eitaa logo
اتاق ۸۶ | Room 86
118 دنبال‌کننده
40 عکس
1 ویدیو
0 فایل
زینب سادات میرزارضایی روانشناس | نوروتراپیست عضویت نظام روانشناسی: 92935 ارتباط با من: @Psymirzarezaei اینجا پرونده های روانشناسی رو بررسی میکنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-010 🏷 نام پرونده: «شاید اون یکی بهتر بود...» 🎞 گزارش پرونده مریم بعد از دو ساعت گشتن، بالاخره یه کفش خرید. همه‌چیز عالی بود. رنگش... مدلش... قیمتش... حتی فروشنده هم گفت انتخاب خوبیه. از مغازه که بیرون اومد، گوشی‌شو درآورد تا یه عکس برای دوستش بفرسته. همون موقع، چشمش خورد به یه کفش دیگه... فقط چند مغازه اون‌طرف‌تر. چند دقیقه بعد، یه جمله مدام توی ذهنش تکرار می‌شد: «نکنه اون یکی بهتر بود؟» در حالی که ده دقیقه قبل، از خریدش کاملاً راضی بود. ❓ سؤال پرونده چرا بعضی وقت‌ها درست بعد از اینکه تصمیممون رو می‌گیریم، تازه شروع می‌کنیم به شک کردن؟ 🕵🏻 کارآگاه پرونده Leon Festinger فستینگر در پژوهش‌هایش نشون داد که بعد از بعضی تصمیم‌ها، ذهن ما ممکنه دچار ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) بشه. یعنی وقتی از بین چند گزینه خوب، یکی رو انتخاب می‌کنیم، مغز هم‌زمان به چیزهایی که از دست داده‌ایم هم فکر می‌کنه. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ تصمیم گرفتن، فقط انتخاب یک گزینه نیست. رد کردن چند گزینه‌ی دیگر هم هست. تا قبل از خرید، مغز مدام مزایا و معایب رو مقایسه می‌کنه. اما بعد از خرید، مقایسه متوقف نمی‌شه. گاهی تازه اون موقع، ذهن شروع می‌کنه به بزرگ کردن خوبی‌های انتخاب‌هایی که کنار گذاشتیم. برای همین ممکنه چند دقیقه بعد از یه تصمیم، احساس کنیم شاید اشتباه کردیم. این احساس، همیشه نشانه‌ی بد بودن تصمیم نیست. گاهی فقط نتیجه‌ی طبیعیِ مقایسه کردنه 🧠 نتیجه تحقیقات هرچی انتخاب‌های بیشتری داشته باشیم احتمال اینکه بعد از تصمیم گرفتن، به گزینه‌های از دست‌رفته فکر کنیم هم بیشتر می‌شه گاهی مشکل از انتخاب ما نیست از اینه که ذهن، هنوز مشغول مقایسه‌ست ✅ دستور فوری اگر قبل از تصمیم، وقت کافی برای فکر کردن گذاشتی بعد از تصمیم، به خودت فرصت بده از انتخابت استفاده کنی. اینکه هر چند دقیقه دوباره همه گزینه‌ها رو زیر و رو کنی، معمولاً آرامش بیشتری نمیاره؛ فقط مقایسه را طولانی‌تر می‌کنه. 🔒 پرونده D-010 بسته شد... 📌 اما یک سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ باقی مانده... چرا بعضی وقت‌ها هرچه انتخاب‌های بیشتری داشته باشیم... تصمیم گرفتن سخت‌تر می‌شود؟ ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-011 🏷 نام پرونده: «از کجا یهو همه‌شون پیداشون شد؟!» ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-011 🏷 نام پرونده: «از کجا یهو همه‌شون پیداشون شد؟!» 🎞 گزارش پرونده علی چند ماه بود دنبال خرید یه خودروی سفید بود. بالاخره تصمیمش رو گرفت. چند روز بعد، توی راه دانشگاه یهو با خودش گفت: «عجب... این ماشین مگه همیشه این‌قدر زیاد بود؟!» سر هر چهارراه... توی هر پارکینگ... حتی جلوی خونه همسایه. انگار از همون روزی که تصمیم گرفته بود اون ماشین رو بخره، همه شهر پر شده بود از همون مدل. ❓ سؤال پرونده چرا بعد از اینکه به یه چیز توجه می‌کنیم، یهو احساس می‌کنیم همه‌جا همون رو می‌بینیم 🕵🏻 کارآگاه پرونده این پدیده در روان‌شناسی با نام توهم فراوانی شناخته می‌شه و اولین بار به‌صورت گسترده بعد از مطرح شدن اصطلاح Baader–Meinhof Phenomenon مورد توجه قرار گرفت. پژوهشگران معتقدند این اتفاق بیشتر به نحوه توجه و ثبت اطلاعات در مغز مربوطه، نه اینکه واقعاً تعداد اون چیز بیشتر شده باشه. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ مغز ما هر لحظه با میلیون‌ها اطلاعات روبه‌رو می‌شه. اگر بخواد همه‌شون رو ثبت کنه، خیلی زود از کار می‌افته. برای همین، یه جور فیلتر داره. وقتی یه موضوع برات مهم می‌شه... اون فیلتر تغییر می‌کنه. از اون به بعد، هر بار که همون ماشین، همون اسم یا همون رنگ رو ببینه، سریع علامت می‌زنه: «این مهمه؛ حواست باشه!» در واقع، دنیا تغییر نکرده... فقط فیلتر توجه تو عوض شده. 🧠 نتیجه تحقیقات خیلی از چیزهایی که فکر می‌کنیم «تازه زیاد شدن»... از قبل هم اطرافمون بودن. فقط مغز، تازه تصمیم گرفته بهشون توجه کنه. ✅ دستور فوری دفعه بعد که احساس کردی: «این روزا همه درباره این موضوع حرف می‌زنن!» از خودت بپرس: «واقعاً تعدادش بیشتر شده... یا فقط توجه من بهش بیشتر شده؟» گاهی جواب این سؤال، نگاهت رو کاملاً عوض می‌کنه. 🔒 پرونده D-011 بسته شد... 📌 اما یه سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ باقی مونده... چرا وقتی اسم یه نفر یادمون نمیاد... چند ساعت بعد، ناگهان بدون هیچ تلاشی خودش یادمون میاد؟ ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-012 🏷 نام پرونده: «چرا یه انتقاد، از ده تا تعریف قوی‌تره؟» ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-012 🏷 نام پرونده: «چرا یه انتقاد، از ده تا تعریف قوی‌تره؟» 🎞 گزارش پرونده سمیه ارائه‌ش تموم شد. استاد لبخند زد. گفت: «خیلی خوب بود. فقط اسلاید آخر یه ایراد کوچیک داشت.» بعد از کلاس، دوستاش یکی‌یکی بهش گفتن: «عالی بود.» «خیلی مسلط بودی.» «دمت گرم.» اما سمیه وقتی شب خوابید... هیچ‌کدوم از اون تعریف‌ها توی ذهنش نبود. فقط همون یه جمله مدام تکرار می‌شد: «اسلاید آخر یه ایراد کوچیک داشت...» ❓ سؤال پرونده چرا یه انتقاد کوچیک، گاهی بیشتر از چندین تعریف توی ذهنمون می‌مونه؟ 🕵🏻 کارآگاه پرونده Roy F. Baumeister بامایستر و همکارانش با بررسی ده‌ها پژوهش به نتیجه‌ای رسیدند که بعدها با جمله‌ی معروف «Bad is stronger than good» شناخته شد. یعنی اتفاق‌ها و تجربه‌های منفی، معمولاً اثر روانی قوی‌تری از تجربه‌های مثبت هم‌اندازه دارن 🔍 گزارش اتاق ۸۶ مغز ما فقط برای لذت بردن ساخته نشده اولین وظیفش حفظ بقاست. برای اجداد ما، فراموش کردن یک خطر می‌تونست جونشون رو بگیره. اما فراموش کردن یک اتفاق خوب، معمولاً چنین هزینه‌ای نداشت. به همین دلیل، مغز به چیزهای منفی حساس‌تر شده. یک انتقاد یک نگاه سرد یک اشتباه ممکنه بیشتر از چند تعریف و موفقیت، توجه مغز رو به خودش جلب کنه. این یعنی ذهن، گاهی صدای منفی رو بلندتر از مثبت‌ پخش می‌کنه. 🧠 نتیجه تحقیقات اگر بعد از یک روز خوب، فقط همون اتفاق بد یادت مونده لزومی نداره فکر کنی آدم منفی‌بافی هستی. ممکنه مغزت فقط دارد همان کاری را انجام می‌دهد که میلیون‌ها سال برایش تمرین کرده. ✅ دستور فوری امشب قبل از خواب به جای اینکه فقط اشتباهات امروز رو مرور کنی، سه اتفاق خوبِ هرچند کوچک را هم یادداشت کن. این کار، اتفاق‌های بد رو پاک نمی‌کنه اما اجازه نمی‌ده فقط آن‌ها روی ذهن تو سایه بندازن. 🔒 پرونده D-012 بسته شد... 📌 اما یک سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ باقی مونده چرا بعضی آدم‌ها یک تعریف ساده رو باور نمی‌کنن... اما یک انتقاد رو تا سال‌ها با خودشون حمل می‌کنن؟ ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
تا حالا در مورد اسم کانال فکر کردید؟ چرا اتاق ۸۶؟ اینهمه عدد چرا ۸۶؟ این بار تو کارآگاه باش جوابش در پروفایل گروهه میتونی تشخیص بدی؟
اتاق ۸۶ | Room 86
تا حالا در مورد اسم کانال فکر کردید؟ چرا اتاق ۸۶؟ اینهمه عدد چرا ۸۶؟ این بار تو کارآگاه باش جوابش د
مغز تقریبا ۸۶ میلیارد نورون داره این یعنی درون ما یه دنیای تقریبا بی پایان وجود داره که علت خیلی از رفتارها و فکرها و عادت های ما اونجاست
