eitaa logo
رمانکده ( رمان عاشقانه ، پلیسی ، طنز)
37هزار دنبال‌کننده
476 عکس
2 ویدیو
1هزار فایل
رمانکده شامل بهترین و جدیدترین رمانهای عاشقانه ، پلیسی ، طنز ، ترسناک و تخیلی اختصاصی سایت رمانکده میباشند رو شامل هست سایت رمانکده 🌐 romankade.com 🌐 Online.romankade.com 🌐 noveldl.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 دانلود رمان حافظه‌ روشن آب 📝 نویسنده: رویا ملکی نسب 📖 تعداد صفحات : 800 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: من همیشه بوی خطر را زودتر از بقیه می‌فهمیدم؛ مثل بوی نم خاک، درست چند ثانیه قبل از آنکه رگبار شروع شود. اما این‌بار، خطر بوی توتون پیپ و قهوه‌ی تلخِ همیشگیِ جمشید خان را می‌داد. سال‌ها زیر سایه‌ی سنگین این مرد نفس کشیده بودم؛ سایه‌ای که آن‌قدر وسیع و تاریک بود که آفتاب هیچ‌وقت به سهمِ من از این خانه نمی‌رسید. در عمارتِ پدربزرگ، هیچ‌کس کلمه‌ی «نه» را بلد نبود. انگار این دو حرفِ ساده، از تمام لغت‌نامه‌های کتابخانه‌ی چوبیِ بزرگش پاک شده بود. وقتی خبر نامزدی را داد، حتی نگاهم نکرد. داشت با مهرِ عقیق انگشتری‌اش بازی می‌کرد و طوری از آینده‌ی من حرف می‌زد که انگار دارد سندِ یک زمین بایر را به نام کسی می‌زند. پسری از یک خانواده‌ی پرنفوذ؛ یک انتخابِ بی‌نقص از نظر او، و یک غریبه‌ی مطلق برای من. این نامزدی، لباسی بود که بدون اندازه گرفتنِ رویاهای من دوخته بودند و حالا توقع داشتند بدون چانه زدن، آن را بپوشم، دکمه‌هایش را تا زیر گلو ببندم و خفه شوم. کابوسِ سال‌ها اطاعت، مثل طنابی دور گردنم پیچید. همیشه عادت داشتم یک قدم جلوتر بایستم تا آسیب نبینم، اما غریزه‌ام این بار نمی‌گفت «فرار کن». فرار برای کسانی بود که زمینِ خودشان را نمی‌شناختند. من ریشه‌هایم در همین خاک بود، اما دیگر نمی‌خواستم با آبِ مسمومِ تحکم بزرگ شوم. باید مرزها را از نو می‌کشیدم. دست‌هایم را روی میزِ چوب‌گردویِ براقش گذاشتم. میز سرد بود، اما خون در رگ‌های من می‌جوشید. سرم را بالا آوردم و برای اولین بار، بدون آنکه پلک بزنم، به چشم‌های عقاب‌گونه و بی‌رحمش خیره شدم. سکوتِ سنگین عمارت را می‌شد با چاقو برید، اما من قصد داشتم پایه‌های این خانه‌ی لعنتی را بلرزانم. نفس عمیقی کشیدم؛ ریه‌هایم از هوای تازه‌ی عصیان پر شد. وقتش بود فقط برای خودم نفس بکشم. صدایم نلرزید وقتی گفتم: «من این لباسِ دوخته‌شده را نمی‌پوشم، آقاجان… من با انتخابِ شما ازدواج نمی‌کنم.» نگاهش روی صورتم خشک شد. می‌دانستم طوفانی که در راه است، می‌تواند همه‌چیز را ویران کند. اما ترسی نداشتم. حافظه‌ی راکدِ این خانه حالا داشت با سنگی که من پرتاب کرده بودم، موج برمی‌داشت و روشن می‌شد. من وصال بودم؛ دختری که تازه فهمیده بود آینده‌اش، نباید چیزی کمتر از جسارتِ درونِ سینه‌اش باشد. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/07/دانلود-رمان-حافظه-روشن-آب/ 🌐 https://online.romankade.com/shop/book.php?id=305 🌐 https://pay.romankade.com/link/768437 🌐 https://pay.romankade.com/link/768437 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 دانلود رمان سکوت نت ها 📝 نویسنده: علی رضا لرکی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/08/دانلود-رمان-سکوت-نت-ها/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/07/دانلود-رمان-حافظه-روشن-آب/
📌 دانلود رمان سکوت نت ها 📝 نویسنده: علی رضا لرکی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: تصور کن تو یه شب سرد زمستونی، پشت فرمون تاکسی نشستی و رادیو داره از یه پرونده‌ی مخوف به اسم «نوازنده‌ی خاموش» حرف می‌زنه. «حمید» یه راننده تاکسی خسته است که زندگیش تو همین روزمرگی‌های تاریک می‌گذره، تا اینکه دختری متفاوت با موهای آبی به اسم «الینا» سوار ماشینش می‌شه. رابطه‌شون خیلی زود جون می‌گیره؛ با هم شهر رو می‌گردن، صبحانه‌های دونفره می‌خورن و حمید می‌شه راننده شخصیِ الینا. همه‌چیز بوی یه عشق قشنگِ شهری رو