eitaa logo
☕️قـلـمــرو رمـــانـــ📚
216 دنبال‌کننده
27 عکس
7 ویدیو
0 فایل
𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕟𝕒𝕞𝕖 𝕠𝕗 𝕘𝕠𝕕 💘🐚 چـایـی بـریز، بـیا بــا هــم رمــان بخــونیــم... ☕📖✨ دنـیــایی از رمــان‌هــای جــذاب و فــانــتزی 🎀☁ رشـد چنـلت🌀🌷 @pastilyyi جانـم؟💖 @mahhhhssa کــپـی؟! با احـتــرام، فیــلتـر❗😌
مشاهده در ایتا
دانلود
بـه بـه میبینم کـه زرنگـا دارن رزور میکنـن😌💘😭 ایشون یه تبلیغ بنری با بنر که خودم براشون درست کنم میخواستن😽🫂
اونایی که باهم جج رفتیم هرکدومتون که لف دادین من اصلا راضی نیستم💔😌🥲
00:00 تایمــ فـداتونــ🫂🫀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این همون خانومه که براشون تبلیغ بنری انجام دادم🫂💕 اینم رضایت قشنگشون🥲🌈
اونایی که جج کردیم و لف دادم هیچ کدومتون رو حلال نمیکنم🥲
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هشتادویکم | نبردِ نور و تاریکی نور گوهرهای اِلین سراسر تالار را روشن کرد. ملکهٔ سایه‌ها لبخندی زد. تاریکی از ردایش بیرون خزید. ساین شمشیرش را کشید. آرین تیرش را آماده کرد. لونا مقابل اِلین ایستاد. نبرد آغاز شده بود...
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هشتادودوم | زخمی برای نجات یکی از سایه‌ها به سمت اِلین حمله کرد. آرین خودش را جلوی او انداخت. تیغهٔ تاریکی بازویش را زخمی کرد. اِلین با نگرانی فریاد زد: «آرین!» آرین لبخند زد. «تا وقتی من هستم... اجازه نمی‌دم بهت آسیب برسه.»
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت هشتادوسوم | بیداریِ گوهر سوم گردنبند کریستالی در دستان اِلین شروع به درخشیدن کرد. سه نور در هم آمیختند. صدایی در سراسر قصر پیچید: «وارث حقیقی اِلدوریا...» زمین لرزید. نشان سوم روی دروازه روشن شد. قدرتی تازه در وجود اِلین جریان پیدا کرد.