هدایت شده از 𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗸𝗼𝗸 𝗴𝗵𝗮𝗹𝗯𝗮𝗺🩸⛓
دو پـارت جـدیـد تقـدیـم نگــاهـتون🩸⛓
شـنواے نـظرات زیـبـاتـون❤️🩹
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_sr6n4vy&btn=بــگو.گـیآنـم🩸⛓
ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part36
حامی : رفتیم سمت خونه من
و رفتیم داخل خونه
حامی ،شروین: سلام
هستی،زیبا: سلام
زیبا : حامی ظرف رو گذاشت روی اُپن و گفت
حامی : مرسی عزیزم خیلی خوشمزه بود
زیبا : خواهش میکنم
هستی : فردا باید برید دوباره ؟
شروین : آره فردا باید بریم
هستی : اوکی
خوب دیگه ما بریم خیل زحمت دادیم
زیبا:چه زحمتی بمونی خوب
حامی : فردا هم که منو شروین باید بریم بمونید دیگه فردا شروین اذیت نشه
هستی ، شروین: باشه
حامی : رفتم بالا و دوش گرفتم و به شروین گفتم
حامی : شروین بیت برو حموم لباس منم بپوش
شروین:باشه
رفتم یه دوش گرفتم و رفتم پایین
حامی : بیاید فیلم ببینیم
همه: باشه
حامی :یه فیلم ترسناک گذاشتیم و نشستیم با تنقلاتی که داشتیم میخوردیم رسید جای ترسناک زیبا و هستی ترسیدن جیغ زدن زیبا پرید بغل من منم بغلش کردم
زیبا :وقتی رفتم بغل حامی سرمو گذاشتم رو شونش خیلی ترسناک بود
حامی : وقتی سرش رو گذاشت دست بردم لای موهاشو گفتم
حامی : نترس یه فیلمه باشت
زیبا : تعجب کرده بودم از رفتارش و به خودم اومدم دیدم بغلش سریع اومدم بیرون و گفتم
زیبا : ب.ببخشید (خجالتی)
حامی : فدای سرت
فیلم رو دیدیم که تموم شد
و به زیبا گفتم
حامی: راستی فاطمه نیومد
زیبا :نه گفت خیلی حالش بده کلا نیومد بیچاره
نویسنده:fatima🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ³⁶ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
چقدر رمانتیکککککک
واییییییی
عالی بود عالیییی
🥀🖤
فاطیما : من فدای تو بشم خدااااا🥺🤍🎀
نگار:
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀 #part36 حامی : رفتیم سمت خونه من و رفتیم داخل خونه حامی ،شروین: سلام هستی،زیبا:
وایی عالیلیلیییللی بودددد🙃🤍