موقع حضور و غیاب
وقتی استاد به اسم من رسید گفت چرا انقدر ساکتی؟ کجایی هستی؟ گفتم شیرازی.
کلاس منفجر شد از خنده .
[ لاجَرم ]
به اولین دعوت قهوه در پائیز بلی گفتم.
حالا درسته از طرف ملکا کوچولو بوده
ولیکن مهم نیته.