eitaa logo
نفورررر𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
177 دنبال‌کننده
335 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
استوری های حامی🫂🤍 اصکی؟فور بده🌱 https://eitaa.com/romanmannnn
برم پارت تایپ کنم 🤓
ܦ̈ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 زیبا: که یهو حامی گفت حامی :پات بهتره؟ زیبا:یکم ضربه دیده سیاه شده اما خوب میشه حامی :آهان زیبا :بلند شدم برم آب بخورم که حامی گفت حامی:کجا زیبا:هوفف اجازه هست برم آب بخورم🤓 حامی :برو😂 زیبا :رفتم اب خوردم و اومدم رفتم بالا هنوز حامی بیدار بود دیگه خیلی خوابم میومد همین که چشمام و بستم خوابم برد (فردا صبح) حامی :صبح بود بلند شدم دیدیم زیبا هنوز خوابه رفتم پایین دیدیم شروین و هستی بیدارن شروین، هستی :صبح بخیر حامی : صبح شما هم بخیر هستی :زیبا کجاست حامی :خوابه خیلی خسته بود هستی :در گوش شروین گفتم مشکوک(اروم) شروین:اره🤓 یهویی زیبا اومد زیبا :سلام صبح بخیر 🥱 همه: سلام صبح بخیر هستی :بیاین صبحونه صبحونه رو خوردیم و جمع کردیم که گوشی حامی زنگ خورد درو شد از ما حامی :دیدم رضا هست رفتم یکم دور تر برداشتم (مکالمه حامی و رضا) رضا:الو سلام داداش چطوری حامی:الو داداش مرسی تو چطوری رضا:منم خوبم داداش من اوندم آمریکا بیاین به این آدرس...... حامی :باشه دا اش تا نیم ساعته دیگه اونجاییم رضا:باشه داداش خداحافظ حامی:خداحافظ (پایان مکالمه رضا و حامی ) حامی :تلفن رو قطع کردمو رفتم پیش بچه ها حامی :شروین پاشو حاضر شو باید بریم شروین:باشه هستی:کجا میرین ؟ حامی:گفتیم که کار داریم هستی:هوفف زیبا: رفتم بالا نمیدونم چه کاری بود که باید میرفتم دراز کشیدم روی تخت که یهو حامی اومد حامی:زیبا زیبا:بعله ؟ حامی:چرا یهویی اومدی بالا؟ زیبا:هیچی اومدن روی تخت دراز بکشم حامی :آهان میگم کت منو ندیدی؟ زیبا:چرا پشت در آویزونه حامی :مرسی زیبا :کتشو بر کرد داشت میرفت گفتم زیبا :حامی کلاتون رو بردارید یهویی سرما نخورید حامی:اخ داشت یادم میرفت خدافظ زیبا:خدافظ نویسنده:fatima 🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁵⁶ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
قشنگ بودددد 🥀🖤 فاطیما :مرسی زیبا نگار:ممنونم🫂