eitaa logo
روزمَرْگی!
246 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
237 ویدیو
18 فایل
https://abzarek.ir/service-p/msg/5757414 اگه حرفی هست می‌خواید در مورد اینجا بگید ناشناس بگید☝🏻 مربوط باشه جواب میدم ارتباط: @Jaber_Velayat تلگرام: https://t.me/Lea_Boshra
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام سلام از راهنمای تور، وارا🤠، به همراهان گرامی: خسته که نشدین؟ حوصله تون که سر نرفته؟ قرار بود امروز بریم مهمونِ یکی دیگه از مردمِ این سرزمین بشیم. ولی از اونجا که احترام به بزرگترها خیلی واجبه، منم به احترام خانمِ «تاء»، اول چیزی که ازم خواستن رو براتون توضیح میدم: قوانین وقف کردن!🚫 درس امروزمون یه خرده طولانیه و تو جاده ها می‌گذره.🛣 به خاطرِ همین، قراره وسطش کلی استراحت کنیم و بنزین بزنیم🤠 خب همون‌جوری که خود خانمِ «تاء» براتون توضیح دادن، هر موقعی که ما قرار باشه وایسیم، حرفِ آخر کلمه اگه لباسش کوتاه باشه، لباسشو عوض می‌کنه و میره تو خونه ش استراحت کنه. اما، یه چیز مهم دیگه ای هم هست که باید یادش بگیریم. اونم این که، ما اصلا کجاها می‌تونیم وایسیم، و کجاها نمی‌تونیم؟ قبل از این که ادامه بدیم، برین یه قرآن با رسم الخط «عثمان طه» بردارین و بذارین جلو چشمتون، تا علامت هایی که بهتون میگم رو بتونین توش پیدا کنین. اینایی که بهتون می‌خوام معرفی کنم، علائم راهنمایی رانندگی ان. باید خوب بهشون توجه کنین. که تو پارک ممنوع پارک نکنین، وقتی پلیس بهتون ایست میده هم فرار نکنین برین😬 البته، این علامت ها، بالای سرِ نوشته ها قرار می‌گیرن. پس اون بالا دنبالشون بگردین. یه چیزِ دیگه رو هم باید خوب بدونین. اونم این که، اگه وسط جاده بنزینتون (نفستون) تموم شد، یا ماشین خاموش شد (عطسه ای سرفه ای چیزی)، دیگه تقصیر شما نیست که وایسادین. فقط باید برین از یه خرده عقب تر دوباره شروع کنین و بیاین جلو. اما بهتره سعی کنین مراقب مقدار بنزینتون باشین. یه جوری تنظیم کنین که وسط راه تموم نشه و بتونین موقع توقف ها باکشو دوباره پر کنین.⛽️ حالا بریم سراغ علائم؟ خب، به این علامتا خوب دقت کنین: 🚫 لا: این علامت، علامتِ توقف ممنوعه. اگه این علامتو دیدی، یعنی اینجا اصلا نباید وایسی❌. باید ادامه بدی و بری. 🛑 مـ: این تابلوی ایستِ پلیسه. اگه این علامتو دیدی، یعنی اینجا حتما باید وایسی. نمی‌تونی ادامه بدی. (توجه: این علامتو با علامت «م» اشتباه نگیر. شکلشون با هم فرق می‌کنه. اون علامت ربطی به قوانین توقف نداره. بعدا معرفیش می‌کنیم.) 🅿️ ج: اینجا پارکینگه. اگه دوست داشتی، می‌تونی ازش استفاده کنی. اگرم دوست نداشتی، می‌تونی به حرکتت ادامه بدی. 🚦 قلے: این علامت، چراغ زرده. اینجا می‌تونی حرکت کنی؛ ولی خب، اگه وایسی بهتره. 🛣 صلے: اینجا حاشیه جاده ست. اینجا می‌تونی وایسی؛ ولی بهتره حرکت کنی. 🚗 س: این علامت، دست اندازه. بهش میگن سَکت. اینجا فقط باید یه نیش ترمزِ کوچیک بگیری و بعدش ادامه بدی. نباید کامل وایسی. 🚧 .•. : علامتِ سه نقطه. اینجا عوارضیه. این علامت، همیشه جفتی ظاهر میشه. وقتی دوتا از اینا دیدیم، یعنی فقط تو یکی از این دوتا جا باید وایسیم و عوارض بدیم. اگه تو اولی واینستادیم، باید تو دومی وایسیم. و اگه تو اولی وایسادیم، تو دومی دیگه نباید وایسیم. همه رو تونستین تمرین کنین؟ خب پس بریم استراحت کنیم تا فردا که می‌خوایم بریم و مهمون «ثاء» کوچولو بشیم.
