eitaa logo
روزمَرْگی!
246 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
237 ویدیو
18 فایل
https://abzarek.ir/service-p/msg/5757414 اگه حرفی هست می‌خواید در مورد اینجا بگید ناشناس بگید☝🏻 مربوط باشه جواب میدم ارتباط: @Jaber_Velayat تلگرام: https://t.me/Lea_Boshra
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام سلام سلاااام بازم وارا اومده و سرزمین الفباش امروز می‌خوایم بریم با «ثاء» کوچولو آشنا بشیم. بذارید ازش بخوایم خودشو معرفی کنه. 👧🏻 ث: ثلام بچه‌ها. به من میگن «ثاء». من خیلی کوشولو ام. برا همینم، نوک ذبونی حرف می‌ذنم👅 خونه من، بین نوکِ ذبون شما و نوک دندونای بالاتونه🏡 یه داداش کوشولوترم دارم. به اون میگن «ذال». اونم مثل من، نوک ذبونی ثُحبت می‌کنه. خودش بعدا خودشو معرفی می‌کنه. حالا بیاین ثِدای منو با لِباثای مختلفم بشنوین. من وقتی لِباث ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثَ، ثا😦 وقتی لباث مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثُ، ثو😮 وقتی لباث بیمارثتانی یا کثره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ثِ، ثی😬 کار عجیب غریب دیگه ای هم نمی‌کنم. پَث دیگه من میرم به باذیم بِرِثَم. برین با بقیه آشنا بشین. 🤠 خب پس فعلا با «ثاء» کوچولو خداحافظی می‌کنیم و می‌ریم با «جیم» آشنا بشیم. 👨🏻‍🎤 ج: سلام👋🏻 اسم من «جیم»ـه. بعضیا جیمی جون صدام می‌کنن. خونه‌ی من جلوی لثه بالایی شماست🏡 همونجا که ریشه دندونای جلوییتون زده بیرون حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جَ، جا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جُ، جو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: جِ، جی😬 من خواننده هیپ هاپم. کلا نمی‌تونم جایی آروم بگیرم. نمیشه منو اینجوری خوند: ججججججج من صدام این شکلی میاد: ج ج، ج ج ج، ج ج ج ج ج ج ج (با ریتم خوندی نه؟😔😂) منم مثل بقیه دوستای اکیپمون «قطب جد»، در و دیوار خونه م عایق صداست. چون نمی‌خوام صدام همسایه هارو اذیت کنه. واسه همین اگه بخواید منو با لباس خونه بخونید، باید اول از خونه م برید بیرون🥁 یعنی چی؟ یعنی منم مثل بقیه هم اکیپیام، «قَلقَله» دارم. 🤠 خب، خب، خب دیگه با جیمی جون هم آشنا شدیم. دوباره وقت استراحته. فردا دوباره برمی‌گردیم و با بقیه هم آشنا می‌شیم👋🏻
سلام دوباره به همه دوستای عزیزِ وارا🤠 امروز می‌خوایم بریم و با آقای «حاء» آشنا بشیم. آقای «حاء»، میشه خودتونو برا دوستامون معرفی کنید؟ 🎅🏻 ح: سلاااام به همتون👋🏻 وایییی هوا خیلی سردههههه. خب بذارید خودمو معرفی کنم. منو صدا می‌زنن «حاء». خونه من ته ته حلق شماست🏡 من همیشه همیشه سردمه🥶 واسه همین همیشه دارم از ته ته دلم تو دستام «حاااااااا» می‌کنم🥱 حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حَ، حا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حُ، حو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: حِ، حی😬 من و «ه‍» با هم داداشیم. ولی خیلی بدمون میاد مارو با هم اشتباه بگیرن. پس خواهش می‌کنم وقتی منو دیدین، حواستون باشه که موقع خوندن، با داداشم اشتباهم نگیرین😓 وای چقدر سرده🥶 حاااااااا🤲🏻🗣 خب من دیگه برمی‌گردم تو لوله بخاری تا بیشتر از این یخ نزدم😶‍🌫 🤠 ممنونیم از آقای «حاء» بابت زحمت و معرفیشون. حالا بریم سراغ آقای «خاء» بفرمایید آقای «خاء»؟ 