"نور ماه"
☆پارت ۵☆
"ساعت ۱۲ ظهر"
مامان لیلا:بچه ها پاشین دیگه ظهر شد
حامی:بزار بخوابیم دیر اومدیم خونه🥺
مامان لیلا:باوشه ولی من نهار درست نکردم باید یکیتون بره بگیره
حامی:من میرم اشکال نداره
"ساعت۱۳:۳۰"
جانا:حامی بلند شو چقه میخوابی🥱😒
حامی:ساعت چنده؟🥱
جانا:۱۳:۳۰
حامی:اوخ اوخ قرار بود برم نهار بگیرم پاشو پاشو
جانا:باشه الان بلند میشم میخوای همراهت بیام؟
حامی:نه چی بیای موهاتو نگاه کن🤣
جانا:هوففف حامی دوباره موهامو باز کردی😤😡
حامی:خاب حالا شب خوابم نبرد با موهات بازی کردم🥺
جانا:دستم بهت برسه😡😞
حامی:خداسس جوجوم
حامی:خداسس مامان
مامان لیلا:خداحافظ
جانا:حامی باید موهامو خودت درست کنیا
حامی:باشه خداسس
"حامی رفت تو ماشین"
از زبان حامی: رفتم تو ماشین رفتم یه دسته گل رز خریدم و غذای مورده علاقه ی جانا سوخاری و پیتزا"
"دینگ دینگ دینگ دینگ"
جانا:حامی خان رسیدن😒
حامی:سوپرایز جانا جانم🥺
جانا:مرسی چرا به چه مناسبت؟🥺🤍
حامی:مجاراته دیشب و موهات🫂🥺
جانا:مرسی فداتشم🌙🫀
حامی:خدانکنه قشنگم🥺
مامان لیلا:تغییر مودشون رو نگاه خدایااااا😂
حامی و جانا:😂
بابا حمید:سلام جوجه ها
مامان ایلا:سلام عزیزم خوب موقعی اومدی نهار تازه رسیده🫠😂
جانا حامی:سلام بابایی🥺😂
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
"نور ماه" ☆پارت ۵☆ "ساعت ۱۲ ظهر" مامان لیلا:بچه ها پاشین دیگه ظهر شد حامی:بزار بخوابیم دیر اومدیم
پارت قشنگ تقدیم نگاهتون:)✨️🤍
عسلم پارت بعدیو لطف میکنی
🤍✨️
پارت دادم قشنگم ناشناس کویر نکنید دوباره بهتون میدم🥺🤍