هدایت شده از روزمَرْگی!
حداقل برید اینو بخونید https://eitaa.com/Concave_mirror/213
دوباره اومدم امشب بخونم شعر و لالایی بگم یادت نره هرگز که تنها مونده "مولا"یی... بگم از عهد و پیمانی که با روحِ خدا بستیم... بگم وقتی وفا کردیم؛ که از این عُهده ننشستیم... بگم ما اهل توحیدیم که با علم الیقین دیدیم: که شورِ انقلابِ ما رسید از مهدیِ زهرا... بگم ما اهلِ ایمانیم که در راهِ شهیدانیم و بازم از یقین میگم برا اهلِ زمین میگم: که روزی پرچم از رهبر می‌گیره وارثِ حیدر... صداتون می‌زنم امشب که: زهرا! فائزه! زینب! بیاید ریحانه و شیدا! یمونه! فاطمه! مینا! بیاید رضوان و فرناز و حنا و مریم و سارا... ملیکا! مائده! نرگس! هدی! فرزانه! یا کوثر! صداتون می‌زنم تک تک برای حجتِ آخر... بیاید سربازِ آقا شیم سفیرِ امرِ مولا شیم بیاید عمارِ رهبر شیم که نذرِ راهِ حیدر شیم بیاید از صبحِ فردا ما بگیم این قصه با دنیا که دنیا! حق و باطل هست! بدون آگاه و غافل هست! اگه غافل شدی از عشق اگه غافل از این راهی بیا همراهِ هم باشیم بریم تا نورِ آگاهی... اگه از اهل این عشقی اگه همراهِ این عهدی که ما با هم یکی هستیم تو راهِ حضرتِ مهدی...
روزمَرْگی!
دوباره اومدم امشب بخونم شعر و لالایی بگم یادت نره هرگز که تنها مونده "مولا"یی... بگم از عهد و پیمان
دیشب می‌خواستم دوباره لالایی بنویسم برا زهرا:) ولی نمی‌دونم چی شد که دلم نیومد از هیچکدوم از بچه‌ها بگذرم... و یهو تبدیل شد به چیزی که برا همتونه...
پرسیدن چرا اسم کانال روزمرْگیه و این افسرده بازیا چیه؟👩🏻‍🦯 باید خدمتتون عرض کنم که این افسردگی نیست نفس المرء خطاه إلى أجله... ما حتی نفس به نفس هم داریم به مرگمون نزدیک می‌شیم ما روز به روز داریم به سرعت حرکت می‌کنیم به سمت اجل محتومِ الهی... و این اجلی که هرروز داره به ما نزدیک تر میشه، باید هرروز و هر لحظه هم تو ذهن ما باشه. باید هر لحظه یادمون باشه که زمانِ باقی مونده ما، هم کمه، هم نامعلومه! منِ انسان، روز به روز دارم می‌میرم... روز به روز دارم فرصتمو از دست میدم... هر روزی که داره می‌گذره، ممکنه آخرین روزِ زندگیِ دنیایی من باشه. آخرین فرصتی که برا رشد و حرکت دارم... اینو گذاشتم اینجا که یاد خودم بمونه، و یاد شما هم بمونه، که اجل الهی منتظر من و شما نیست! یادمون بمونه فرصت محدودی تو این دنیا داریم! یادمون بمونه اگر از این فرصت عقب بمونیم، هیچ راه جبرانی براش نیست. کسایی تو این مسیر بردن، که از تک تک روزها و لحظات فرصت هاشون درست استفاده کردن. برنده واقعی اون کسایی ان که تونستن قبل از این که مرگ بهشون برسه، با ریسمان الهیِ شهادت، برا همیشه از مرگ نجات پیدا کنن. و حتی اون کسایی که اونقدری درست زندگی کردن که حتی وقتی مرگ عادی بهشون رسید هم بازنده نشدن. می‌خوام بگم بچه‌ها بیاید تلاش کنیم بازنده نشیم! فقط همین...
