ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part28
حامی:واییییی الان باید چیکار کنیم؟
رضا:خب محمد که امیر باهاش قمار بازی کرده تو همون جنگل خاکه
حامی:خب کجا خاکه
رضا:یه درخته که پایینش کندوی عسل هست
و روی درخت عدد ۲۸ نوشته شده خاک رو بکنیدزیرش طابوت چوبی هست اون تابوت رو در بیارین پایینش یک کاغذ هست که همون عدد ۲۸ روشه اون کاغذ رو بیارید برای من
حامی:باشه خدافظ
رضا:خدافظ
"پایان مکالمه"
شروین:الان چیکار کنیم؟
حامی:ساعت چنده؟
شروین:۹ شب
حامی:زنگ زیبا میزنم صبح میریم خونه به هستی بگو بره کناز زیبا تنها نباشن
شروین:حله
"زنگ زدن هستی رفت خونه ی زیبا"
شروین:حامی یچی بگم؟
حامی:بنال
شروین:من میترسم🤣
حامی:مرتیکه ۵۰ ساله ترس کجاهه چهارتا درخت دیگه
شروین:باسه
"رفتن تو جنگل"
شروین:حامی صدای جیغ میاد
حامی:چیزی نیست صدای روحه🤣
شروین:جیغغغغغغغغغغ(پرید بغل حامی)
حامی:پرنسس شروین🤣🤣
شروین:خفه
حامی:بیا پایین دستم درد گرفت
شروین:نمیخوام بابایی🥺(لحن بچگانه لوس)
حامی:باشهه جوجوی بابا
شروین:ملسی
حامی:این درخته شروین بابا؟
شروین:آره فک کنم
حامی:بیا پایین بابایی بِکنیم چاله رو
شروین:باشه بابایی
"شروع کردن به کندن"
شروین:سوسککککککک
حامی:بیا بغلم پرنسس بابا🤣🤣
شروین:مسخره🤣
نویسنده:negar🖤
ابده دهنده:negar 🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ²⁸ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
واقعا بهمون پارت میدی عرررررررررررر هوراااااااااااااااااا هیلنطانبلتزلتیلتطتلطفتسفتسفتیلتطلتزیتعیعتیلنطلنطعنطعسعحیعنیعتیعنیعتسفتسعتسعتسفتسفتسعتسفتسلتطلتطخفطعحطنعیعحیاحیهحیعحیهحیعنیلنط ذوقققق
🥀🖤
نگار:آره بهتون دادم عشقا🤍