می‌ده… اما یهو ورق برمی‌گرده! پرت می‌شی وسط یه اتاق بازجویی سرد، جایی که یه کارآگاه با لحنی سنگین از حمید می‌پرسه: «چرا کُشتیش؟» بله، داستان از یه عاشقانه‌ی آروم، تبدیل می‌شه به یه تریلر نفس‌گیرِ جنایی. متوجه می‌شیم حمید ناخواسته تبدیل شده به یه «طعمه» تو یه نقشه‌ی خطرناک پلیسی برای گیر انداختن قاتلی که زمستون‌ها شکار می‌کنه. «نوازنده‌ی خاموش» یه ترکیب دیوانه‌کننده از عشق، جنایت و تعلیقه. نویسنده چنان تضاد جذابی بین اون روزهای گرم عاشقانه و سرمای وحشتناک یه پرونده‌ی قتل ساخته که محاله بتونی داستان رو زمین بذاری ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/08/دانلود-رمان-سکوت-نت-ها/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/07/دانلود-رمان-حافظه-روشن-آب/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/768585 🌐 https://pay.romankade.com/link/768585 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 دانلود رمان به سیاهی سرمه ی چشمانت 📝 نویسنده: سعیده براز 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه 🌐 https://romankade.com/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/
📌 دانلود رمان به سیاهی سرمه ی چشمانت 📝 نویسنده: سعیده براز 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: سرمه در اتاقی سفید و غریبه چشم باز می‌کند؛ بیمارستان. نامش را می‌داند، اما گذشته‌اش در مهی سرد و بی‌انتها گم شده است. هیچ تصویری، هیچ خاطره‌ای، حتی از خودش. تنها سرنخ زندگی‌اش، زنی است که می‌گوید سال‌ها همراه و همدمش بوده. او سرمه را به عمارتی قدیمی و باشکوه بازمی‌گرداند؛ جایی که می‌گویند سرمه در آن کار می‌کرده… خانه‌ای پر از راهروهای بلند، رازهای خاموش و نگاه‌هایی که انگار او را بهتر از خودش می‌شناسند. در آن عمارت، مردی زندگی می‌کند که حضورش همزمان آرامش‌بخش و آشوبگر است؛ صاحب عمارت. مردی مغرور، مرموز و زخمی از گذشته. سرمه مجبور است با او روبه‌رو شود، با ساکنانی که هرکدام چیزی از او می‌دانند و چیزی را پنهان می‌کنند، و با حسی آشنا که بی‌اجازه در قلبش جوانه می‌زند. هر قدم در آن خانه، تکه‌ای از گذشته را بیدار می‌کند… نگاهی طولانی، لمس کوتاهی از سر انگشتان، سکوتی که بیش از هزار کلمه حرف دارد. اما سؤال اینجاست: آیا سرمه می‌خواهد همه چیز را به یاد بیاورد؟ اگر گذشته‌شان پایانی تلخ داشته باشد چه؟ و اگر این بار، عاشق شدنش آغاز همان خطری باشد که حافظه‌اش سعی کرده پنهانش کند؟ در میان رازها و خاطرات گمشده، عشقی شکل می‌گیرد که شاید تنها راه بازگشت سرمه به خودش باشد… یا دلیل نابودی دوباره‌اش. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/768650 🌐 https://pay.romankade.com/link/768650 🌐 https://online.romankade.com/shop/book.php?id=307 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 دانلود رمان همکلاسی 📝 نویسنده: زهرا بیگی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه 🌐 https://romankade.com/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/
📌 دانلود رمان همکلاسی 📝 نویسنده: زهرا بیگی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: در اوج روزهایی که همه‌چیز رنگ شکست و بی‌پناهی گرفته بود، درست همان زمانی که قهرمان داستان ما باور داشت هیچ معجزه‌ای در راه نیست، یک عشقِ طوفانی چون جرقه‌ای از دل تاریکی سر برمی‌آورد. عشقی که نه از جنس آرامش، که از جنس آشوب و تکان‌دادنِ بنیادهای زندگی است. حضور این احساسِ تازه مثل بادی گرم بر سرزمین یخ‌زدهٔ دلش می‌وزد؛ بادی که هم امید می‌آورد و هم خطر. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/768795 🌐 https://pay.romankade.com/link/768795 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 رمان آفاب 📝 نویسنده: مهتاب جهان‌فر 📖 تعداد صفحات : در حال تایپ 🎭 ژانـــر : عاشقانه,اجتماعی,روانشناسی 🌐 https://online.romankade.com/novel.php?id=1156