رفاقت ممنوع (1).pdf
حجم:
7.1M
رمان: #رفاقت_ممنوع
ژانر: #اجتماعی #طنز
نویسنده: #ریحانه_عیسایی_(زینب)
خلاصه رمان: شیوا مدت زیادیست که در رویای وارونهای سیر میکند. آرزویی که او را متفاوت با
تمام همجنسهایش کرده و علایق عجیبی که دارد، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
ورود او با نامی جعلی به مدرسهی پسرانه، چالشهای زیادی را برایش
به وجود میآورد و داستان را به طنز آمیخته میکند..
6898727165.pdf
حجم:
1.8M
رمان: #بچرخ_تا_بچرخیم
نویسنده: #گل_سرخ
ژانر: #طنز #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه رمان: داستان از این قراره که مریسا، دختری شیطون و بازیگوش با دوست هاش وارد شرکت
سارته میشه. دوتا دوست خل و چل هم داره که خیلی با هم رفیقند؛ از اونور هم نویان وداداش هاش، با داداش های مریسا با هم دوست هستند و میخوان دخترها رو آزار بد*ن؛ولی ماهان و ماکان که نمیدونن مریسا همون آبجی کوچولوشونه و وقتی میفهمن که
مریسا توی دردسر میافته.
تا حالا واستون پیش اومده وسط خوندن یه کتاب یهویی به خودتون بیاید ببینید که چند صفحه خوندید اما هیچی متوجه نشدید؟
این روزا حس میکنم زندگیم اینجوری میگذره؛ یهو چند ماه گذشته و من به خودم میام میبینم اصلا نفهمیدم چی شده.
ta abad ba ham.pdf
حجم:
7.7M
رمان: #تا_ابد_با_هم
ژانر: #طنز #عاشقانه
خلاصه رمان: رمان تا ابد با هم در خصوص چند گروه دختر و پسر است که از دوران دبیرستان به جدال و لجبازیهای بچهگانهشان و دردسرهایی که برای خود درست میکنند، ادامه میدهند تا زمانی که وارد دانشگاه میشوند.
پای دختران داستان به عمارتی باز میشود که چالشها را ادامهدار میکند و آیندهی پر فراز و
نشیبی را برای هر دو گروه رقم میزند. این بین کمکم سر و کلهی احساسات ظریفی پیدا میشود
هروقت دلم میگیره از چیزایی که برام پیش میاد و عمیقا ناراحتم میکنن خوندن این جمله حالمو عوض میکنه :
“وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِه”
و خداوند آنچه را که به ما گذشت،
جبران خواهد کرد.
«آدمهای مبتلا به رنجی عمیق، وقتی که شاد هستند رنجشان فاش میشود: طوری به شادی میچسبند که انگار از سر حسد میخواهند بغلش کنند و خفهاش کنند.»