eitaa logo
رمان
5هزار دنبال‌کننده
137 عکس
7 ویدیو
67 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم •باهم رمان میخونیم؛ •حرف دل میزنیم؛ •زیبایی میبینیم؛ در نهایت قراره اینجا،همونجایی باشه که با حال خوب ازش بیرون میآیید💚🌿 حرفی،سخنی،درخواستی،مالک؛ @hastiii565 زاپاس @romanpdf2
مشاهده در ایتا
دانلود
آدما تا وقتی همدیگرو دارن نمیفهمن وقتی همو از دست بدن تازه یادشون میاد یه چیزی کمه تازه یاد میگیرن دلتنگ بشن تازه یاد میگیرن قدر بدونن
گرد است زمین به دور خود میگردد هرکرده دوباره بر تو برمی‌گردد...
بادیگارد اجباری.pdf
حجم: 913.9K
رمان: ژانر: خلاصه رمان:رمان من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه.که این آقای پلیس ما بنا به دلایلی مجبور میشه بادیگارد این خانم نویسنده بشه و این خانم نویسنده ناخواسته این آقای پلیس و مجبور به کارایی میکنه که واسه آقای پلیس تصورشم وحشتناکه…
چیزی بلد نیستم بگم ، تا تورو دلداری بدم ؛ خدا به موقع میرسه ، فقط به این معتقدم :)!
ینی انقد قوی به نظر میام ک هیشکی نگرانم نیست؟
به من نگو ببعی.pdf
حجم: 4.2M
رمان: ژانر: خلاصه رمان: استاد شهرزاد فرهمند، که بعد از سالها تلاش و درس خوندن و جهشی زدن های پی در پی ؛ در سن ۲۵ سالگی موفق به کسب ارشد دامپزشکی شده. با ورود به دانشگاه جدیدی برای تدریس و آشنا شدنش با دانشجوی تخس و شیطونش به اسم رادمان ملکی اتفاقاتی براش میوفته که تا به حال بهش فکر هم نکرده!
چه حوصله ای دارین برای تلافی. به قول محمود درویش: همین تورا بس که من دیگر تورا آنطور که میدیدم نمیبینم!
‌ دیگه نه پوست لبی مونده برای کندن ، نه مویی برای ریختن و نه سلامت روانی برای داشتن:)