من مادر عزیزتر از جاانمون رو در سن خردسالی تقریبا ۷ سالگی از دست دادم و همیشه وقتی هم سن و سال های خودم رو میدیدم که وقتی مادر از دست میدهند و در غم مادر سال ها میسوزند و مثل ابربهار اشک در چشمانشان جمع میشود، با خودم میگفتم، خدااارو شکر که مااا مادرمان را در خردسالی از دست دادیم و چیزی نفهمیدیم 🤲😢
ولی ،،، وقتی خواهرم(شهیده ربابه عزیزی) را در این جنگ تحمیلی و ناگهانی از دست دادیم !!! انگاری که زیر پایمان خالی شد ودر یک اقیانوس غرق شده باشیم !
او همیشه مثل مااادری مهربان و دلسوز برای من و خواهرانم بود 😭😭
جای مادر را برایمان پر کرده بود،همیشه کمک رس و احوال پرسمان بود، بدادمون میرسید. 😭😭
اماااا حالااا دیگه اون دست مهربان و نگاه دلسوز مادرانه را نداریم و در این غم روز به روز میسوزیم و از خدای خود کمک میخواهیم
و مطمئن باشید من با این جان ناقابل انتقام جان به ناحق گرفته شده تمام مظلومین جهان و خواهرم و خانواده اش را خواهم گرفت ،،،🙏🏻🙏🏻🙏🏻😭😭
خـواهــران بهشتـے🦋
من مادر عزیزتر از جاانمون رو در سن خردسالی تقریبا ۷ سالگی از دست دادم و همیشه وقتی هم سن و سال های خ
دلنوشته خواهر بزرگوار شهیده ربابه عزیزی 🌻✨
از شهید حمیدآقای مقیمی بگویم که همسرو پدری فداکار برای خواهر و بچه های خواهرم بودند،وقتی که بابا جون بچه هایشان شدند ،، ما خودمان به چشم خودمان از نوزادی تا بزرگسالیشان را دیدیم که چطور برای نوه هایش وقت میگذاشت و تقریبا نیمی از زندگیشان را در آغوش بابا جونشون که حمیدآقا باشند گذرانده و بزرگ شده اند،،، همیشه مهمان نواز بودن و هیئت خانگی داشتند..
ایشان حتی در کارهای منزل به خواهرم کمک میکردند و کمک احوالشان بودند.🙏🏻🙏🏻
دلمان برای داماد عزیزمان نیز همیشه تنگ و یاد همگیشان زنده در وجودمون😭😭🙏🏻🙏🏻
ولی میخوام این رو همه بدونن ،،!! شهید حمیدآقای مقیمی و شهیده ربابه عزیزم و شهیده فهیمه جاان عزیزم و فرزندانش ،، شهید راه گذشت و فداکاری شدند،، 😭😭😭😭
سلام ریحانهی قشنگم ،
سلام ریحانهی عزیزم .
اول مهر امسال ، قراره که متفاوت برای همهی ما شروع بشه ؛
همراه با دلتنگی ،
همراه با جای خالی عزیزدلمون ،
همراه با گریه ،
همراه با اینکه ؛
دیگه ذوقی نداریم ..
جای خالیت خیلی اذیتکنندهست برامون ،
اینکه دیگه کسی نیست تا به روبهروم نگاه میکنم ،
بخنده ، حالم رو بپرسه ، حواسش بهم باشه ، " سارا چرا زیر چشمات سیاه شده ؟ سارا چرا چشمات قرمزه ؟ سارا حالت خوبه ؟ "
کسی نیست تا با بچهها ، رمزی حرف بزنیم و بخندیم .
کسی نیست تا سبزی میوردیم تا غیبت کنیم ، ( 😂😭 ) بگه " 😂😂 بچههااا ، غیبت نکنیددد ! 😉 "
کسی نیست با بچهها جمع بشیم اول صبح ، بگم " ریحان نیومده هنوز ؟ "
کسی نیست تا برسه مدرسه بغلش کنم ، از بوی عطر خوشبوش لذت ببرم ، " عه وا ، ریحان ، توعم از عطری که تو مشهد باهم خریدیم زدی ؟ 😂🤍🤍🤍🤍 "
کسی نیست دایرهوار بشینیم ، من هی حرف بزنم تو بخندی بهمون . 🥲
عکسامون ، بدون تو خیلی کم دارن ..
گروهمون چی ؟
تو هنوز توش هستی ، تو هنوز مارو میبینی ، ولی پیام نمیدی !
چرا هیچ جوابی ازت دریافت نمیکنم مثل قبلا ؟ بهت پیام دادم ، تا ابد منتظر میمونم که جواب بدی .
" ساراجونم ... 💔😭 "
دیگه بدون تو ، هیچی مثل قبل نمیشه ..
یادته با رامیلا سهتایی آببازی کردیم ؟ چقدددر خندیدیم ؟
یادته روز افطاری ، تو مدرسه ، دقیقا جلوی بام ، چقدر با رامیلا سهتایی خندیدیم ؟
خاطراتمون رو مرور کن دوباره ...
بدون ، همیشه به یادتیم !
بدون ، جات توی قلبمون ، امنِ امنه .
ولی ، اینکه دیگه دستاتو ، بغلتو ، خندههاتو ، حرفاتو ، خودتو نداریم حالمونو بیشتر بد میکنه ..
حسوحال اول مهر امسال ، سخت و پرازدلتنگیه ..
راستی ریحان ، زود خودتو آماده کن مهمون داریااا ؛
اگر دعوتمون کنی ، میایم پیشت ،
دلم میخواد بیام ..
۱۴۰۴ . ۰۶ . ۳۰
سارا 🤍
خـواهــران بهشتـے🦋
بوی پاییز میاد🍁
ولی پاییز بی تو ؛ مگه پاییز میشه 💔🥲
هدایت شده از •فهیمـه فهیم•
| جشن کلاس اولی حسنا و تلخی نداشتن تکه های وجودم😭
حسنا دوست داشت روز اول مدرسه اش رو با خاله فهیمه اش بره .
کجایی خاله فهیمه؟ |
- خـواهر زاده شهیده🤍🕊
🖇 #شهیده_فهیمه_مقیمی ، #خانواده_شهیده
💠 @shahidh_fmoghimi
51.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش_مصاحبه🎬
بشنویمقسمتکوچکیاززیباییهایِزندگی
#دانشآموزشهیدهریحانهالساداتساداتی
وخانوادهشهیدشون
شهیدسیدمصطفیساداتی
شهیدهفهمیهمقیمی
شهیدحمیدمقیمی
شهیده ربابهعزیزی
شهیدهفاطمهساداتساداتی
شهیدسیدعلیساداتی
کهدرجنگتحمیلیایرانواسرائیل
بهشهادترسیدند🌱
روای:خواهرِشهیددانشآموز
دفاعمقدسعبدالرحیمعزیزی🎙
کهدرجنگتحمیلیایرانواسرائیل...
مجددگلهایدیگریازگلستانوجودشان
پرپرشد...❤️🩹
″تهیهشدهازتیمرسانهی
بسیجدانشآموزیخواهرانبهشهر″