eitaa logo
رمانکده ( رمان عاشقانه ، پلیسی ، طنز)
36.9هزار دنبال‌کننده
476 عکس
2 ویدیو
1هزار فایل
رمانکده شامل بهترین و جدیدترین رمانهای عاشقانه ، پلیسی ، طنز ، ترسناک و تخیلی اختصاصی سایت رمانکده میباشند رو شامل هست سایت رمانکده 🌐 romankade.com 🌐 Online.romankade.com 🌐 noveldl.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 دانلود رمان به سیاهی سرمه ی چشمانت 📝 نویسنده: سعیده براز 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: سرمه در اتاقی سفید و غریبه چشم باز می‌کند؛ بیمارستان. نامش را می‌داند، اما گذشته‌اش در مهی سرد و بی‌انتها گم شده است. هیچ تصویری، هیچ خاطره‌ای، حتی از خودش. تنها سرنخ زندگی‌اش، زنی است که می‌گوید سال‌ها همراه و همدمش بوده. او سرمه را به عمارتی قدیمی و باشکوه بازمی‌گرداند؛ جایی که می‌گویند سرمه در آن کار می‌کرده… خانه‌ای پر از راهروهای بلند، رازهای خاموش و نگاه‌هایی که انگار او را بهتر از خودش می‌شناسند. در آن عمارت، مردی زندگی می‌کند که حضورش همزمان آرامش‌بخش و آشوبگر است؛ صاحب عمارت. مردی مغرور، مرموز و زخمی از گذشته. سرمه مجبور است با او روبه‌رو شود، با ساکنانی که هرکدام چیزی از او می‌دانند و چیزی را پنهان می‌کنند، و با حسی آشنا که بی‌اجازه در قلبش جوانه می‌زند. هر قدم در آن خانه، تکه‌ای از گذشته را بیدار می‌کند… نگاهی طولانی، لمس کوتاهی از سر انگشتان، سکوتی که بیش از هزار کلمه حرف دارد. اما سؤال اینجاست: آیا سرمه می‌خواهد همه چیز را به یاد بیاورد؟ اگر گذشته‌شان پایانی تلخ داشته باشد چه؟ و اگر این بار، عاشق شدنش آغاز همان خطری باشد که حافظه‌اش سعی کرده پنهانش کند؟ در میان رازها و خاطرات گمشده، عشقی شکل می‌گیرد که شاید تنها راه بازگشت سرمه به خودش باشد… یا دلیل نابودی دوباره‌اش. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/09/دانلود-رمان-به-سیاهی-سرمه-ی-چشمانت/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/768650 🌐 https://pay.romankade.com/link/768650 🌐 https://online.romankade.com/shop/book.php?id=307 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 دانلود رمان همکلاسی 📝 نویسنده: زهرا بیگی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه 🌐 https://romankade.com/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/
📌 دانلود رمان همکلاسی 📝 نویسنده: زهرا بیگی 📖 تعداد صفحات : 600 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: در اوج روزهایی که همه‌چیز رنگ شکست و بی‌پناهی گرفته بود، درست همان زمانی که قهرمان داستان ما باور داشت هیچ معجزه‌ای در راه نیست، یک عشقِ طوفانی چون جرقه‌ای از دل تاریکی سر برمی‌آورد. عشقی که نه از جنس آرامش، که از جنس آشوب و تکان‌دادنِ بنیادهای زندگی است. حضور این احساسِ تازه مثل بادی گرم بر سرزمین یخ‌زدهٔ دلش می‌وزد؛ بادی که هم امید می‌آورد و هم خطر. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/11/دانلود-رمان-همکلاسی/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/768795 🌐 https://pay.romankade.com/link/768795 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux
📌 رمان آفاب 📝 نویسنده: مهتاب جهان‌فر 📖 تعداد صفحات : در حال تایپ 🎭 ژانـــر : عاشقانه,اجتماعی,روانشناسی 🌐 https://online.romankade.com/novel.php?id=1156
