eitaa logo
خـواهــران بهشتـے🦋
7.7هزار دنبال‌کننده
229 عکس
67 ویدیو
1 فایل
♡بِـــسمِ رَب اَلشـُـهَدا وَ صِدیقیــن....♡ خاطـراتـے از جنسـ بـهـشتـ... خاطـراتـے مُنتَهی بــہ شــهادتـ... و خاطـراتـے مُنتَهی بــہ بهشـتـ... کپی؟خیر خاطراتمون با ارزشه ‌‌‌... اگه سوالی درباره ی ریحانه سادات داشتید👇 https://daigo.ir/secret/41530507702
مشاهده در ایتا
دانلود
23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ریحانه ی قشنگم......💔❤️‍🩹 در این ایام مارو دعا کن🖤🥲
یادمه که روزایی که تازه خبر شهادت ریحانه‌ساداتمو بهم دادن… انگار دنیا یه لحظه ایستاد، من مونده بودم با یه دلِ آشوب، یه بغضِ سنگین. هیچ چی آرومم نمی‌کرد، دلم مثلِ تَل می‌سوخت. تا اینکه یه شب… از همون روزای تلخ، خواب ریحانم رو دیدم . توی خواب فقط یه جمله گفت — گفت: “من پیشتم.” وقتی از خواب پریدم، نمی‌دونم چی شد، ولی یه حسِ عجیبی داشتم… انگار واقعاً کنارم بود. حسش کردم، حضورش رو، گرمیش رو… و یه آرامش قشنگ نشست توی دلم. از اون شب به بعد، هر روز و شب باهاش حرف می‌زنم… می‌دونم همین جاست ، مثل قبل، پیش خودم. نه رفته، نه دور شده… فقط شکلِ بودنش فرق کرده... وریحانه‌ی‌من‌زنده‌ست‌هنوز..🫂
کاش تکرار این زیبایی را در کنار هم به تماشا می‌نشستیم. سیدعلی جونم امشب پیش ارباب از ما هم نام ببر😭😭😭 _خاله شهید سیدعلی ساداتی
افسردگی؟ شوخی میکنی؟ من رفیق شهیدم فاطمه جونم رو دارم❤️‍🩹
تولدت بود... اومدیم سر مزارت و برات تولد گرفتیم خیلی حال عجیبی داشتم ... دلم می خواست گریه کنم ولی جلوی خودم رو گرفتم گفتم شاید فاطمه جونم ناراحت بشه که نگار چرا داری گریه می‌کنی تولدمه باید خوشحال باشی! حالم خیلی عجیب بود انگار فاطمه کنارم نشسته بود . یک لحظه یاد خاطره های قدیمی مون با فاطمه می افتادم ... خاطره ی تولدش اومد تو یادم می‌گفت نگار خیلی خوشحال شدم که یک سال دارم بزرگ تر میشم و زود تر به جشن تکلیف می رسم ذوق داشت ببینه من براش کادو چی گرفتم اما امسال کادوش با همه ی سال ها فرق می‌کنه امسال باید براش کادو بفرستم تو آسمونا مطمئنم خیلی از کادوم خوشش اومده! برای شادی روح خانواده بهشتی یک صلوات بفرستید ❤️ - نگار-
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه گروه کوچولو و سه نفره داشتم. ریحانه هم همیشه عاشق نویسندگی بود‌.. و بیوگرافی هارو اون مینوشت که ریحانه توی بیوی گروه‌مون نوشته بود: «قول بدیم جوری پیشرفت کنیم که یه روز بگیم اونی که اون بالا بالاهاست، رفیق منه.» حالا ما با تمام افتخار و دلتنگی می‌گیم: اونی که اون بالا بالاهاست، رفیق ماست… ریحانه سادات 💫 #R.A.N
این جا تولد سید علی بود که خونه مامان جونش همه باهم جمع شدند سید علی تعداد جمعیت رو می شمارید و میگفت من چقدر کم کادو دارم و بسیار خوشحال بود از اینکه قراره شمع فوت کنه.. سید علی بین فامیل ها خیلی دوست داشتنی بود سید علی فرزند دختر خاله ام میشد ولی آنقدر دوستش داشتم؛ پسری مظلوم و خوش برخورد و مهربان بود🥺😢 💔💔حدیثه ۱۰ساله
qr-negareno-955318.png
حجم: 289.4K
🌸رمزینه (QR) محصولات ریحانه سادات🌸 ✨در سایت نشر کتابک لینک: https://www.nashreketabak.com/product/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa/
میخوام داستان این کیف رو براتون تعریف کنم این کیف مال فاطمه سادات بود فاطمه سادات توی خونشون بود، من داشتم توی اتاقش رو میگشتم که یه چیزی برای بازی پیدا کنم چشمم به کیف فاطمه سادات افتاد و بهش گفتم این کیف رو میخوای؟ گفت اگر میخوای میتونی ببری واسه خودت من کیف دارم، گفتم ممنون که این کیف رو بهم دادی « از این داستان می‌فهمیم که فاطمه سادات چقدر بخشنده و مهربان بود و هست برای همیشه همیشه » فاطمه سادات بدون خیلیییییییییییی دلم برات تنگ شده دوستت دارم برای همیشه قشنگم تو آسمونا بهت خوش بگذره قشنگم ــ‌خاطره ای از فاطمه ۹ساله (دختر خاله ی فاطمه سادات)
چه بسیار روزهایی بود شما خودتان را به مراسم تشییع شهدای گمنام می رساندید تاهر چه زودتر به مراسم برسید..دوست داشتید در ثواب تشییع شهدا شرکت کنید.دوست داشتید در بدرقه ی شهدا شرکت کنید.. ؛ خوشا به سعادتان که هم اکنون خود در اسمان به استقبال شهدا ی گمنام امدید و عکس خانوادگی تان در دستان نیازمند ما به سوی تابوت شهدای گمنام بلند است تا به واسطه ی شما شاید ماهم مورد عفو و رحمت الهی و شهدا قرار بگیریم.