eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
192 دنبال‌کننده
350 عکس
24 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
قشنگا چهارتا پارت دادم شب هم چهار تا پارت دیگه میدم الان ناشناس با شما💖
سلاااااااام چطورین فاطیما جون خودت هم کانال داری؟؟؟ ✨🤍 نگار : سلام قشنگم✨️💖 فاطیما: سلام عزیزم ممنون تو چطوری 😊 آره دارم لینک کانالم 🔗https://eitaa.com/Echopx رایا : هستی:
حرفی ندارمممم😂 فقژ یه چیز من پارت میخام🥺 ✨🤍 نگار :😂😂😂من ناشناس پر پیام میخوام🥺 فاطیما: 😂😂فداتشم زیبا انشاالله ۴تا تا شب بهتون میدیم رایا : هستی:
"نور ماه" حامی:ممنونم حامی:جانا خوبه؟ جانا:عالیه حامی:آقا اینو حساب می کنید💳 جانا:خب با کارت من حساب کن😞 حامی:حرف نباشه عزیزم فروشنده:بفرمایید مبارکتون باشه💳 حامی:ممنونم حامی:بفرمایید جانا خانوم جانا:مرسی❤️ حامی:فداتشم جانا:ستاره جونم چیزی نمیخوای؟ ستاره:نه عشقم مبارکت باشه🎀 جانا:مرسی زیبام❤️ مامان لیلا:دخترا بریم خونه؟ جانا و ستاره:آره حامی:من آدم نبودم؟🥺 مامان لیلا:چرا عزیزم بریم خونه؟ حامی:هرچی دخترا میگن مامان لیلا:خب به خاطر همین نمیپرسم😂 همه:😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"نورماه" جانا 🗣 رفتیم خونه من و ستاره خیلی خسته بودیم رفتیم روی تخت لم دادیم حامی هم خیلی خسته بود خوابید من و ستاره باهم لباس راحتی پوشیدیم و خواب مون برد ۱ساعت بعد مامان:بچه ها پاشید بیاین شام جانا :🥱الان میایم مامان ستاره بلند شو بریم شام ستاره :🥱باشه ستاره 🗣 من و جانا باهم بلند شدیم دست و صورتمون رو شستیم اومدیم سر سفره ستاره :به به خاله چه کردین برامون 🥺 لیلا :الهیی فداتشم من نوش جونت جانا :عه مامان حامی کوش لیلا :خوابیده جانا:عه پس برم بیدارش کنم بیام لیلا:برو عزیزم جانا 🗣 رفتم توی اتاق حامی دستش رو روی صورتش گذاشتم و صداش زدم جانا :حامی حامی:..... جانا:حامی جونم پاشو دورت بگردم حامی :🥱جانا خوبم میاد بذار بخوابم جانا :میدونم دورت بگردم مامان شام درست کرده فسنجون که دوست داری حامی : به‌به پاشم که خیلی فسنجون هواس کرده بودم جانا :پاشو که داری میمیری برای فسنجون🤣 حامی :🤣 حامی 🗣 پاشدم و دست و صورتمو شستم و با جانا رفتیم سر میز حامی :سلام ستاره:سلام لیلا :سلام بیا فداتشم فسنجون پختم حامی :به به دست شما درد نکنه عزیزم لیلا: نوش جونت عزیزم
" نور ماه" جانا🗣 شام رو خوردیم و تموم شد جانا :مامان من و حامی ظرف هارو میشوریم حامی :آره مامان شما برو استراحت کن ستاره:عه پس من چیکار کنم آقا حامی برن استراحت کنن من میشورم جانا :نه عزیزم شما مهمون مایی شما برو روی مبل بشین ما اومدیم حامی :آره شما برین استراحت ستاره:خوب بذارین من ظرفا رو خشک کنم حامی ، جانا :باشه لیلا:بچه ها من پس برم استراحت ممنونم ستاره :برین خاله جان ماهستیم حامی ،جانا :ماهم که هستیم میشوریم لیلا :مرسی قشنگا (بعداز شستن ظرف ها ) ستاره: میگم که بچه ها دیگه من برم خیلی ممنون بابت امروز خیلی زحمت کشیدین جانا:عهه ستاره تو روخدا جون من نرو منم تنهام دیگه بمون امشب حامی :آره بمون ماهم که تنهاییم ستاره :شما که همدیگه رو دارین چرا تنها باشین خیلی امشب زحمت دادم ببخشید جانا :ستاره ما درسته تنها نیستیم میشه بمونی چون من میخوام امشب با تو خاطره بسازیم حامی :آره راست میگه تازه مامان هم ناراحت میشه ستاره :باشه چون اصرار کردین میمونم 🥺