eitaa logo
☕️قـلـمــرو رمـــانـــ📚
212 دنبال‌کننده
30 عکس
7 ویدیو
0 فایل
𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕟𝕒𝕞𝕖 𝕠𝕗 𝕘𝕠𝕕 💘🐚 چـایـی بـریز، بـیا بــا هــم رمــان بخــونیــم... ☕📖✨ دنـیــایی از رمــان‌هــای جــذاب و فــانــتزی 🎀☁ رشـد چنـلت🌀🌷 @pastilyyi جانـم؟💖 @mahhhhssa کــپـی؟! با احـتــرام، فیــلتـر❗😌
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هفتادوششم | بانوی آینه‌ها ترک‌های آینه‌ها هر لحظه بیشتر می‌شد. دختری با شنل سفید از دل یکی از آن‌ها بیرون آمد. موهای نقره‌ای‌اش روی شانه‌هایش می‌ریخت. چشمانش به رنگ یخ بود. او بی‌صدا به اِلین نزدیک شد. آرین خواست تیرش را رها کند. اما ساین مانعش شد. دختر آرام گفت: «من دشمن تو نیستم...» اِلین با تردید به او نگاه کرد.
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هفتادوهفتم | رازِ ملکه دختر دستش را روی یکی از آینه‌ها گذاشت. تصویر زنی باشکوه در آن پدیدار شد. تاجی از بلور بر سر داشت. دختر گفت: «او آخرین ملکهٔ اِلدوریا بود.» اِلین نفسش بند آمد. چهرهٔ ملکه شباهت عجیبی به خودش داشت. پیرزن نگهبان همیشه چیزی را از او پنهان کرده بود. حالا حقیقت، آرام‌آرام آشکار می‌شد.
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هفتادوهشتم | کلیدِ سوم بانوی آینه‌ها گردنبندی کریستالی را به اِلین داد. در مرکز آن، نشانی شبیه یک پر دیده می‌شد. او گفت: «این کلیدِ گوهر سوم است.» به محض لمس گردنبند... تالار از نور سفید پر شد. همهٔ آینه‌ها تصویری از آینده را نشان دادند. سپاهی از تاریکی... و دختری که تنها در برابر آن ایستاده بود. اِلین با نگرانی به تصویر خیره ماند.
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هفتادونه | سقوطِ قصر زمین ناگهان لرزید. سقف قصر یخی ترک برداشت. تکه‌های یخ یکی پس از دیگری فرو می‌ریختند. بانوی آینه‌ها با نگرانی گفت: «او پیدامون کرده...» صدای خنده‌ای سرد در تمام قصر پیچید. آرین فریاد زد: «باید از اینجا خارج بشیم!» همگی به سمت دروازه دویدند. اما راه خروج بسته شده بود.
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هشتادم | ملکهٔ سایه‌ها مهی سیاه تالار را در بر گرفت. از میان تاریکی، زنی با ردایی بلند قدم بیرون گذاشت. تاجی سیاه بر سر داشت. چشمان بنفشش در تاریکی می‌درخشید. همه بی‌اختیار عقب رفتند. او لبخندی سرد زد و گفت: «پس بالاخره وارث اِلدوریا را پیدا کردم...» اِلین گردنبندش را محکم در دست گرفت. نور دو گوهر با تاریکی برخورد کرد. نبردی که سرنوشت اِلدوریا را تغییر می‌داد... از همین لحظه آغاز شد.
سلام ایتاتون ماه 🌚 ما اومدیم با ی تقدیمی دیگه فقط نیازه🥺 {قلمرو رمان} و {بتمن} و {روز مرگی} و {لیلیوم} {صورتی} و {کیوت }و{ پناه }و {کنج بهشت} و {روزمرگی دوتایی} عضو بشید و ما میگیم چنلتون وایب چه پرنسس دیزنی رو میده جهت شات@ARP1395👩‍💻
سلام ایتاتون ماه 🌚 ما اومدیم با ی تقدیمی دیگه فقط نیازه🥺 {قلمرو رمان} و {بتمن} و {روز مرگی} و {لیلیوم} {صورتی} و {کیوت }و{ پناه }و {کنج بهشت} و {روزمرگی دوتایی} عضو بشید و ما میگیم چنلتون وایب چه پرنسس دیزنی رو میده جهت شات@ARP1395👩‍💻
🎉 ۲۰۰+ شدیممممم! 😭💖 باورم نمیشه... قلمرو رمان از یک ایده کوچیک، امروز به ۲۰۰ نفر همراه رسیده.🥹📚 از تک‌تک شما ممنونم که کنارمون بودید و از رمان‌ها حمایت کردید.🤍 این تازه شروع راهه... هدف بعدی: ۳۰۰ نفر! 🌷✨
لطفا شرکت بکنین😔😔😭😭
سلام ایتاتون زیبا 🌝 تقدیمی اوردیم چه تقدیمی 🌸 کسایی که {پناه}{روزمرگی}{لیلیوم صورتی}{جورجین پلاس}{قلمرورمان}{کیتی جات}{کنج بهشت} عضو🦋 بشن هم وایب حیوون چنلشون رو🍓 میگیم و هم که براش یه تبلیغ بنری🍫 میزنیم و تبلیغشون در ۷ تا چنل پخش میشود جهت شات@ARP1395👩‍💻
خواهش میکنم توی این یکی شرکت بکنین🥺🥺🥺🥺