آدما
تا وقتی همدیگرو دارن نمیفهمن
وقتی همو از دست بدن
تازه یادشون میاد یه چیزی کمه
تازه یاد میگیرن دلتنگ بشن
تازه یاد میگیرن قدر بدونن
بادیگارد اجباری.pdf
حجم:
913.9K
رمان: #بادیگارد_اجباری
ژانر: #عاشقانه #طنز
خلاصه رمان:رمان من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه.که این آقای پلیس ما بنا به دلایلی مجبور میشه بادیگارد این خانم نویسنده بشه و این خانم نویسنده ناخواسته این آقای پلیس و مجبور به کارایی میکنه که واسه آقای پلیس تصورشم وحشتناکه…
به من نگو ببعی.pdf
حجم:
4.2M
رمان: #به_من_نگو_ببعی
ژانر: #عاشقانه #طنز #دانشجویی
خلاصه رمان: استاد شهرزاد فرهمند، که بعد از سالها تلاش و درس خوندن و جهشی زدن های پی در پی ؛ در سن ۲۵ سالگی موفق به کسب ارشد دامپزشکی شده. با ورود به دانشگاه جدیدی برای تدریس و آشنا شدنش با دانشجوی تخس و شیطونش به اسم رادمان ملکی اتفاقاتی براش میوفته که تا به حال بهش فکر هم نکرده!
چه حوصله ای دارین برای تلافی.
به قول محمود درویش: همین تورا بس که من دیگر تورا آنطور که میدیدم نمیبینم!