ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܢܨ ܝ݆ߺߊࡅ࡙ߊࡍ߭❤️
پـارت29
"وقتی غذا تموم شد همه از حامی تشکر کردن و حامی رفت ظرف هارو شست بعد تموم شد"
دخترا ،مامان لیلا،باباحمید :خسته نباشی☺️
حامی :ممنون 😵💫
جانا:ببعی تا باشه دیگه برای ما نقشه بازی نکنی 😁😂
همه:😂😂
حامی :چشم (نگاهی بهش کردن که حسابت رو میرسم
جانا:ای خدا گند زدم منو پ..ا.ره میکنه (با خودش حرف زد)
جانا🗣
حامی رفت روی مبل نشست منم رفتم کنارش نشستم که دستش و باز کرد و منو کشید توی بغلش و یه بوسه زد به گونه م
جانا:خیلی دوست دادم (آروم به حامی )
حامی :من بیشتر (آروم به جانا )
جانا:🥹(بوس حامی کرد)
جانا:داداش یه بیرونمون نشه ؟
حامی:چرا بریم 😊
دخترا :هورااا🥹
"دخترا رفتن و آماده شدن و حامی هم آماده شدن و از مامان لیلا و بابا حمید خداحافظی کردن و رفتن توی ماشین حامی راننده جانا بغل دست حامی هستی و ایلماه هم عقب "
جانا:حامی میشه ماشین من ببرم 🥺
حامی:اونجوری مظلوم نشو داداش برلت میمیره نه
جانا:داداشی🥺
حامی :جانا ...... بیا بشین
جانا :قربون برم من 😘
حامی :لازم نکرده
جانا :خوب بریم
حامی :بسم الله فاتحه رو بخونید که جانا مارو به کشتن میده
دخترا :😂😂
جانا:خوب کمر بند ها محکم بسته که میخوام ببرمتون او دنیا 😈
حامی :جانا جون داداش آروم برو
جانا :داداش اینجوری میگی میمرم برات ولی نه نمیتونم جون خودتو قسم نخور
حامی :هوف آخر کار خودتو میکنی بریم
جانا:بریم 😈
"جانا حرکت کرد با سرعت ۲۰۰ تا میرفت "
دخترا : جیغغغغ
حامی :جانا جون من آروم 😱
جانا :ببخشید نمیشه کجا بریم 😂
حامی :برو کافه 😳
جانا:چشم 😂
"رسیدن به کافه "
جانا:خوب چطور بود
حامی ، هستی،ایلماه:عالییی😵💫😂
جانا:خوبه 😂😂
همه:😂😂
"باهم رفتن توی کافه حامی جانا برد بیرون بهش گفت "
نویسنده:🎀negar_fatima
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_28p6mk6&btn=عشق.بی.پایان.🤍🌊
بیاین ناشناس به حرفیم بعد پارت میدم اگر کویر نبود
سلام دخترا ظهرتون بخیر ببخشید جایی بودم نتونستم بیام ناشناس رو کویر نکنید پارت بدم بهتون
عزیزم شما اینجا روزی دوتا پارت میدی که
🌊💙
نگار:عزیزم ما که پارت میدیم انتظار داریم شماهم نظر بدین
فاطیما:عزیزم همونی که نگار گفت
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cufo30d&btn=عشق.بی.پایان🌊🤍
بیاین ناشناس بحرفیمممم🙂
سلام خوبی پرنسس
رمانت و قلمت محشره😍
موفق باشی 💙
🌊💙
نگار:سلام قشنگم مرسی ارت قربونت برم🤍
فاطیما:سلام قشنگم مرسی فداتشم 😭🤍✨
اگه این رمان تموم شد رمان بعدی حتما بین جانا و حامی باشه اصلا از بس عاشقانه دیدم خسته شدم
🌊💙
نگار:اگه رپان بعدی در کار بود چشم
فاطیما:اگر رمانی در کار بود چش