eitaa logo
pdf رمان
1.3هزار دنبال‌کننده
138 عکس
2 ویدیو
70 فایل
@hastiii565 من اینجام:) زاپاس @romanpdf👈🏻چنل رمان اصل
مشاهده در ایتا
دانلود
شب یلدا را تبریک گفته بود. همین یک پیام، همین چند کلمه‌ی ساده، چنان در دلم نشست که انگار آخرین یادگار او را در آغوش گرفته‌ام.برای او نوشتم… اما دیگر نبود تا بخواند. دیگر نبود تا جوابم را بدهد. دیگر نبود تا مثل همیشه، با مهربانی صدایم کند و دل شکسته‌ام را آرام کند. دیگر نبود تا قربان‌صدقه‌ام برود، تا بگوید نگران نباش، تا بگوید همه‌چیز درست می‌شود. و من، در میان انبوه خاطره‌ها، در میان بغض‌هایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند، فهمیدم بعضی عشق‌ها برای زمین نیستند… برای آسمان‌اند. و عشق من، بی‌آن‌که فرصتِ ماندن داشته باشد، به آسمان رفت. دیدارمان به قیامت.
سرکار خانم وروجک.pdf
حجم: 9.9M
رمان: ژانر: خلاصه رمان: دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش رنگ باخته است. دختری از جنس درد های اجباری واجباری های درد آور. دختری که زیر بار مشکلات مرد شده است. دختر است اما مردانه دلش گرفته است. خسته شده اما هنوز هم چون کودک با نشاطی شوق به ادامه دارد...
آره مدتی است که با هر ضربه کوچکی و یا هر بهانه اندکی به گریه می افتم ، مرا نرنجان ، دوست من .. دلم زخم دارد
‌هر روز غیر اجتماعی تر و تمایلم به غارنشینی بیشتر می‌شه، واقعا تو اتاقم راحتم.
زندگی من از اجبار تا عشق بود.pdf
حجم: 1.7M
رمان: ژانر: خلاصه رمان: عشق یعنی تو.. عشق یعنی کنار تو بودن عشق یعنی تو را خواستن گاهی عشق شروعی خوب ندارد گاهی در نگاه اول نیست… گاهی عشق هم از اجبار شروع می‌شود! یعنی از اجبار تا عشق
من دیگه حالِ ناراحت بودن رو ندارم، بی احساس بودن رو انتخاب میکنم.
احتمالا برایش دوران سختی بود! دورانی که تقلا میکرد زندگی کند، پیشرفت کند،خوشحال باشد،اشک بریزد اما خاموش نشود،نفس بکشد، بِدَود ،بجنگد ، نرود و بماند، بسازد،انسان باشد، زنده بماند،زنده بماند،زنده بماند...