هدایت شده از 𝓢𝓪𝓷𝓪
☆{خبر شهادت از زبون دوستان }☆
بعد اون شب بمانی تو مسجد که دعوامون شد همش بهش فک میکردمو خودمو با این حرف قانع میکردم که بزار حالا میرم باهاش حرف میزنم از دلش در میارم
فکنم ۲۶ام بود چند روزی میشد همکار بابام باخانواده برای اینکه خطرناک بود تو جنگ اومده بودن خونه مون تو روستای بابام خیلی حالو هوای بدی بود همه نگران هم بودیم تازه قدره همو میدونستیم حتا به خودم قول داده بودم که اگه جنگ تموم بشه برم یه کادو بگیرمو بدم به اسرا و ریحانه و ازدلش در بیارم
داشتیم با مهمونا حرف میزدیم دیدم گوشه مامانم زنگ خورد رفت بیرونو بعد چند دیقه با چشای خیس اومد داخل ازش پرسیدم چی شده ولی جواب نداد یه بعد چند دیقه دیم دو گروه دوستانمون نوشته انا الله صبر نکردم فقط زدم ببینم کیه
محکم زدم تو سرم دیگه نمیدیدم دورم که فقط گوشیو دادم به مامانم جوری گریه میکردم که همه از خواب پاشدن باورم نمیشد ینی چی خدایا داری شوخی میکنی یه زره گذشت گفتم شاید بچه ها سره کارم گذاشتن زنگ زدم به یکی از بچه های هیئت گفت اره یکی دوروزی هست دیگه هیچی برام مهم نبود میزدم تو سرم کل خونه شده بود صدای من میگفتم ماماااااااان ریحانه م
بعد یه ساعت دیگه هیچی نمیشنیدم از شدت گریه دور و برمو تار میدیدم گوشو گرفتمو دوباره چک کردم
یاعلی خانوادش هم...
دیگه از ریحانه برام چیزی جز خاطرات نمونده بود الان دیگه بجای اینکه خاطرات مشهدو مرور کنمو بخندم باید گریه کنم
الانم که دارم مینویسم
دستام سرد شده
نفسم نمیاد
هر شب موقه خواب به عکسش کامل نگا میکنم ببینم واقعا همون ریحانس یا نه ولی جلو چشاشو میگیرم روم نمیشه تو چشای معصومش نگا کنم
امید وارم ریحانه حلالم کنه
امروز از صبح پیش ریحانه بودم🥲
نمیتونستم دیگه خودشو بغل کنم و اون چادر خوشگله خوش بوشو بوس کنم...
بجای توی آغوش گرمش سر مزارش گریه کردم...:))
ولی کلی باهاش حرف زدم ، کلی درد و دل کردم ، کلی ازش خواهش کردم...
ادمای زیادی اونجا بودن ، از عکاس و نویسنده گرفته تا ادمای عادی که فقط اومده بودن تا فاتحه بفرستن.
به عکسش نگاه میکردن و از من سوال میپرسیدن ، سخت بود جواب دادن به سوالات ،،، ولی ریحانه به ارزوش رسیده بود🥲 به چیزی که دوست داشت
اما این ارزو ی تاوان سنگین داشت ، اونم داغدار شدن رفقاش و خانوادش بود.....
امروز خیلی اتفاقی یادم افتاد ، چهارشنبه اخرین روزی که دیدمش بدون دلیل هی بغلم میکرد ،،، کاش محکم فشارش میدادم،،، کاش بیشتر بوسش میکردم،،، کاش....
روزی که گل از باغچه میچیدم و روی میز مدرسم پر پر میکردم فکر نمیکردم ی روزی سر مزار بهترین رفیقم این کارو بکنم
فکر نمیکردم یروزی اولین باری که میرم بهشت زهرا سر مزار رفیقم باشه ، فکر نمیکردم فرشته ی زندگیم به این زودی برع...
ی خانومی امروز میگفت ، بگید برامون دعا کنه🙂 مطمعنم همیشه ، همجا پیشتونه و کمکتون میکنه،،،
ریحانه، ریحونیه من ؛ من لب درم ، منو نگیری پرت میشم ته دره ،،، کمکم کن ، نزار غرق شم تو اقیانوس غم هام ،،، نزار پرت شم ته دره ی مرگ...
من نمیخوام بمیرم،،، میخوام یکاری کنم که بهم افتخار کنی ،،، میخوام برای مملکتم ، برای مردمم ی کاری بکنم :)
راستی ،،، امروز به یاد تک تکتون بودم🙂از رفقای صمیمیش گرفته تا افرادی که تازه باهاش آشنا شدن
یادش بخیرر....
اون روز جمعه بود بهش زنگ زدم گفتم ریحانه خونه ای؟ میای باهام ریاضی کار کنی ؟ ( چون ریاضیش خیلی بهتر از من بود بیشتر اوقات میرفتم پیشش برای تمرین ریاضی) هیچ وقت بهمون نه نمیگفت همیشه هر کاری ازش میخواستیم برامون انجام می داد تازه اون روز جمعه بود خودش فرداش امتحان داشت ولی از جمعه خودش گذشت و اومد برای تمرین کردن ریاضی با من،
نه فقط ریاضی هر درسو که مشکل داشتم بهش میگفتم همیشه میگفت من تا حدی که بتونم بهت کمک میکنم.
...
و کاشکی هنوزم بود و میرفتم پیشش برای تمرین کردن و درس خوندن😢😞
خیلی ها پیام میدن میگن که نمیدونیم کی پیام داده
𝓐𝓼𝓻𝓪.𝓖𝓱𝓸𝓫𝓪𝓭𝓲------>اسرا
N.Z.A----->نازنین
Kosar----->کوثر خ
R s T----->رامیلا
Noora----->نورا
نازنین نرگس
خـواهــران بهشتـے🦋
دلم برات تنگ شده رفیق قشنگم🥺
خیلی پرسیدید چرا اسم هرسه عزیز دل باهمه ،،،
دوستان پدر و مادر عزیزش ؛ خود ریحانه ، خواهر عزیز و داداش کوچولوش ؛ و پدربزرگ و مادربزرگ گرامیش باهم هستن...
سلام خواستم بپرسم اول اینکه همه دوستای ریحانه ازاول چادری هستن یانه...چطوری ریحانه تونست دوستاشم تحت تاثیر خودش قرار بده؟؟ خودم چادریم اما دوستم اصلا اعتقاداتش ی دنیا فرق داره باهام هیچوقت نتونستم مثل ریحانه باشم:)
...
+ عزیزم ریحانه چادری بود ، ولی به شخصه منه رامیلا که رفیقشم چادری نیستم ،،، اگر ازش کمک یا راهنمایی میخواستم حتما کمکم میکرد ؛ حتی باعث شده بود من امروز ماه رمضان روزه بگیرم ... ولی هیچوقت به ما نمیگفت بااااید فلان کار رو بکنید و مارو از دین زده بکنه ولی هرموقع ازش کمک میخواستم با کمال میل کمک میکرد.
معیار ریحانه چیزای دیگه بود...:)❤️🩹