👨🏻‍🦱 خ: سلام به همّگی شوما👋🏻 منو صدا می‌زنن «خاء» خونه منم ته حلق شوماس🏡 من و رفقام، این اکیپ: «خاء، قاف، غین، صاد، ضاد، طاء، ظاء»، گنگسترای این محله ایم. منم رئیس گنگم🤙🏻 ما کلا موقع حرف زدن صدامون کلفته و ابهّت داریم تو دل مردم. این آقای وارای شما، به این اخلاق ما، میگن «تفخیم» انقد صدامون کلفته که وقتی لباس ورزشی (یا فتحه) رو می‌پوشیم، چه لباسمون کوتاه باشه و چه بلند، صدامون شبیه آآ فارسی میشه. پس چی شد؟ حتی اگه لباس ورزشی مون کوتاه هم باشه، مثل (خَ‍)، بازم صدامون شبیه آ فارسی میشه. از کجا باید بفهمین لباس ما کوتاهه یا بلند؟ هه! این که دیگه کاری نداره که! مثل بقیه حروف! اگه یه حرکت باشه، کوتاهه، و اگه دو حرکت باشه، بلنده. به همین راحتی! حالا بیاین درست حسابی با لباسای منم آشنا بشین. من اگه لباس ورزشی یا فتحه تنم باشه، این شکلی می‌شم: خَ، خا😲 اگه لباس مهمونی یا ضمه تنم باشه، این شکلی می‌شم: خُ، خو😮 (ها؟ چیه؟ نکنه فکر کردین ما قلدرا مهمونی رفتن بلد نیستیم؟!😏) اگه لباس بیمارستانی یا کسره تنم باشه، این شکلی می‌شم: خِ، خی😬 خوب گوش دادین؟ یادتون موند؟ پس دوباره یادآوری می‌کنم! موقع خوندن من و رفقام، هیچ وقت یادتون نره که ابهت مارو حفظ کنید! افتاد؟!👎🏻 راستی، گَنگِ ما یه عضو تازه واردم داره که بلد نیست همه جا قلدری کنه. فقط یه جاهایی قلدره. بهش میگن «راء». خودش بهتون میگه اخلاقاشو. من دیگه کار دارم باید برم. زت زیاد! 🤠 خب... مثل این که با آقای «خاء» هم آشنا شدیم🤐 نظرتون چیه بریم دوباره یه خرده استراحت کنیم، تا فردا که بریم سراغ حروف بعدی؟!
فایل های اپستین بالأخره تونست به یه عده ثابت کنه چیزایی که یه عمر بهشون می‌گفتن توهم توطئه، کاملا واقعیت داشتن. یه خرده دیر شده ولی عیب نداره به هر حال welcome to the club!
هدایت شده از شاعرانه تا خـدا
دلِ من دورِ تو ای نورِ زمان، می‌گردد چون زمین به دورِ خورشیدِ جهان می‌گردد بلکه نوری بدمد از رخِ ماهت در شب دلِ عاشق شده ام آینه سان می‌گردد در برِ کعبه به ما هفت طواف عادت بود دل من دورِ تو هفتاد ز جان می‌گردد از زمانی که پس از سجده تو را حس کردم دلم هر ثانیه از شوقِ اذان می‌گردد از بهارِ رخِ تو پرتوی از نور دمید این زمین باز به دنبالِ خزان می‌گردد غرق ناشکری اگر هست زمین، پس عادیست؛ چارده قرن امامِ وی نهان می‌گردد... گرچه ظلمت‌کده مان لایقِ دیدارِ تو نیست؛ تو بیایی همه جا نور عیان می‌گردد... ✍🏻 بشریٰ
