"نور ماه"
#فصل۱_پارت۳۵
جانا:حامی🙄
حامی:جونم
جانا:سرتو از گوشیت بیار بیرون🙄
حامی:به شما چه؟
جانا:میزنمتاااا
حامی:ترسیدم
جانا:مامانننننن
مامان لیلا:حامییی
حامی:عه مامان خیلی کنجکاوه😐
مامان لیلا:خب تو به مرفش گوش کن عه
حامی:خب او به حرف من گوش کنه
مامان لیلا:خب داره به نفع تو میگه چشمات ضعیف نشه
حامی:هوفففففف
حامی:بفرمایید این گوشی دست شما جانا خانوم منم میرم تو اتاق.
"حامی رفت تو اتاق درم بست"
مامان لیلا:حالا جانا توهم اینقدر اذیتش نکن
جانا:عه مامان چشماش ضعیف بشه خوبه؟چند دقیقه دیگه میاد غمت نباشه
مامان لیلا:چی بگم
"دینگ دینگ دینگ دینگ"
مامان لیلا:کیه؟
جانا:رفیقمه ستاره میری در رو باز کنی؟
ستاره:حتما
"ستاره در رو باز کردن"
هستی:ستاره🥺🥺😭
ستاره:هستییییی🥺🥺😭
د
هستی:بیا بغلممم🥺😭🫂
ستاره:دورت بگردم🥺😭🫂
هستی:واییییییییی چقدر دلم برات تنگ شده بوددددددددد🥺😭😭😭🫂
ستاره:من بیشتر یهو کجا رفتی دیگه ندیدمت چیشد؟😭😭😭🫂
هستی:نمیدونم چیشد یهو همش به خاطر اون مادر خونده ام هستتت منو از همتون جدا کرد😭😭😭🥺
ستاره:دور اون صورت ماهت بگردم قشنگ من فدای سرت🥺🥲
جانا:بسته منم هستما😂
هستی:عه جاناااااااااا🥲🥺😭🫂
جانا:دورت بگردم قشنگم🥺🥲🫂
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
یه لحظه احساساتی شد که بوم😂😂😂😂
وایی باورم نمیشه خودم اینو نوشتم دیشب 🤣🤣🤣
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۳۶
هستی:خاله لیلااااااا🥺🫂😭
مامان لیلا:دورت بگردم من خاله🫂🥺
هستی:دلم چقدر براتون تنگ شده بوددددد🫂🥺
مامان لیلا:ما بیشتر قشنگم🫂
هستی:وایییی چقدر خوشحال شدمم دیدمتونننن🥺
جانا و ستاره و مامان لیلا:ماهمممم🥺
هستی:داداشت کجاست😂
جانا:باهام قهر رفته تو اتاقش
هستی:بریم آشی تون بدیم
جانا:وایی🤦🏻♀️
"رفتن دم در اتاق حامی"
هستی:تق تق
حامی:کیه؟🥱
هستی:جانا بیا قهر نیست خوابه😂
جانا:😂😂ای خوابالو
هستی:اجازه هست؟🥺
حامی:شما؟😂
هستی:بیام تو؟🥺
حامی:نه😂
هستی:اومدم😂
حامی:نههههه بزار اتاقم درست کنم بعد بیااااا😂
هستی:زود باش ۱ ۲ ۳😂😂
حامی:صبر کن در کشو بسته نمیشهههع😂😂😂
هستی:۲....😂😂
حامی:عههه😂
هستی:اومدم😂
"هستی رفت تو اتاق حامی"
حامی:جاناااا کی گفت این شیطان رجیم راه بدی تو خونه؟😂
جانا:دوست داشتم😂
هستی:فداتشم جانام😂
حامی:حالا اومدی اینجا چکنی؟😂
هستی:به دلیل اینکه
حامی:بقیه حرفت رو باید اشتراک بخرم بگی؟😂😂
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۳۷
هستی:😂😂اوهوم
حامی:خب دیگه بسته برو در خوابم میاد😂🥱
هستی:نمیخوام😂
هستی:خاله لیلاا حامی میگه اتاقش رو تمیز میکنه امروز تو اتاق اون نهار بخوریم😊
حامی:چرا الکی میگی🤦
مامان لیلا:باشه فداتشم
هستی:حالا هم این اتاق رو جمع کن🤪
حامی:ای شیطون🤦
جانا:هستی بیا فیلم ببینیم
هستی:اومدم عشقم
هستی:آقای صالحی حالا اتاق رو جمع کن🤪
"هستی از اتاق حامی اومد بیرون و رفت پیش جانا و ستاره"
جانا:دمت گرم🤌
هستی:فداتشم🫶
ستاره:جانا فیلم ترسناک بزار
جانا:باشهه😈
جانا:مامان بیا فیلم ببینیم
مامان لیلا:اومدم قشنگم
جانا:بچه ها فیلم ترسناک میزارم هروقت گفتم ۳ جیغ سر میدیم حامی رو دق بدیم🤣
مامان لیلا،ستاره،هستی:باشههه😈
جانا:۳
همه:جیغغغغغغغغ
"حامی از اتاق اومد بیرون"
حامی:چیشده؟😰
همه:🤣
حامی:کوفت🙄
حامی:جانا به حسابت میرسم😒
هستی:کار من بود
حامی:هستی🙄
هستی:جانم😂
"نور ماه"
#فصل۱_پارت۳۸
مامان لیلا:حالا بیاین میز رو بچینین دیگه بابا داره میاد
دخترا:چشم
هستی:اتاق حامی میز داره؟
جانا:آره
مامان لیلا:اگر تو اتاق حامی میخوریم پس سفره ببرید
ستاره:سفره رو بدین
مامان لیلا:بیا عشقم
ستاره:تق تق
حامی:کیه
ستاره:منم
حامی:بیا
"ستاره رفت تو اتاق سفر رو پهن کرد"
حامی:چرا اینجا پهن میکنییی؟
ستاره:خاله لیلا گفت
حامی:خاله لیلا نه خاله هستی
هستی:تا حالا کسی بهم نگفته بود خاله هستییییی🥹
مامان لیلا:بیاید بشینید سر سفره حامی توهم اینقدر غر نزن
حامی:هوفففف🙄
"دینگ دینگ دینگ دینگ"
جانا:عه باباااااااااا
بابا حمید:سلام قشنگم
جانا:سلام بابایی
ستاره:سلام
هستی:سلام عمو🥺
بابا حمید:سلام ستاره جان سلام به به هستی خانوم🤍
ستاره:ببخشید مزاحمتون شدیم
هستی:آره ماهم
بابا حمید:نه مراحمید خوشحال میشیم بیاین همیشه
هستی و ستاره:😊
مامان لیلا:سلام عزیزم بیا تو اتاق حامی امروز اینجا نهار میخوریم
بالا حمید:سلام چشم
حامی:سلام بابایی
بابا حمید:سلام حامی جان
نظر بدین قشنگان ناشناس💗🫂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
کویر نشه ها🥺
واییییی دخترااااا سه بار ۱۳۰ تایی شدیم چرا هی لف میدین پارت کی میدم بعضی از موقع ها که حالم خوب نیست نمیدم یا میدم فاطیما بده روزی ۸ پارت کمه؟که هی لف میدید🥲😞😒
https://eitaa.com/romanmannnn/1460تا کجاعع تقریباً ؟
✨🤍
نگار :تا کمرم هست😂
فاطیما: تا گردنم 5یا6 پایین ترش 🤣
چقدر خوب گفتم 🤣
رایا :
هستی: