"نور ماه"
☆پارت ۲۲☆
محمد:باز لیلی مجنون بازشون شروع شد🙂
حامی:محمد عه🥺
محمد:باشه باشه
حامی:باران از من یا علی😂
باران:حالا تو اگه یکی بیاد خواستگاریت قبول میکنی؟
حامی:اومده چند بار تا حالا
ایلیا:عه چرا به ما نگفتی
حامی:گفتم که
ایلیا:حالا کی بوده
حامی:جانا جونم
ایلیا:چند بار اومده؟😂
حامی:زیاددددددد با یه پیامک با گل با خوراکی زیاد اومده🥺
جانا:آره ولی داداشم بیشتر اومده🥺
حامی:دورت بگردم🥺🫂
جانا:خدانکنهههه🥺🫂
حامی:محمد از باران بپرسه
محمد:شما تا حالا یکیو دوسش داشتی بهش نگفته باشی؟
باران:آره🫠🥺
محمد:کی؟
باران:همونی که داره سوال میپرسه🥺🫂
محمد:فداتشم منن❤️🫂
حامی:خب حالا جانا از من بپرسه
جانا:تا حالا ناراحتت کردم که بهم نگفتی باشی؟
حامی:آره
جانا:کی؟
حامی:اون روزی که صبح رفتیم مسجد بعد تو
جانا:باشه باشه نگو دیگه🥺ببخشید
حامی:فدا سرت ولی شب باید بگی چرا
جانا:چشم
حامی:جانا از باران بپرسه
جانا:اخخخ یادمون رفت بپرسیم جرعت یا حقیقت😂🙂
همه:😂
جانا:جرعت یا حقیقت؟
باران:جرعت
جانا:بلند شو برو محمد بغل کن دم گوشیش بگو دوست دارم
باران:در گوشش گفت دوست دارم🫂🤍
محمد:دم گوشش گفت من بیشتر🫂🤍
سلام داداش
میگم به خدا بگو چه کار کردی
اینقدر زیاد شدی 🙏
🤍✨️
راز موفقیت خودمو دارم😂
سلام خوبی نگار جون من حنانم❤️
میشه پارت بدی چون پارتات خیلی عالین❤️
🤍✨️
سلام حنانه جونم فداتشم دادم شب یکی دیگه میدم بهتون🫂🤍