📖 نیمکت کنار پنجره
✨ قسمت سی و سوم | دفتر
رها دفترش رو روی نیمکت گذاشت.
وقتی بازش کرد، یک برگه از بین صفحهها افتاد.
روی برگه نوشته بود:
«برای پروژهی بعدی، یادت نره کتاب رو بیاری.»
رها نوشته رو شناخت.
خط ماهان بود.
با لبخند گفت:
«این دیگه کی گذاشته اینجا؟»
ماهان گفت:
«من.»
رها پرسید:
«کی؟»
«وقتی حواست نبود.»
رها خندید.
«تو خیلی بیسروصدا کار میکنی.»
#پارت_سی_سه
#نیمکت_کنار_پنجره
📖 نیمکت کنار پنجره
✨ قسمت سی و چهارم | جشن مدرسه
مدیر مدرسه اعلام کرد:
«هفتهی آینده جشن مدرسه داریم.»
همه شروع به حرف زدن کردند.
نیکی با هیجان گفت:
«رها! باید برای جشن یه کاری انجام بدیم.»
رها خندید.
«مثلاً چی؟»
نیکی گفت:
«هنوز نمیدونم... ولی حتماً یه کاری میکنیم!»
از طرف دیگر، سام به ماهان گفت:
«تو هم باید توی جشن شرکت کنی.»
ماهان گفت:
«من؟ چرا؟»
سام خندید.
«چون این بار نمیذارم فرار کنی.»
#پارت_سی_چهار
#نیمکت_کنار_پنجره
📖 نیمکت کنار پنجره
✨ قسمت سی و پنجم | انتخاب
روز بعد، معلم گفت:
«برای جشن، هر کلاس باید یک برنامه آماده کنه.»
رها دستش رو بالا برد.
«میتونیم یه نمایش کوتاه اجرا کنیم.»
نیکی با ذوق گفت:
«آره!»
معلم لبخند زد.
«پس شما دو نفر مسئول هماهنگی میشین.»
رها به نیکی نگاه کرد.
بعد چشمش به ماهان افتاد که از دور به آنها نگاه میکرد.
سام آرام به ماهان گفت:
«فکر کنم امسال جشن جالبی داریم.»
ماهان لبخند زد.
«فکر کنم همینطوره.»
#پارت_سی_و_پنج
#نیمکت_کنار_پنجره
🥳🍇مسابقه ی ترند شاه توت🍇🥳
باحضور ۸ تا کانالدار خفن😎
برای شرکت در مسابقه فقط کافیه
۱:عضو کانال های زیر بشی⏱
۲_اسکرین شات برای ادمین بفرست📱
۳-کد مخصوص رو بگیر🎟
۴-منتظر اعلام نتایج باش🏆
کلبه خمیری / نقاشی هیلان / اهتدا / قلمرو رمان / جورچین پلاس / لیلیوم صورتی / روزمرگی / یا امام رضا
برای فرستادن شات= @Fateme_banafsh
شاید این دفعه برنده ی خوش شانس ما تو بودی🥳🤩
اگر بعد از مسابقه لف بدی هم چنلت فیلتر میشه و ریپ میشی❌
پس اگه میخوای بعد از مسابقه لف بدی شرکت نکن😡
#قطعا_تو_برنده_ای💪👁
هدایت شده از دیلی موانآ💜
دختراا هرکی از طریق لینک 5نفر برام بیاره تبلیغ رایگان بلاگری بهش میدمم👀💗
تضمین 10جذبب❤️
@kkamand
فقط تا آخر امشب😃