"نور ماه"
#فصل۱_پارت۲۸
حامی:ممنونم
حامی:جانا خوبه؟
جانا:عالیه
حامی:آقا اینو حساب می کنید💳
جانا:خب با کارت من حساب کن😞
حامی:حرف نباشه عزیزم
فروشنده:بفرمایید مبارکتون باشه💳
حامی:ممنونم
حامی:بفرمایید جانا خانوم
جانا:مرسی❤️
حامی:فداتشم
جانا:ستاره جونم چیزی نمیخوای؟
ستاره:نه عشقم مبارکت باشه🎀
جانا:مرسی زیبام❤️
مامان لیلا:دخترا بریم خونه؟
جانا و ستاره:آره
حامی:من آدم نبودم؟🥺
مامان لیلا:چرا عزیزم بریم خونه؟
حامی:هرچی دخترا میگن
مامان لیلا:خب به خاطر همین نمیپرسم😂
همه:😂
"نورماه"
#فصل۱_پارت۲۹
جانا 🗣
رفتیم خونه من و ستاره خیلی خسته بودیم رفتیم روی تخت لم دادیم حامی هم خیلی خسته بود خوابید من و ستاره باهم لباس راحتی پوشیدیم و خواب مون برد
۱ساعت بعد
مامان:بچه ها پاشید بیاین شام
جانا :🥱الان میایم مامان
ستاره بلند شو بریم شام
ستاره :🥱باشه
ستاره 🗣
من و جانا باهم بلند شدیم دست و صورتمون رو شستیم اومدیم سر سفره
ستاره :به به خاله چه کردین برامون 🥺
لیلا :الهیی فداتشم من نوش جونت
جانا :عه مامان حامی کوش
لیلا :خوابیده
جانا:عه پس برم بیدارش کنم بیام
لیلا:برو عزیزم
جانا 🗣
رفتم توی اتاق حامی دستش رو روی صورتش گذاشتم و صداش زدم
جانا :حامی
حامی:.....
جانا:حامی جونم پاشو دورت بگردم
حامی :🥱جانا خوبم میاد بذار بخوابم
جانا :میدونم دورت بگردم مامان شام درست کرده فسنجون که دوست داری
حامی : بهبه پاشم که خیلی فسنجون هواس کرده بودم
جانا :پاشو که داری میمیری برای فسنجون🤣
حامی :🤣
حامی 🗣
پاشدم و دست و صورتمو شستم و با جانا رفتیم سر میز
حامی :سلام
ستاره:سلام
لیلا :سلام بیا فداتشم فسنجون پختم
حامی :به به دست شما درد نکنه عزیزم
لیلا: نوش جونت عزیزم
" نور ماه"
#فصل۱_پارت۳۰
جانا🗣
شام رو خوردیم و تموم شد
جانا :مامان من و حامی ظرف هارو میشوریم
حامی :آره مامان شما برو استراحت کن
ستاره:عه پس من چیکار کنم آقا حامی برن استراحت کنن من میشورم
جانا :نه عزیزم شما مهمون مایی شما برو روی مبل بشین ما اومدیم
حامی :آره شما برین استراحت
ستاره:خوب بذارین من ظرفا رو خشک کنم
حامی ، جانا :باشه
لیلا:بچه ها من پس برم استراحت ممنونم
ستاره :برین خاله جان ماهستیم
حامی ،جانا :ماهم که هستیم میشوریم
لیلا :مرسی قشنگا
(بعداز شستن ظرف ها )
ستاره: میگم که بچه ها دیگه من برم خیلی ممنون بابت امروز خیلی زحمت کشیدین
جانا:عهه ستاره تو روخدا جون من نرو منم تنهام دیگه بمون امشب
حامی :آره بمون ماهم که تنهاییم
ستاره :شما که همدیگه رو دارین چرا تنها باشین خیلی امشب زحمت دادم ببخشید
جانا :ستاره ما درسته تنها نیستیم میشه بمونی چون من میخوام امشب با تو خاطره بسازیم
حامی :آره راست میگه تازه مامان هم ناراحت میشه
ستاره :باشه چون اصرار کردین میمونم 🥺
"نورماه"
#فصل۱_پارت۳۱
جانا ،حامی :هوراااا
ستاره:وایی واقعا نیازم داشتین 🤣🤣
جانا ، حامی :ارهه خیلی 🤣🤣
حامی :خوب پایه هستین بریم فیلم ببینیم نت وایفای هم که خریدیم
جانا،ستاره : آره بریمممم🥺
حامی:جانا اگر لطف کنی بری پفیلا و چیپس بردار بیار
جانا :چشم
حامی ،ستاره :مرسییی
حامی :چه فیلمی ببینیم ؟
ستاره ،جانا :کمدی
حامی :پس بریم که فیلم کمدی پیدا کنیم
ستاره ، جانا :بریم 😂
حامی :خوب بفرمایید
(بعد از تموم شدن فیلم )
حامی :جانا دورت بگردم بلندشو بخواب چشمات داره از پاره میشه
جانا :باشه عه ستاره
ستاره :آره 🤣
جانا :خوب پس 🤣
شبت بخیر داداشی
حامی :شب تو هم بخیر ماه من
ستاره :آقا حامی شبتون بخیر
حامی :شب شما هم بخیر