شناخت مغز چیزی نیست که فقط متخصص‌ها بهش نیاز داشته باشن 🧠✨ روانشناس‌ها، پزشک‌ها، هنرمند‌ها، پدر و مادرها، نوجوونا و خلاصه هرکسی باید زبان مغز رو بلد باشه. مغز دنیای پیچیده‌ایه 🌀 اگر تو هم به چیزای پیچیده اما قابل درک علاقه داری، به جمع ما خوش اومدی 🎉👋
🚪 پرونده اول: 🏷 نام پرونده: «سین کرد... ولی جواب نداد.» 🎞 گزارش پرونده ساعت ۹ شب، نازنین یه پیام فرستاد: «رسیدی خونه؟» دو دقیقه بعد، تیک دوم خورد. چند ثانیه بعد... Seen. اما جوابی نیومد. پنج دقیقه گذشت. نیم ساعت... یک ساعت... نازنین دوباره صفحه چت رو باز کرد. «نکنه ناراحت شده؟» «شاید دیگه نمی‌خواد باهام حرف بزنه.» «یعنی پیاممو بد برداشت کرده؟» در عرض یک ساعت، ده‌ها داستان توی ذهنش ساخته شد... در حالی که هنوز فقط یک اتفاق افتاده بود: پیام دیده شده بود. ❓ سؤال پرونده چرا وقتی کسی پیاممون رو می‌بینه ولی جواب نمی‌ده، ذهنمون سریع بدترین احتمال‌ها رو می‌سازه؟ 🕵🏻 کارآگاه پرونده Aaron T. Beck بک در پژوهش‌ها و نظریه‌هایش درباره اضطراب و افسردگی نشان داد که ذهن انسان، مخصوصاً وقتی اطلاعات کافی ندارد، ممکن است جاهای خالی را با برداشت‌های منفی پر کند. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ مغز، ابهام رو دوست نداره. وقتی دلیل یک اتفاق رو ندونه، سعی می‌کنه خودش داستانش رو کامل کنه. مشکل اینجاست که اگر مضطرب باشیم یا تجربه‌های تلخ قبلی داشته باشیم، این داستان‌ها معمولاً منفی از آب درمیاد. در حالی که واقعیت می‌تونه چیزهای خیلی ساده‌تری باشه. شاید طرف مقابل وسط کاری بوده. شاید خواسته با حوصله جواب بده. شاید پیام رو دیده و بعد فراموش کرده. یا شاید واقعاً تصمیم گرفته جواب نده. از روی یک "سین"، هیچ‌کدوم از این احتمال‌ها رو نمی‌شه قطعی دونست. 🧠 نتیجه تحقیقات ذهن ما از «ندانستن» خوشش نمی‌آد. برای همین، گاهی قبل از اینکه واقعیت مشخص بشه، خودش یک سناریو می‌سازه. اما سناریویی که ذهن می‌سازه... همیشه واقعیت نیست. ✅ دستور فوری دفعه بعد که بعد از یک «سین» ذهنت شروع کرد به داستان ساختن، از خودت بپرس: «چه مدرکی برای این فکر دارم؟» گاهی همین سؤال، جلوی ساعت‌ها نگرانی بی‌دلیل رو می‌گیره ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
پرونده اول: یادداشت‌های پرونده: ذهن، از «ندانستن» بیشتر از «شنیدن حقیقت» می‌ترسه. هر سناریویی که ذهنت ساخت، الزاماً واقعیت نیست. بین «پیام دیده شد» و «من دوست‌داشتنی نیستم»، ده‌ها فرض وجود داره. اضطراب، جاهای خالی رو با بدترین داستان‌ها پر می‌کنه. هر فکری، مدرک نیست. ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
نمونه تجربه‌های واقعی «ده دقیقه منتظر جواب موندم. بعد فهمیدم اصلاً اینترنتش قطع بوده.» — «هر بار جواب نمی‌داد، فکر می‌کردم ازم ناراحته. یه بار پرسیدم؛ گفت فقط خوابش برده بود.» — «بدترین قسمتِ سین خوردن، جواب نگرفتن نبود؛ داستان‌هایی بود که خودم توی ذهنم ساختم.» — «وقتی مضطربم، سکوت بقیه همیشه برام معنی داره.» — «یه بار گوشی دوستم دست خواهرش بود. من دو ساعت فکر کردم ازم دلخوره.» — «جالبه؛ وقتی خودم دیر جواب می‌دم، هزار تا دلیل دارم. ولی وقتی یکی دیگه دیر جواب می‌ده، فقط یه دلیل به ذهنم می‌رسه: "حتماً دیگه دوستم نداره."» — «هی صفحه چت رو باز می‌کردم، انگار هر بار ممکن بود جواب ظاهر بشه.» — «فهمیدم بیشتر از اینکه منتظر پیامش باشم، منتظر آروم شدن ذهن خودم بودم.» — «همیشه فکر می‌کردم جواب ندادن یعنی بی‌احترامی. بعد وارد دنیای کار شدم و فهمیدم گاهی آدم واقعاً وقت نفس کشیدن هم نداره.» — «اون شب جواب نداد. فرداش عذرخواهی کرد و گفت توی اورژانس بیمارستان بوده. از اون روز یاد گرفتم قبل از قضاوت، صبر کنم.»