449_60848878525476.pdf
حجم:
3.3M
رمان: #عاشقتم_دیوونه
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #طنز
خلاصه رمان: خلاصه: داستان درباره دختریه که از قشر تقریبا متوسط جامعه است و شغل پدر مادرش سرایداریه، دیانایه قصه ما دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده،اما با وجود اینکه پدرو مادرش تلاش میکنن تا اون کم و کسری در زندگیش احساس نکنه اما دیانا دوست داره روی پای خودش بایسته. امیدوارم با خوندن این رمان خنده روی لبتون بیاد.
415_60848877277673.pdf
حجم:
2.4M
رمان: #عاشقتم_دیوونه_جلد_دوم
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #طنز
خلاصه رمان: در ادامه جلد اول دیانا به وسیله سارا متوجه میشه که رادین چه کاری انجام داده و بر خلاف میل باطنیش سعی بر فراموش کردن رادین داره، حالا باید ببینیم که آیا موفق به این کار میشه یا نه:)
Hezar-@Romanbooki.pdf
حجم:
6.3M
رمان: #هزار_و_سیصد_و_سکوت
نویسنده: #زهرا_علیرضایی
ژانر: #اجتماعی #خانوادگی #عاشقانه
خلاصه رمان:
فریاد…
پسر جوان و گوشه گیری که قدرت تکلمش رو از دست داده و #لال می شه…
و در مقابل اون
خزان دختری #سرزنده و #شیطون که اتفاقی با فریاد آشنا می شه و دست سرنوشت این دو نفر رو بهم گره می زنه و…
خودتون باشید، تبدیل نشید به آدمی که از خودش و علایقش و اعتقاداتش میگذره تا یکسری آدما کنارش بمونن.!
آیا تابهحال به عمق توانایی خواندن، فقط خواندن، توجه کردهاید؟ به اینکه خواندن کلید ورود ما به کل دنیای تفکر، تخیل و تجسم خواهد بود؟ به مصاحبت قدیس و شیخ از خردمندانهترین و ظریفترین نکات در خردمندانهترین و شوخطبعترین لحظات؟ به اینکه خواندن اجازه میدهد با چشم های عمیقتری ببینیم؟ با گوشهای شنواتری بشنویم؟ و به شیرین ترینآواهای زمان گوش دهیم؟
444_58190211707410.pdf
حجم:
2.3M
رمان: #عملیات_پر_دردسر
به قلم: #سارینا_بانو
ژانر: #عاشقانه #طنز #پلیسی
خلاصه رمان: آتریسا یک دختر شیطون و مغرور، که سر دسته یک گروه
پنج نفره تو دانشگاه هستش، آن ها دنبال کارهای هیجان انگیز و پر
خطر هستن و معتقدن که با انجام این کار ها به نحوی به مردم کمک
میکنند.از قضا در یکی از عملیات هایشان....
452_54189203869061.pdf
حجم:
6.4M
رمان: #صبورم_که_باشم
ژانـر : #عاشقانه
خلاصه رمان:
داستانی شاید بهظاهر تلخ، اما شیرین
از دو مرد، دو مردِ موفق، ولی دردکشیده
زیر و بَم زندگی را چشیده و با تمام بهانهگیریهای چرخ روزگار کنارآمده
جسور، مقتدر، باصلابت
هر دو بهناگاه وارد مسیری میشوند که نه راه پس دارند و نه راه پیش. شاید دلیل ورودشان به این راه فرق داشته باشد؛ اما راهشان یکسان است و سرنوشت آنها را نشانه رفته. زندگیشان در این راهِ بسی سخت و دشوار همانند طیکردن در مسیر تاریک و بدون نوری است و باید یکتنه جور عبورکردن از آن را بکشند، راهی که تقدیرشان در گروِ آن است و میتواند زندگیِ آنان را دگرگون سازد. هر دو آزمایش میشوند. وارد آزمون پروردگارشان میشوند. پایان این آزمون سخت را تنها خدایشان میداند. یکی باید در قبال گرفتن آرامش عزیزش را فدا کند و دیگری باید سخت تلاش کند، تلاش برای نگهداری از گنجینهای که اینک با عضوی مقدس و کوچک، ضربان روتینِ زندگیاش به حالت نرمال بازگشته و بهنوعی تازه متولد گشته؛ اما این بار با دو روح پاک در یک کالبد.
917_54189208990187.pdf
حجم:
4.5M
رمان: #رقص_باد_در_باران
ژانـر : #عاشقانه #پلیسی
خلاصه رمان :
داستان رقص باد در باران در مورد دختری به نام شمیمه. اون فرزند شهیده که با مادرش تنها زندگی میکنه و مدتی بعد از ورودش به دانشگاه با یکی از استاداش آشنا میشه که فامیلش عین فامیلی خودشه. باید ببینیم چه رازی پشت این تشابه اسمیه... .
در ادامه شمیم یه خان عمو داشته که به قتل رسیده و مأمور جوون پرونده به دنبال راز این پروندهست! البته این پرونده هم خیلی پیچیدهست که پای مأمور به... .