سلام دوباره به همه شما وارا بازم اومده تا شما رو با بقیه دوستاش آشنا کنه🤠 امروز می‌خوایم با خانم «دال» آشنا بشیم. خودتونو معرفی می‌کنید خانم «دال»؟ 👩🏻‍🎤 د: بعععله. سلام به همّه شما که صدامو می‌شنوین👋🏻 به من میگن «دال» خونه من پشتِ دندونای جلوییِ شماست🏡 حالا با لباسای مختلفم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دَ، دا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دُ، دو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: دِ، دی😬 من طبل زنِ اکیپِ «قطب جد» ام. در و دیوار خونه منم، مثل بقیه رفقام عایق صداست. واسه همین منم اگه بخواید با لباس خونه بخونید، باید اول از خونه م برید بیرون تا صدام شنیده بشه🥁 پس منم مثل بقیه هم اکیپیام، «قَلقَله» دارم! 🤠 خب خیلی هم عالی. با خانم «دال» هم آشنا شدیم. حالا وقتشه بریم سراغ «ذال» کوچولو. سلام آقای «ذال». خودتو برا ما معرفی می‌کنی؟ 👦🏻 ذ: ثلام. اثم من «ذال» ـه. من داداش کوچولوی «ثاء» ام. منم مثل خواهرم «ثاء»، خونه م بین نوکِ ذَبونِ شما و نوکِ دندونای بالاییتونه🏡 منم مثل خواهرم نوک ذَبونی ثُحبَت می‌کنم. حالا بیاین ثِدای منو با لِباثای مختلفم بشنوین. من وقتی لِباث ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذَ، ذا😦 وقتی لباث مهمونی یا ذَمّه(ضمه) رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذُ، ذو😮 وقتی لباث بیمارثتانی یا کثره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: ذِ، ذی😬 منو شناختین؟ خب دیگه من میرم با خواهرم باذی کنم. خداحافِذ👋🏻
روزمَرْگی!
سلام دوباره به همه شما وارا بازم اومده تا شما رو با بقیه دوستاش آشنا کنه🤠 امروز می‌خوایم با خانم «دا
با عرض پوزش بابت سه روزِ گذشته نمی‌دونم چرا ولی من تو متن نوشتن هم مثل کلاسام، به تعطیلات رسمی وفادارم و تو روزای تعطیل نمی‌نویسم😂💔
‌اینهمه سال، کم در مورد این جنایات حرف نزده بودم برا بقیه این‌طور نبود که مثلا ندونم و تازه شنیده باشم و اینا ولی بازم این روزا انقدر با خوندن و دیدن اسناد و تصاویر فایل های اپستین گریه کردم، بارها تا تونستم بالا آوردم، و... انقدر این جماعت شیطانن که اگه خود ابلیس از اینا اعلام برائت کنه تعجب نمی‌کنم...
🤠 از وارا به همراهان تور🎙 صدای منو دارین؟ جمع بشین که بریم به حرف بعدی سر بزنیم امروز می‌خوایم از خانم «راء» بخوایم خودشو معرفی کنه خانم «راء»! خودتونو برا ما معرفی می‌کنین؟ 👩🏻‍🦱 ر: سلام به آقای وارا و همه دوستاش👋🏻 من «راء» هستم. فکر می‌کنم رئیسمون آقای «خاء» قبلا درمورد من حرف زده باشه باهاتون. خونه من جلوی سقف دهن شماست🏡 بذارید راحت تر آدرس بدم: از دندونای بالاتون یه خرده برید بالاتر، آفرین همونجا که رسیدید به لثه بالای دندوناتون. اونجا خونه منه. من موتور سوارم🏍 واسه همین صدای من همیشه اینجوری شنیده میشه: رررررررررررر🏍 منم عضو گَنگِ آقای «خاء» هستم. ولی همون طوری که احتمالا تا الان متوجه شدین، من کوچیکترین و منطقی ترین عضو این گنگم! چرا میگم منطقی ام؟ برا این که می‌دونم فقط وقتی باید قلدری کنم که جاش باشه. وقتی دست و پام شکسته باشه دیگه قلدر بازی درنمیارم. پس یادتون باشه، من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، حسابی قلدرم. وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم هم هنوز قلدرم. اما وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو پوشیده باشم، دیگه قلدر نیستم! مدل قلدری کردنم با فتحه و ضمه، دقیقا شبیه بقیه گَنگه. که رئیسمون توضیح داده و دیگه لازم نیست منم بگم. پس بیاین با لباسای مختلفم آشنا بشین: من اگه لباس ورزشی یا فتحه تنم باشه، این شکلی می‌شم: رَ، را😲 اگه لباس مهمونی یا ضمه تنم باشه، این شکلی می‌شم: رُ، رو😮 اگه لباس بیمارستانی یا کسره تنم باشه، این شکلی می‌شم: رِ، ری😬 اینم باید بهتون بگم، که من با لباس خونه هم همیشه قلدر نیستم. کی قلدرم؟ وقتی کسی که داره بهم حمله می‌کنه(حرف قبلی ای که لباس فرم یا حرکت داره)، سالم باشه نه بیمارستانی! ضعیف کش نیستم. مثلا چطوری؟ بذارید براتون مثال بزنم. من اینجور وقتا قلدرم: ۱. وقتی خودم فتحه یا ضمه دارم: رَسولُ، رازِقينَ، رُحَماءُ، كافِ‍رونَ دیدین که؟ بلند و کوتاهش فرقی نمی‌کنه! ۲. وقتی خودم لباس خونه تنمه(ساکنم) و حرف متحرک قبلیم(اون حرفی که لباس خونه تنش نیست) فتحه یا ضمه داره: أَكْ‍بَرْ، أَشْ‍جارْ، أَشْ‍هُرْ، مَسْ‍طورْ بازم، بلند و کوتاهش فرقی نمی‌کنه! چه زمان هایی قلدر نیستم؟ ۱. وقتی لباس بیمارستانی تنمه: رِسالَه، فَریقْ بلند و کوتاهش فرقی نمی‌کنه ۲. وقتی لباس خونه تنمه و حرف متحرک قبلیم(حرف متحرک، حرفیه که لباس خونه تنش نیست. لباس فرم داره)، لباس بیمارستانی تنشه: شِعْرْ، نَظیرْ بازم دیدین که، بلند و کوتاهش فرقی نمی‌کنه! پس؛ یادتون بمونه! من قلدر هستم؛ اما ضعیف کش نیستم! وقتی هم دست و پام شکسته باشه، بیخودی قلدر بازی درنمیارم! پس فقط بعضی وقتا «تفخیم» دارم. خب دیگه خیلی حرف زدیم. بهتره خداحافظی کنیم. منم امروز مسابقه دارم باید برم. رررررررررررررر💨🏍 🤠 خب... عه... ایشونم که گازشو گرفت رفت😕 بهتره یه خرده برین استراحت کنین. فردا یادتون باشه لباسای ضد حشره بپوشین که می‌خوایم سراغ یه زنبوردار بریم🐝 یادتون نره ها!
سلاااام به شما وارا بازم اومده🤠 لباسای ضد حشره تونو آوردین؟ بریم؟ خیلی خب، خانم «زاء»، میشه خودتونو معرفی کنین؟ 👩🏻‍🌾 ز: سلام👋🏻 خیلی خوش اومدین. به من میگن «زاء». خونه من بین دندونای بالا و پایینِ فکِ بسته‌ی شماست🏡 من یه مزرعه دارم. کنار مزرعه م، یه زنبورداری بزرگ هم دارم. یه عاااالمه زنبور اطراف منه. برا همین صدایی که تو خونه من می‌شنوید همیشه این شکلیه: زززززززززززززززززززز🐝 حالا با لباسای مختلفم هم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: زَ، زا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: زُ، زو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: زِ، زی😬 دیگه برین با بقیه آشنا بشین. من باید برم به زنبورام برسم و عسلشونو زودتر بردارم👋🏻🐝 🤠 خب دیگه بیشتر از این مزاحم خانم «زاء» نمی‌شیم. تا همین حوالی مزرعه هستیم، بهتره بریم با صاحب مزرعه بغلی، آقای «سین»، هم آشنا بشیم. آقای «سین»، خودتونو معرفی می‌کنین؟ 