“آخ که چقدر دلم تنگ شده برای اون مسیر رفت و برگشت از مدرسمون که دست تو دست هم راه میرفتیم… اصلا انگار آفریده شده بودن برای ما! هیچ وقت از رفت و آمد توشون خسته نمیشدیم، هر بار یه خاطرهی جدید توشون میساختیم. یادش بخیر، صدای خنده هامون وقتی از مدرسه برمیگشتیم، یا اون آببازیهای حسابی بعد از زنگ تعطیلی مدرسه… وای که چقدر خوش میگذشت! الان همهشون شدن خاطره، ولی چه خاطرههایی! راست میگفت ریحانه، که: «ما خیلی خوش میگذرونیم تو راه…»”
بالاخره روز تولدت فرا رسید... فاطمه جونم تولدت مبارک ... رفیق قشنگم رفیق شهیدم فاطمه جونم امروز تولد توهه تولد ده سالگی ... فاطمه جونم رفیق شهیدم یادته قبل از شهادتت همش بهم میگفتی که دوست داری تولد ده سالگیت بهترین تولد عمرت باشه 🥺... فاطمه جونم یادته بهم میگفتی دوست داری تولد ده سالگیت رو در بهترین مکان و با بیشترین امکانات بگیری ... یادته ... حالا گرفتی یه تولد بزرگ تو ی بهشت با پیامبر اکرم امروز تولد پیامبر بزرگمان حضرت محمد (ص) یعنی تولد تو با پیامبر توی یک روز واییی🥺 چه جشن بزرگی تویه بهشته دیدی دیدی تولد ده سالگیت بهترین تولد عمرت شد. دیدی رفیقم تولدت مبارک ... . ــــــ نگار رفیقت ــــــ
خیلی دلم میخواست بودم...
دلم میخواست توی اولین تولدت پیش فرشته ها و خانواده ی مهربونت توی بهشت باشم:)
اونجا پیش تو و بچه ها نیستم ، ولی دلم اونجاست و مشتاقانه منتظرم شروع بشه ،،، امیدوارم خوشحال بشی🥲
تولدت تو بهشت مبارک فاطمه کوچولو🥲🤍
ــرامیلا
یکاری کن سال بعد پیشت باشم🥺
این اولین تولد فاطمه سادات تو آسموناست؛
ما گفتیم به رسم همه تولد ها به فاطمه سادات هدیه بدیم🌱✨
https://taalei-edu.ir/quran/k318
برای فاطمه سادات نماز خوندید
برای این آیدی بفرستید🌱✨
@Nazaninaali
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
فاطمه ساداتِ قشنگم… عزیز دلم امروز، نوزدهم شهریوره. روزی که اومدی و دنیای ما رو قشنگتر کردی. روزی که فهمیدیم فرشتهها هم میتونن بین ما زندگی کنن
میدونم، حس میکنم که الان، کنارِ خانوادهی بهشتیت، رو به رومون نشستهای. داری با چشمهای مهربونت نگاهمون میکنی و لبخند میزنی. فاطمه ساداتِ عزیزم، تو مایهی افتخار مایی. تو با شهادتت، به ما یاد دادی که عشق واقعی، فدا شدن برای خداست.
امروز، دور هم جمع شدیم، تا تولدت رو جشن بگیریم. تا بهت بگیم که چقدر دلتنگتیم، چقدر دوستت داریم، و چقدر بهت افتخار میکنیم.
فاطمه ساداتِ جونم، ازت میخوام که ما رو هم یاد کنی و دستمون رو بگیر و کمک کن که بتونیم راهِ تو رو ادامه بدیم. دعا کن که ما هم بتونیم مثل تو، برای خدا زندگی کنیم و برای خدا بمیریم.
فاطمه سادات جان تولدت در آسمان ها مبارک
{ازطرفرفقایفاطمهساداتوریحانهسادات}
سامانه ختم قرآن گروهی | ختم قرآن به نیت خانواده بهشتی
https://taalei-edu.ir/quran/k328
شب جمعه است و شهدای عزیزمون قطعا زائر امام حسین ع هستن.
ریحانه سادات جان از بچگی عاشق امام حسین ع بود
همیشه لحظه شماری میکرد تا اربعین بشه و بره پیاده روی اربعین.
اصلا برایش قابل قبول نبود که به هر عنوانی اربعین بیاد و نره پیاده روی.
تمام سعیش میکرد هرجورشده
این سفر هرساله رو بره.
من یکسفر با ریحانه سادات جان هم قدم اربعینش بودم.
با اینکه خیییلی کوچیک بود کل راه رو تا کربلا پیاده اومد و هرکی از کنارش رد میشد تشویقش میکرد.حتی یادمه چند نفر از زوار ایرانی بهش گفته بودن بزار یکم روی دوشمون بگیریمت اماقبول نمیکرد.
یادمه خیلی بهش اصرار میکردم حداقل یک کمی رو کالسکه فاطمه سادات بیا،ولی اصلا قبول نمیکرد میگف من باید همه راه پیاده بیام.
و اگر کسی میخواست پیشنهاد بده که یک مقدار از راه رو سواره بریم خیلی ناراحت میشد و اصلا راضی نمیشد.
پیاده روی اربعین رو به کامل پیاده رفتنش میدونست.
مثل همه ماها تنها ساعت محدودی از شب رو میخوابید،با اینکه تایم های طولانی راه میرفتیم بدون ذره ای احساس خستگی یا ناراحتی راه میومد و هیچ وقت نشد که بخواد گلایه ای بکنه.
تنها یک سفر قسمتم شد برم پیاده روی اربعین همون یک سفر هم سعادت اینو داشتم که با ریحانه سادات جانم هم قدم باشم.
#خاله
خـواهــران بهشتـے🦋
شب جمعه است و شهدای عزیزمون قطعا زائر امام حسین ع هستن. ریحانه سادات جان از بچگی عاشق امام حسین ع بو
سخنی از خاله بزرگوار شهیده فهیمه مقیمی🌻✨💛