eitaa logo
خـواهــران بهشتـے🦋
7.7هزار دنبال‌کننده
266 عکس
81 ویدیو
1 فایل
♡بِـــسمِ رَب اَلشـُـهَدا وَ صِدیقیــن....♡ خاطـراتـے از جنسـ بـهـشتـ... خاطـراتـے مُنتَهی بــہ شــهادتـ... و خاطـراتـے مُنتَهی بــہ بهشـتـ... کپی؟خیر خاطراتمون با ارزشه ‌‌‌... اگه سوالی درباره ی ریحانه سادات داشتید👇 https://daigo.ir/secret/41530507702
مشاهده در ایتا
دانلود
ریحانه ی من…. 💔 بازم صدامو میشنوی؟ میدونم که میشنوی. آخه خودت اومدی تو خوابم، همون چند شب پیش. یادت میاد؟ بهت گفتم: «اگه صدات کنم، میای پیشم؟» گفتی: «آره…» حالا ببین… نگاه کن به دلم. ببین چطور بدون تو خونه. نازنین بدون تو داغون شده...😞 ببین دلم چطور از غصه داره می‌ترکه. چقدر دلم تنگته… چقدر این روزا سخت میگذره. هر لحظه انگار یه تیکه از قلبم کنده میشه. ریحانه جونم...🫂❤️ دست همه ی ما رو بگیر..✨
روز تولدم بود تولد ده سالگیم کم کم نزدیکای اذان مغرب بود که بقیه ی دوستام رفتن و دوست صمیمی هام موندن داشتیم بازی میکردیم با بچه ها که یهو اذان مغرب رو دادن فاطمه سادات بلافاصله رفت و وضو گرفت و آماده ی نماز شد گفت : نگار بیا بریم نماز بخونیم .گفتم: فاطمه سادات بیا بازی کنیم و بعد میریم نماز می‌خونیم فاطمه سادات گفت :نه ! نماز اول وقت مهم تره .رفت از مادرم یک چادر و مهر گرفت و رفت داخل اتاق و برای این که حواسش پرت نشه در هم بست و نمازش را خوند و بعد اومد با ما بازی کرد. فاطمه سادات جونم نماز اول وقت خیلی براش مهم بود حتی در بد ترین شرایط هم نماز رو اول وقت میخوند ---- نگار -----
سلام خواهر عزیزتر از جانم. با تمام وجودم و دلتنگی فراوانی که دارم و با چشمان گریانم برایت مینویسم. تو خواهر من بودی خواهری مهربان و دلسوز که مانندد فرزندان خود برایم نگران بودی.. تو قبل از شهادتتت خواهر من بودی.بهم زنگ میزدی و خبرم میگرفتی..اخرین روزی که اومدی خونه ی من و ساک دستی خودت و گذاشتی .از بالای پنجره گفتم رباب جانم ساکت جا مونده و گفتی برای خودته...و این اخرین وصف از بخشندگی و دستان پرمحبت دنیاییت بود 😔 ولی رفتی و روزی رسید که شنیدم خانه ات ویران شد و پر کشیدی ‌...روزی که دیگه دستانم بهت نرسید.. دیگه مالک پیکرت هم نشدم... و فقط از دور رفتنت رو مشاهده کردم و گریستم... وافسوس که حتی زمانی هم به من اختصاص پیدا نکرد تا مانند بقیه خانواده شهدا ساعتی در اختیارت باشم و لمست کنم.... و من فقط شاهد دور شدنت شدم..😔 ولی از خدا و از خودت میخوام روح پاک و زیبایت را از من دریغ نکنی... دوست دارم..و با خاطراتت نفس میکشم عزیزم..
