📖 افسانهٔ اِلدوریا
✨ قسمت شصتم | گوهرِ زمردین
تمام دشتِ کریستال در نوری سبزرنگ غرق شد.
درختِ بلورین آرام شکاف برداشت.
از میان شاخههای درخشان، گوی کوچکی از نور بیرون آمد.
آن نور، کمکم به گوهری زمردین تبدیل شد.
گوهر در هوا شناور ماند.
اِلین با احتیاط یک قدم جلو رفت.
گردنبندش دوباره درخشید.
گوهر زمردین آرام به سمت او حرکت کرد.
اما درست پیش از آنکه به دستان اِلین برسد...
زمین با لرزشی شدید تکان خورد.
صدای غرش بلندی در سراسر دشت پیچید.
همهٔ کریستالها یکباره خاموش شدند.
ساین شمشیرش را از غلاف بیرون کشید.
آرین کمانش را آماده کرد.
از دلِ مه، سایهای عظیم با چشمانی سرخ پدیدار شد.
#پارت_شصت
#افسانه_الدوریا
هدایت شده از batman_ܢ̣ࡅ߳ܩܔ🕷🥷🏻
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دیگه کیه و.....
ــــ.ــــ.ـــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ـــــ.
[𝙗𝙖𝙩𝙢𝙖𝙣:eitaa.com/fbianwqloxnnx]🦦🚶♀
هدایت شده از batman_ܢ̣ࡅ߳ܩܔ🕷🥷🏻
412.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افراد کمی معنیشو میدونن🔥:))
ــــ.ــــ.ـــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ـــــ.
[𝙗𝙖𝙩𝙢𝙖𝙣:eitaa.com/fbianwqloxnnx]🦦🚶♀
هدایت شده از batman_ܢ̣ࡅ߳ܩܔ🕷🥷🏻
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودت این کارو انجام بده خب😿👺؛
ــــ.ــــ.ـــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ــــ.ـــــ.
[𝙗𝙖𝙩𝙢𝙖𝙣:eitaa.com/fbianwqloxnnx]🦦🚶♀
https://abzarek.ir/service-p/msg/5117949
بچه ها ناشناش ساختم بیاین نظرتونو درباره رمان بهمون بگین🌸🦋
واقعا که توی تقدیمی امروز که شرکت نکردید حداقل توی تقدیمی فردا شرکت کنید