"نور ماه"
☆پارت ۴☆
جانا:بریم خونه دیه؟
حامی:خسته شدی؟
جانا:نه سرده🥶
حامی:بریم
"خونه"
جانا:مامان بابا خوابن؟
حامی:آره
جانا:خوابت میاد؟
حامی:نه
جانا:بیا بریم فیلم ببینیم توهم خوابت میگیره میخوابی
حامی:بیا بریم
جانا:حامی ترسناک ترسناک خیلی ترسناک بزار
حامی:چرا عقه ترسناکککک؟
جانا:هم من بخوابم هم تو
حامی:باش
جانا:میشه بیام اونجا تو بغلت؟
حامی:آره بیا میخواستم بگم🥺
جانا:من که الان بخوابم😂
حامی:آره این خیلی بده منم میترسم😂
جانا:شب بخیر زندگیه من🥰
حامی:فداتشم شب توهم بخیر🤍✨️
"جانا خواب رفت"
"حامی اومد جیغ سر بده یه دست رو دهنش بود"
جانا:حامی هیس مامان بابا الان فحشت میدن
حامی:هنوز بیداری؟
جانا:آره بیدار شدم
حامی:باشه ببخشید
جانا:قربونت شب خوش
حامی:شب توهم خوش
"حامی و جانا تو بغل هم خواب رفتن"
"ساعت ۱۰:۰۰"
حامی:جانا جوجه ام بلند شو برو رو تخت بخواب کمرت درد می گیره
جانا:نه حامی هیچ تختی مثل بغل تو نیست بزار بخوابم🥺
حامی:باشه بخواب فداتشم