ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part42
زیبا : هستی و شروین رو پیدا کردیم رفتیم پیششون
همه خرید کردیم که شروین گفت
شروین : من گشنمهههه بیاین بریم رستوران
حامی : ای کا.رد بخوره تو شکمت 🤣
هستی: به شوهرم توه.ین نکن که به زنت توه.ین میشه
زیبا : وا من چیکارم این وسط
حامی : شما(هستی) حق نداری بگی
هستی : عیششش
شروین: خوب بیاین بریم.
همه: بریم
حامی : سوار ماشین شدیم رفتیم سمت رستوران رسیدیم رفتیم داخل نشستیم
من بغل زیبا شروین بغل هستی
گارسون اومد سفارش رو گرفت و رفت
حامی: بچه ها نمیدونم شاید خیلی وقت بشه برگردیم ایران بیاین امروز بریم سینما آخرین یادگاری رو داشته باشیم معلوم نیست تا کی اونجا باشیم
همه: اره بریم
حامی : پس بعد رستوران مقصد به سینما 🤣
همه:🤣🤣
حامی : ناهار رو خوردیم و سوار شدیم
و رفتی سمت سینما
رسیدیم اونجا بلیط گرفتیم
یکم خوراکی گرفتیم برای سینما رفتیم تو سالن
فیلم شروع شد
فیلم کمدی گرفته بودیم
هستی بغل شروین منم بغل هستی
رسید جای خنده
زیبا خندید یه نگاهی بهش کردم
قند توی دلم آب شده 🥺
بعد نگاهمو سریع گرفتم
زیبا: متوجه شدم حامی نگام کرد اما نگاهش نکردن چون میدونستم چی میشه
فیلم کمدی تموم شد
نویسنده:fatima🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ⁴²ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
عالیییی بود . ولی یه مشکلی ک داره اینه که کمه تا میاد داستان باحال بشه تموم میشعععع
🥀🖤
فاطیما :مرسی فداتشم 🤍
آره دیگه باید جای هیجانی باشه🤣
نگار:
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀 #part42 زیبا : هستی و شروین رو پیدا کردیم رفتیم پیششون همه خرید کردیم که شروین گفت
آهان الان شد . یک ذره دیگه عاشقانه کن و حس حامی و زیبا بیشتر بشه و عاشق هم بشن اگر یزید نیستی 🤣🤣🤣
عالییییی بود🛐🤍
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
آهان الان شد . یک ذره دیگه عاشقانه کن و حس حامی و زیبا بیشتر بشه و عاشق هم بشن اگر یزید نیستی 🤣🤣🤣 عا
فک کنم یزیدیم گل کنه🤣
مرسی زیبا 🤍🥺
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
فک کنم یزیدیم گل کنه🤣 مرسی زیبا 🤍🥺
البته که به یزید بازی من ربط داره عزیزم🙂