایی کُند و کوتاه از کنارشان رد شدم و به سمت ساختمان رفتم. احساس می‌کردم دلم زیر و رو شده است؛ وحشت رفتار زشت و زننده عدنان که هنوز به جانم مانده بود و از آن سخت‌تر، شکّی که در چشمان حیدر پیدا شد و فرصت نداد از خودم دفاع کنم.
@Romankade.rapharlkhonasham.epub
حجم: 227.8K
✍ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade 📌مخصوص گوشی های آیفون 📱
@Romankade.rapharlkhonasham.apk
حجم: 763.5K
✍ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade 📌مخصوص گوشی های اندروید📱
@Romankade.rapharlkhonasham .pdf
حجم: 2.3M
✍ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade 📌مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر💻
رافائل(جلد اول) ⬆️📚 @Romankade ✍🏻 نویسنده :دی بی رینولدز DBreynolds مترجم مهراد مراد 📖صفحات : 209 💬خلاصه داستان: مالیبو، شهری در ایالت کالیفرنیا، محل استادان راک اند رول، هنرپیشگان هالیوود، زیبارویان، ثروتمندان و … البته خون آشامان. رافائل، خون آشامی نیرومند و محبوب، یکی از معدود مردانی است که زندگی و مرگ هزاران خون آشام در اختیار دارد و همه او را با لقب لرد می شناسند. اما این بار به خاطر حمله خشونت بار انسانها به حریمش و ربودن تنها زنی که در دنیا به او علاقه دارد، دست به دامن یک کارآگاه خصوصی به نام سیندیا می شود تا او را بیابد. سیندیا لایتون، پلیس سابق، دختری باهوش و جذاب است که از جاسوسی زن و شوهرها و همینطور کنکاش در حساب بانکی دیگران احساس کسالت می کند و به همین خاطر پیشنهاد رافائل را می پذیرد و دست به کار می شود اما به زودی درمی یابد که خطر اصلی، نه از جانب انسانها، که از جانب خود رافائل است. رافائل و سیندیا که همزمان باید با جنایتکاران روسی و خون آشامان خائن بجنگند، دریافتند که حلقه ای از خشونت و مرگ آنها را کاملاً احاطه کرده و بیرحمانه قصد نابودیشان را دارد. دی . بی. رینولدز نویسنده این رمان برنده جایزه سری داستانهای خون آشامان آمریکا محسوب میشود 🎭ژانر⬅️ ، انگیز 📌 اگر از این رمان خوشتون اومده کانالمون رو به دوستانتون پیشنهاد بدین 📚📚📚📚📚📚 ✍️ ڪانال رمانڪده📗 @Romankade @Romankade @Romankade 📚📚📚📚📚📚📚
هدایت شده از رمانکده
📚 ابرام خان ✍ نویسنده: لیلا عبدی 💰قیمت: 149 هزار تومان 📌 نو و ورق نخورده با امضای نویسنده 🍀 خلاصه کتاب : ابرام خان یکی از درجه‌داران بلندپایه ی دوره رضاخان و محمدرضاشاه است. وی بعد از فوت پدر و مادرش ارث زیادی نصیبش می شود اگر شرط پدر را عملی کند. شرط پدرش برای گرفتن ارث ازدواج ابرام خان است. ابرام خان به خاطر لجبازی آنی دختری را انتخاب می کند که… ایدی فروشنده کتاب: @mashaeesh
هدایت شده از رمانکده
📚 عشق خاموش ✍ نویسنده: لیلا عبدی 💰قیمت: 193 هزار تومان 📌 نو و ورق نخورده با امضای نویسنده 🍀 خلاصه کتاب : دریا زن جوانی است با زیبایی بی‌نظیر که تنها فرد حاضر در صحنه ی قتل همسرش است و شوکه از این اتفاق. او برای پیداکردن رد و نشان قاتل به روزهای دورتر و خانه ی قدیمی مادربزرگ و پدربزرگش سفر می کند تا نشانه ای از او پیدا کند.به همراه کسی که عشق خاموش دریا را در سینه دارد. همسفر این روزهای دور کسی نیست جز… ایدی فروشنده کتاب: @mashaeesh
هدایت شده از رمانکده
📚 خلوت نشین عشق ✍ نویسنده: لیلا عبدی 💰قیمت: 197 هزار تومان 📌 نو و ورق نخورده با امضای نویسنده🍀 خلاصه کتاب : ورشکستگی و مرگ پدر، بیماری مادر و از دست دادن شریک زندگی، کیانا را وارد سخت‌ترین برهه ی زندگی‌اش می‌کند. برای کار به عنوان یک پرستار یک کودک خواب‌گرد وارد منزل محتشم می‌شود. زنی میان سال روی ویلچر، کودکی مرموز و ساکت و مرد جوانی که در ساختمان جدا در همان خانه زندگی می‌کند. و کیانا به طرز دیوانه‌واری به سمت او کشیده می‌شود. و این تازه شروع ماجراست و فهمیدن اینکه کیانا کیست و آنجا چه کار می‌کند… . ایدی فروشنده کتاب: @mashaeesh
هدایت شده از رمانکده
📚 سایه بلوط ✍ نویسنده: حدیث کریمی 💰قیمت: 124 هزار تومان 📌 نو و ورق نخورده با امضای نویسنده 🍀 خلاصه کتاب : نوزادی پدر و مادر خود را در یک تصادف از دست می‌دهد. زن و مردی، از اقوام این کودک، با وجود فاصله‌ی دوری که از هم دارند تصمیم می‌گیرند سرپرستی او را به عهده بگیرند. کنار هم قرار گرفتن این دو به خاطر وجود این پسر، زندگی تمام اطرافیان را دچار تغییر می‌کند و این تغییرات منجر به اتفاقات جدیدی در داستان می‌شود ایدی فروشنده کتاب: @mashaeesh