خاله فهیمه جونم...✨🥲
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌روزها میگذرد.. روزهای زیادی از جنگ میگذرد ! روزهایی که باب شهادت باز شده بود عجب بچه زرنگ‌هایی بودند آنها که رفتند و چه عظیم حسرتی بر دل ما جاماندگان است‌.. ما شدید به دعای شما بچه زرنگ‌ها دل بسته ایم ، اسم ما را هم ببرید پیش سیدالشهدا : ) ـ به امید دیدار در کنار محبوبان
🥺✨...ریحانه جونم
جمعه ها دلگیر نیست.... شاید دلمان گیر کسی است که نیست 🌻🍂😭 []
سامانه ختم قرآن گروهی | ختم قرآن برای خانواده بهشتی https://taalei-edu.ir/quran/k358
سال ۱۴۰۲ بود اون روز مادر فاطمه رفته بود نمایشگاه لوازم تحریر. فاطمه خونه تنها بود اومد در خونمون و گفت نگار بیا خونمون من تنها هستم گفتم :باش. رفتم و چند ساعت بعد وقتی داشتیم بازی میکردیم فاطمه حواسش نبود و یکی از اسباب بازی هایش خورد تو سرم گفت: ببخشید ببخشید حواسم نبود ! منم چون سرم درد گرفت رفتم خونه بعد وقتی مادر فاطمه برگشت فاطمه به من پیام داده بود و عکس دفتر های خوشگل برام فرستاده بود و گفت : نگار این هارو مادرم از نمایشگاه خریده هر کدوم رو دوست داری بهم بگو تا بدمش به تو منم خیلی خوشحال شدم و یکی از دفتر هارو انتخاب کردم و با اینکه خیلی دفتر قشنگی بود اما فاطمه خیلی راحت اون رو به من بخشید و برای جبران کارش هر بهایی رو میداد تا بقیه از دستش دلخور نباشند ----- دلنوشته نگار -----
۳۰ شهریوره ،،، دو روز دیگه باید بریم مدرسه ، اما.... اما این مدرسه دیگه شبیه پارسال نیست ،، دیگه شبیه سالای قبل نیست که بخاطر دوستات بری و همشونو بغل کنی و بخندی.... امسال خیلیا نیستن ،،، نه ! از مدرسه نرفتانا ،، ولی ما دیگه نمیبینمشون ، دیگه بغلشون نمیکنیم ، دیگه نمیخندیم پارسال که رفته بودم مدرسه ی جدید وقتی سال بالایی هارو میدیدم با خودم میگفتم : یعنی منم از این دوستا پیدا میکنم؟! اره ،، من پیدا کردم ، خیلی بهتر و مهربونتر از اونا ولی دیگه ندارمشون دیگه نمیتونم مثل گذشته بغلشون کنم ، دیگه وقتی از در میام تو منتظر ریحانه نمیمونم تا با دستای باز بیاد و من پرم بغلش :)) 😂بچه ها میگفتن انگار چندساله همو ندیدید... امسال باید کنار صندلیه خالیه ریحانه درس بخونیم ، باید با اون صدایی که گوشه ی ذهنم میگه دوستت دیگه پیشت نیست درس بخونم!:) دیگه زنگ تفریحا با ریحانه نمیریم تو حیاط و حرف بزنیم ،، دیگه کسی نیست که باهاش شوخی کنیم و بخندیم ، دیگه کسی نیست که من ۸ خرداد براش کادو بخرم و برم مدرسه تا اونو بهش بدم🙃 نه تنها ریحانه ،، توی این جنگ ۱۲ روزه خیلیا رو از دیگه نداریم ،، از ریحانه و فاطمه سادات و سیدعلی کوچولو گرفته تا آدمای دیگه... ولی من مطمعنم که میان ،، یک مهر میان پیش دوستاشون ، روی صندلیاشون میشینن و به دوستاشون نگاه میکنن 🥲 ما منتظرتونیم ... ؛) ـرامیلا
هدایت شده از  مثل هانیه 🌱
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما ویژگی‌های فاطمه سادات ساداتی رو از زبان مادر بزرگ‌اش می‌شنوید 🪷 از مادربزرگ شهید فاطمه سادات ساداتی خواستیم تا توی تولدش 🎂 از ویژگی‌های شخصیت این شهید بیشتر بهمون بگن. خانم ساداتی‌جان تاکید کردن که این قناعت 🙏 فاطمه سادات از وقتی که ۶ سالشون بوده شروع شده و یک نیروی درونی ✨ بهش الهام می‌کرده که ببخشه 🤲 و به فکر فقرا 🕊️ باشه. شاید اگر فاطمه سادات بزرگ می‌شد، چاره‌اندیشی مؤثری برای فقرا ❤️ در این کشور به سرانجام می‌رسوند... حیف که دشمن چشم دیدن رسیدگی به فقرا رو هم نداشت و این نعمت بزرگ رو از ما گرفت 😔 🎉 مراسم جشن تولد فاطمه‌سادات | ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ 🌸 🌱گروه مردمی و دانشجویی «مثل‌هانیه» 🎯 https://eitaa.com/joinchat/2196177079C8c0a08e6b5