👨🏻‍🌾 س: سلام به آقای وارا و همراهانش👋🏻 خیلی خوش اومدید. خونه من هم کنار خونه خانم «زاء» عه. بین دندونایِ بالا و پایین فکِ بسته‌ی شما🏡 من توی مزرعه خودم، مارگیری هم انجام میدم🧺🐍 برا همین اینجا همیشه صدای مار شنیده میشه: سسسسسسسسسسسس🐍 حالا با لباسای مختلف منم آشنا بشین. من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: سَ، سا😦 وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: سُ، سو😮 وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو می‌پوشم، این شکلی می‌شم: سِ، سی😬 خب دیگه بهتره زودتر از اینجا برین تا ماری نیشتون نزده🐍 🤠 خبببب با آقای «سین» هم آشنا شدیم. درس امروزمون درس خطرناکی بود. خیلی مراقب بودید که نه نیش زنبور بخورید نه نیش مار. حتما خسته شدید. بهتره دیگه برید استراحت کنید تا جلسه بعد🛌
27.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مضامینِ سرودهای انقلابیِ ما اینه محتوای ارائه شده توسط دشمنان این مضامین؟ متأسفانه حقیقتا هرگز محتوایی جز فحاشی ارائه نکردن که بتونیم به نمایش بذاریم:) پیشنهاد می‌کنم یه بار با دقت به محتوا و مضمون گوش بدید (بهاران خجسته باد)
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مضامینِ سرودهای انقلابیِ ما اینه محتوای ارائه شده توسط دشمنان این مضامین؟ متأسفانه حقیقتا هرگز محتوایی جز فحاشی ارائه نکردن که بتونیم به نمایش بذاریم:) پیشنهاد می‌کنم یه بار با دقت به محتوا و مضمون گوش بدید (این بانگ آزادی‌ست)
هدایت شده از ☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨﷽✨ 🥷ما جیره‌خورهای نظام! ✍️ش. شیردشت‌زاده (این متن طنز رو چند روز پیش توی سایت ویرگول، در واکنش به بعضی کامنت‌ها نوشتم) من یک مزدور جیره‌خور نظامم. این اعتقادی ست که خیلی‌ها اینجا درباره من دارند. فلذا امروز می‌خواهم سکوت را بشکنم و برایتان بنویسم که مزدور جیره‌خور بودن دقیقا چه شکلی ست. ما جیره‌خورها از نسخه پرو(Pro) ایران استفاده می‌کنیم. توی این نسخه، دلار هنوز هزار تومان است و سکه یک میلیون تومان، ولی حقوقمان ماهی ۱۰۰ میلیون تومان در ماه است. این حقوق که می‌گویم، همان جیره‌ای هست که بخاطر طرفدار نظام بودن به ما می‌دهند. تازه این کف کار است. به ازای هر راهپیمایی که شرکت کنیم، ۱۰ میلیون تومان به حسابمان واریز می‌شود، علاوه بر این که یک سال سهمیه ساندیس رایگان برای خودمان و خانواده‌هایمان بهمان می‌دهند. همه این‌هایی که می‌بینید می‌آیند راهپیمایی یا تشییع شهدا، پولشان قبل از اینکه بیایند برایشان پایا شده. به ازای هر پلاکارد یا چفیه یا سربند یا مصاحبه، پنج میلیون تومان اضافه هم می‌دهند. هرچی مرگ بر آمریکا و اسرائیل را محکم‌تر بدهید، ساندیس تازه‌تری می‌گیرید. برای جیره‌خور شدن زحمت زیادی لازم نیست بکشید. من خودم آخرین اقدامم برای جیره‌خور شدن برمی‌گردد به کلاس هشتم متوسطه اول که رفتم فرم بسیج دانش‌آموزی پر کردم. تازه کارتش را هم هنوز بهم ندادند ولی ایران پرو برام فعال شده و خیلی راضی‌ام. برای این که ایران پرو برایتان فعال شود، باید فقط به نزدیک‌ترین شعبه پایگاه بسیج محل یا مسجد مراجعه کنید. فرم بسیج را پر می‌کنید و نسخه ایران پرو برایتان فعال می‌شود. بعد هم با توجه به اینکه دیدار رهبری و راهپیمایی بروید، حقوقتان بیشتر می‌شود. ترجیحاً عکس پروفایلتان