سلام سلام سلاااام بازم وارا اومده و سرزمین الفباش امروز می‌خوایم بریم با «ثاء» کوچولو آشنا بشیم. بذارید ازش بخوایم خودشو معرفی کنه. 👧🏻 ث: ثلام بچه‌ها. به من میگن «ثاء». من خیلی کوشولو ام. برا همینم، نوک ذبونی حرف می‌ذنم👅 خونه من، بین نوکِ ذبون شما و نوک دندونای بالاتونه🏡 یه داداش کوشولوترم دارم. به اون میگن «ذال». اونم مثل من، نوک ذبونی ثُحبت می‌کنه. خودش بعدا خودشو معرفی می‌کنه. حالا بیاین ثِدای منو با لِباثای مختلفم بشنوین. من وقتی لِباث ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثَ، ثا😦 وقتی لباث مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثُ، ثو😮 وقتی لباث بیمارثتانی یا کثره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثِ، ثی😬 کار عجیب غریب دیگه ای هم نمی‌کنم. پَث دیگه من میرم به باذیم بِرِثَم. برین با بقیه آشنا بشین. 🤠 خب پس فعلا با «ثاء» کوچولو خداحافظی می‌کنیم و می‌ریم با «جیم» آشنا بشیم. 👨🏻‍🎤 ج: سلام👋🏻 اسم من «جیم»ـه. بعضیا جیمی جون صدام می‌کنن. خونه‌ی من جلوی لثه بالایی شماست🏡 همونجا که ریشه دندونای جلوییتون زده بیرون حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جَ، جا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جُ، جو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جِ، جی😬 من خواننده هیپ هاپم. کلا نمی‌تونم جایی آروم بگیرم. نمیشه منو اینجوری خوند: ججججججج من صدام این شکلی میاد: ج ج، ج ج ج، ج ج ج ج ج ج ج (با ریتم خوندی نه؟😔😂) منم مثل بقیه دوستای اکیپمون «قطب جد»، در و دیوار خونه م عایق صداست. چون نمی‌خوام صدام همسایه هارو اذیت کنه. واسه همین اگه بخواید منو با لباس خونه بخونید، باید اول از خونه م برید بیرون🥁 یعنی چی؟ یعنی منم مثل بقیه هم اکیپیام، «قَلقَله» دارم. 🤠 خب، خب، خب دیگه با جیمی جون هم آشنا شدیم. دوباره وقت استراحته. فردا دوباره برمی‌گردیم و با بقیه هم آشنا می‌شیم👋🏻
سلام دوباره به همه دوستای عزیزِ وارا🤠 امروز می‌خوایم بریم و با آقای «حاء» آشنا بشیم. آقای «حاء»، میشه خودتونو برا دوستامون معرفی کنید؟ 🎅🏻 ح: سلاااام به همتون👋🏻 وایییی هوا خیلی سردههههه. خب بذارید خودمو معرفی کنم. منو صدا می‌زنن «حاء». خونه من ته ته حلق شماست🏡 من همیشه همیشه سردمه🥶 واسه همین همیشه دارم از ته ته دلم تو دستام «حاااااااا» می‌کنم🥱 حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حَ، حا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حُ، حو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حِ، حی😬 من و «ه‍» با هم داداشیم. ولی خیلی بدمون میاد مارو با هم اشتباه بگیرن. پس خواهش می‌کنم وقتی منو دیدین، حواستون باشه که موقع خوندن، با داداشم اشتباهم نگیرین😓 وای چقدر سرده🥶 حاااااااا🤲🏻🗣 خب من دیگه برمی‌گردم تو لوله بخاری تا بیشتر از این یخ نزدم😶‍🌫 🤠 ممنونیم از آقای «حاء» بابت زحمت و معرفیشون. حالا بریم سراغ آقای «خاء» بفرمایید آقای «خاء»؟ 👨🏻‍🦱 خ: سلام به همّگی شوما👋🏻 منو صدا می‌زنن «خاء» خونه منم ته حلق شوماس🏡 من و رفقام، این اکیپ: «خاء، قاف، غین، صاد، ضاد، طاء، ظاء»، گنگسترای این محله ایم. منم رئیس گنگم🤙🏻 ما کلا موقع حرف زدن صدامون کلفته و ابهّت داریم تو دل مردم. این آقای وارای شما، به این اخلاق ما، میگن «تفخیم» انقد صدامون کلفته که وقتی لباس ورزشی (یا فتحه) رو می‌پوشیم، چه لباسمون کوتاه باشه و چه بلند، صدامون شبیه آآ فارسی میشه. پس چی شد؟ حتی اگه لباس ورزشی مون کوتاه هم باشه، مثل (خَ‍)، بازم صدامون شبیه آ فارسی میشه. از کجا باید بفهمین لباس ما کوتاهه یا بلند؟ هه! این که دیگه کاری نداره که! مثل بقیه حروف! اگه یه حرکت باشه، کوتاهه، و اگه دو حرکت باشه، بلنده. به همین راحتی! حالا بیاین درست حسابی با لباسای منم آشنا بشین. من اگه لباس ورزشی یا فتحه تنم باشه، این شکلی می‌شم: خَ، خا😲 اگه لباس مهمونی یا ضمه تنم باشه، این شکلی می‌شم: خُ، خو😮 (ها؟ چیه؟ نکنه فکر کردین ما قلدرا مهمونی رفتن بلد نیستیم؟!😏) اگه لباس بیمارستانی یا کسره تنم باشه، این شکلی می‌شم: خِ، خی😬 خوب گوش دادین؟ یادتون موند؟ پس دوباره یادآوری می‌کنم! موقع خوندن من و رفقام، هیچ وقت یادتون نره که ابهت مارو حفظ کنید! افتاد؟!👎🏻 راستی، گَنگِ ما یه عضو تازه واردم داره که بلد نیست همه جا قلدری کنه. فقط یه جاهایی قلدره. بهش میگن «راء». خودش بهتون میگه اخلاقاشو. من دیگه کار دارم باید برم. زت زیاد! 🤠 خب... مثل این که با آقای «خاء» هم آشنا شدیم🤐 نظرتون چیه بریم دوباره یه خرده استراحت کنیم، تا فردا که بریم سراغ حروف بعدی؟!