📌 رمان آفاب 📝 نویسنده: مهتاب جهان‌فر 📖 تعداد صفحات : در حال تایپ 🎭 ژانـــر : عاشقانه,اجتماعی,روانشناسی ——————— 🌌 یک راز، یک عشق ممنوعه، یک زندگی زیر و رو شده... سروین، درست در ۲۱ سالگی ، با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که تمام دنیای او را از هم می‌پاشد... حقیقتی تلخ، عجیب و تکان‌دهنده که نه‌تنها هویت واقعی‌اش را زیر سؤال می‌برد، بلکه تمام باورهایش را هم دگرگون می‌کند. 💔 حالا او تازه دارد می‌فهمد که این سال‌ها چه احساسی درونش جریان داشته و چرا همیشه چیزی در وجودش با بقیه فرق می‌کرده... و از همه دردناک‌تر این‌که مادرش از همه‌چیز خبر داشته ؛ اما آگاهانه این راز را پنهان کرده و انکارش کرده است. 😔 با شخم زدن گذشته، سروین دنبال نقطه‌ی آغاز این ماجرا می‌گردد... اما درست در همین مسیر، مرگ برادرش و نقش یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی‌اش در این مرگ، او را از همیشه شکننده‌تر می‌کند. 🖤 حالا سؤال اینجاست: آیا سروین می‌تواند به هویت واقعی و عشقی که از نگاه همه ممنوعه است برسد؟ یا این حسرت، تا ابد سهم قلب و زندگی او خواهد بود...؟ ✨ 🌐 https://online.romankade.com/novel.php?id=1156 🌐 https://online.romankade.com/novel.php?id=1156
📌 دانلود رمان دردام رسوایی 📝 نویسنده: ماریا 📖 تعداد صفحات : 700 🎭 ژانـــر : عاشقانه 🌐 https://romankade.com/1405/02/14/دانلود-رمان-دردام-رسوایی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/14/دانلود-رمان-دردام-رسوایی/
📌 دانلود رمان دردام رسوایی 📝 نویسنده: ماریا 📖 تعداد صفحات : 700 🎭 ژانـــر : عاشقانه ——————— ✍️ خلاصه رمان: برام تله گذاشتن محمد… منو تو دام انداختن… فقط میخوان رسوام کنن محمد…. زجه هایی که میان دست‌های پدرو برادرش می‌زند، نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. دیگر سلطنتش در این خانه و کنار من از هم پاشیده است. دور، دور مردهایی است که در خانه ام نگاه های خثمانه شان را روی من وزنی که سالها کنارم حمایتش کرده بودم، چرخ می دهند. چشم های دردمندم پشت سر خورشید که با حال فجیحی بین دست های پدرو برادرش سمت پله ها برده می شود تا برای همیشه از زندگیم محو شود، می ماند. برای یک لحظه دستش را از اسارت دستهای برادرش بیرون می کشدو ساعت مچی اش را از روی جزیره چنگ می زند. همان ساعتی که…. چشم روی هم می فشارم تا توده ی نشسته بر راه گلویم منفجر نشود. – این خونه مال منه… اجازه نمیدم کسی جز من اینجا رو تصاحب کنه… من برمی‌گردم محمد… من به اینجا تعلق دارم… برمیگردم… پدرش وسط پله ها رهایش می کندو با گامهای بلند برمی گردد. خلیل گردن می کشدو امیرحسین مچش را می‌گیرد و مانعش می شود. پدر خورشید با چشم‌های به خون نشسته و رگ گردن بیرون زده مقابلم می ایستد. با مشت های گره کرده سعی می کند، جلوی نفس نفس زدنهایش را بگیرد. اما چندان موفق نیست. با آن همه کتکی که به خورشید زدو امیرحسین به زور خورشید را از دست مشت و لگدهایش نجات داد، باید هم این گونه نفس کم بیاورد. با دندان های چفت شده انگشت تهدید جلوی چشمانم می‌گیرد و می غرد: – اگه غیرت داری طلاقش بده… نمی توانم زبان بچرخانم. قلبم متلاشی می شود. با بی رحمی تمام مقابل چند جفت چشم منتظر، ادامه می دهد: – بی ناموسی اگه طلاقش ندی… طلاقش بده تا خودم گردنشو ببرم…. نمی توانم حتی نفس بکشم. بهت زده به پدری که از درد شکستن غرورش به زور خودش را کنترل می کند خیره می مانم. ⚠️ تذکر و اخطار هرگونه استفاده از جلد و متن کتاب شامل زیراکس، بازنویسی، ضبط کامپیوتری، نمایشنامه، فیلم‌نامه و انتشار در سایت‌ها بدون اجازه کتبی ناشر و مؤلف ممنوع بوده و در صورت تخلف، طبق بند ۵ ماده ۲ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. ——————— 🌐 https://romankade.com/1405/02/14/دانلود-رمان-دردام-رسوایی/ 🌐 https://noveldl.ir/1405/02/14/دانلود-رمان-دردام-رسوایی/ 🌐 https://pay.romankade.com/link/769069 🌐 https://pay.romankade.com/link/769069 ——————— 🔰 آدرس کانال ایتا: 🌐 eitaa.com/romankade_com 🔰 آدرس کانال روبیکا: 🌐 https://rubika.ir/romankade_com 🔰 آدرس کانال بله : 🌐 ble.ir/join/3VLMgCm4Ux