را هم عکس حاج قاسم یا رهبری بگذارید و توی بیو بنویسید جانم فدای رهبر. خلاصه اینکه ما جیره‌خورها خیلی خوشمان است. ما توی نسخه ایران پرو، هوای کاملا پاک تنفس می‌کنیم و آینده روشنی داریم و به هرجایی دلمان بخواهد می‌رسیم. یعنی ما تا لیسانس می‌گیریم راحت شغل خوب گیرمان می‌آید و فوری ازدواج می‌کنیم و انقدر شرایط اقتصادی مان خوب است و انقدر نظام آموزشی عالی است که می‌توانیم دوتا دوتا بچه بیاوریم. از نظر روحی و روانی کاملا سالمیم و اگر یک ذره مریض بشویم، دولت همه هزینه درمانمان در بهترین بیمارستان‌ها را می‌دهد. در یک نظام آموزشی مترقی و عالی هم درس خوانده‌ایم. برای همین است که ما جیره‌خورهای سهمیه‌ای اصلا درک نمی‌کنیم شما معمولی‌ها چرا توی خیابان می‌ریزید و اعتراض می‌کنید. آخر ما نه گرانی چشیده‌ایم نه ناامید شده‌ایم نسبت به شرایط کشور. اینترنت را نگفتم که ما همیشه به آن دسترسی داریم؛ آن هم اینترنت فوق پرسرعت که حتی ژاپن و کره جنوبی هم در حسرت آنند و تازه هیچ سایتی هم فیلتر نیست. همه نرم‌افزارها و پیام‌رسان‌ها و سایت‌ها بازند، ولی ما خودمان چون بچه‌های خوبی هستیم، فقط سایت فارس و تسنیم و خامنه‌ای دات‌آی‌آر را باز می‌کنیم و فقط از ایتا و سروش استفاده می‌کنیم و چون خیلی باشعوریم، سراغ آن محتواها و سایت‌های بد و خاکبرسری نمی‌رویم. یکی از تفریحات خانوادگی ما اختلاس است. ما خودمان از خودمان اختلاس می‌کنیم. همه قدرت مملکت هم دست ماست. رییس‌جمهور را ما انتخاب می‌کنیم و انتخابات را هم نمایشی برگزار می‌کنیم که دور هم بنشینیم رای بشماریم و غیبت کنیم. نرخ دلار ایران معمولی را ما تعیین می‌کنیم، سه قوه را ما کنترل می‌کنیم و خلاصه، خوشمان است که قدرت دست ماست و هرکاری بخواهیم توی این مملکت می‌کنیم. اسلحه هم داریم. همه مسلح تردد می‌کنیم چون می‌توانیم قانون را دور بزنیم. می‌توانیم راحت با کلاشینکف ملت را توی خیابان به رگبار ببندیم؛ فقط نمی‌دانم چرا با اینکه همه تا دندان مسلحیم، بازهم تنها گیرمان می‌اندازند و مثل آرمان علی‌وردی و روح‌الله عجمیان، انقدر می‌زنندمان که بمیریم؛ یا مثل بعضی بچه‌های ناجا، تکه‌تکه‌مان می‌کنند. عجیب است واقعا! ما که مسلحیم!!! ما همین تازگی کلی مسجد و بانک و حسینیه و ساختمان‌های دولتی و خصوصی را آتش زده‌ایم و تخریب کرده‌ایم که بیندازیم گردن مردم معترض و مظلوم‌نمایی کنیم که مردم بیایند طرف ما و پول خسارات را هم خودمان می‌دهیم. چندتایی از پلیس‌ها و بسیجی‌ها و پاسدارهایی از ما که شهید شدند را هم خودمان شهید کردیم. یعنی خودشان خواستند بروند که شهید شوند. مدیونید فکر کنید این‌ها نگران زن و بچه‌شان بودند. از خدای خودشان و خانواده‌هاشان بود که شهید شوند. هم رفتند بهشت، هم به خانواده‌شان سهمیه‌های آنچنانی می‌دهند؛ مثلا بچه‌هاشان حتی اگر روز کنکور توی خانه بگیرند بخوابند هم می‌توانند رشته پزشکی دانشگاه تهران بیاورند. و معلوم است که هر آدم عاقلی بین سهمیه و پدر یا همسرش، سهمیه را انتخاب می‌کند! جیره‌خور نظام بودن خیلی خوب است خدایی. شما هم بیایید جیره‌خور شوید!😁