فایل های اپستین بالأخره تونست به یه عده ثابت کنه چیزایی که یه عمر بهشون می‌گفتن توهم توطئه، کاملا واقعیت داشتن. یه خرده دیر شده ولی عیب نداره به هر حال welcome to the club!
هدایت شده از شاعرانه تا خـدا
دلِ من دورِ تو ای نورِ زمان، می‌گردد چون زمین به دورِ خورشیدِ جهان می‌گردد بلکه نوری بدمد از رخِ ماهت در شب دلِ عاشق شده ام آینه سان می‌گردد در برِ کعبه به ما هفت طواف عادت بود دل من دورِ تو هفتاد ز جان می‌گردد از زمانی که پس از سجده تو را حس کردم دلم هر ثانیه از شوقِ اذان می‌گردد از بهارِ رخِ تو پرتوی از نور دمید این زمین باز به دنبالِ خزان می‌گردد غرق ناشکری اگر هست زمین، پس عادیست؛ چارده قرن امامِ وی نهان می‌گردد... گرچه ظلمت‌کده مان لایقِ دیدارِ تو نیست؛ تو بیایی همه جا نور عیان می‌گردد... ✍🏻 بشریٰ
سلام دوباره به همه شما وارا بازم اومده تا شما رو با بقیه دوستاش آشنا کنه🤠 امروز می‌خوایم با خانم «دال» آشنا بشیم. خودتونو معرفی می‌کنید خانم «دال»؟ 👩🏻‍🎤 د: بعععله. سلام به همّه شما که صدامو می‌شنوین👋🏻 به من میگن «دال» خونه من پشتِ دندونای جلوییِ شماست🏡 حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دَ، دا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دُ، دو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دِ، دی😬 من طبل زنِ اکیپِ «قطب جد» ام. در و دیوار خونه منم، مثل بقیه رفقام عایق صداست. واسه همین منم اگه بخواید با لباس خونه بخونید، باید اول از خونه م برید بیرون تا صدام شنیده بشه🥁 پس منم مثل بقیه هم اکیپیام، «قَلقَله» دارم! 🤠 خب خیلی هم عالی. با خانم «دال» هم آشنا شدیم. حالا وقتشه بریم سراغ «ذال» کوچولو. سلام آقای «ذال». خودتو برا ما معرفی می‌کنی؟ 👦🏻 ذ: ثلام. اثم من «ذال» ـه. من داداش کوچولوی «ثاء» ام. منم مثل خواهرم «ثاء»، خونه م بین نوکِ ذَبونِ شما و نوکِ دندونای بالاییتونه🏡 منم مثل خواهرم نوک ذَبونی ثُحبَت می‌کنم. حالا بیاین ثِدای منو با لِباثای مختلفم بشنوین. من وقتی لِباث ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذَ، ذا😦 وقتی لباث مهمونی یا ذَمّه(ضمه) رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذُ، ذو😮 وقتی لباث بیمارثتانی یا کثره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذِ، ذی😬 منو شناختین؟ خب دیگه من میرم با خواهرم باذی کنم. خداحافِذ👋🏻
روزمَرْگی!
سلام دوباره به همه شما وارا بازم اومده تا شما رو با بقیه دوستاش آشنا کنه🤠 امروز می‌خوایم با خانم «دا
با عرض پوزش بابت سه روزِ گذشته نمی‌دونم چرا ولی من تو متن نوشتن هم مثل کلاسام، به تعطیلات رسمی وفادارم و تو روزای تعطیل نمی‌نویسم😂💔