ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part92
رضا: و بعد اینکه همه این زن و مردی که عمل میکردم
و م.یمردن اون ها می رفتن اعضای بدن رو میفروختند
و بعد اینکه پولدار شدن به امریکا رفتن و
و دنیا یه عملی میخواست بکنه که کرد
اما ستاره گفت یه عمل دیگه داری
ستاره توی اون عمل دکتر بود و دنیا رو به کشت.ن داد
بعد چند وقت ستاره ازدواج کرد و شوهرش
اسمش مهراد بود و به خاطر کار به ستاره گفت میره ایران اما رفته بود پیش زن سابقش
بعد حامی و شروین و هستی و زیبا میرین امریکار که ستاره رو پیدا کنین
حامی و شروین و من ستاره رو پیدا کردیم و و همه اومدیم ایران
و کابوس هایی که زیبا میدید بخاطر همین بود
وهمین...
زیبا:ا.این خ.خواهر من.ه؟(شکه)
رضا:بعله یعنی خواهر نا تن.ی شما میشه و شیرین میشه خاله شما
رضا:آهان راستی همه فردا صبح باید بریم کلبه امیر
یه عدد ارزشمند توی اون عروسک خرس پاره هست
باید پیداش کنیم
همه:باشه
حامی:همه رفتیم بیرون از خونه رضا.....
ادامه دارد ....🥀
نویسنده:fatima🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ⁹²ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀 #part92 رضا: و بعد اینکه همه این زن و مردی که عمل میکردم و م.یمردن اون ها می رفتن ا
واییییییی بیچاره زیباا
عالی بودددد