eitaa logo
خـواهــران بهشتـے🦋
7.7هزار دنبال‌کننده
231 عکس
69 ویدیو
1 فایل
♡بِـــسمِ رَب اَلشـُـهَدا وَ صِدیقیــن....♡ خاطـراتـے از جنسـ بـهـشتـ... خاطـراتـے مُنتَهی بــہ شــهادتـ... و خاطـراتـے مُنتَهی بــہ بهشـتـ... کپی؟خیر خاطراتمون با ارزشه ‌‌‌... اگه سوالی درباره ی ریحانه سادات داشتید👇 https://daigo.ir/secret/41530507702
مشاهده در ایتا
دانلود
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاخره تیزرش هم منتشر شد ✨ جمعه و یکشنبه منتظرتونیم :)
اینجا آرامشی به من میده که نگم... بهترین آرامش دنیا 🥺 اینجا احساس میکنم رفیقم که شهادت نصیبش شده و کم تر از روزا ی دیگه می‌بینمش کنارم نشسته و بوی اون چادرش دوباره برام زنده میشه حس خیلی خیلی ... خوبیه ❤️‍🩹 ( فاطمه جونم )
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴چه کردند با تن تو که وزن کفن از وزن پیکر کوچکت بیشتر بود... ⚪️کربلای ایران، گفت و گو با خاله‌ی پدر و مربی شهیدسیدعلی ساداتی در تلویزیون همشهری 🌹با ما همراه باشید در ایتا به نشانی https://eitaa.com/hamraheshohadahamshahri
روز مادر بدون شرح......😭😭😭
شب جمعه و یاد شهدا
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
مستند "پرده ی آبی" درباره ی شهیده ریحانه سادات ساداتی 🌱✨ روز های جمعه و یکشنبه ۲۱و۲۳ آذرماه📆 📍تهران ،پردیس سینمایی ملت. رزور بلیت در 🏷: WWW.cinematicket.org #A
یک با ر با شهیده فهیمه و فاطمه سادات و سید علی باهم بودیم من لپ سیدعلی کشیدم..فقط با ناراحتی من و نگاه کرد و هیچی نگفت. منم عذاب وجدان گرفتم به فاطمه سادات گفتم بیا بریم بستنی بخریم از یخچال مغازه بستنی یخی برداشت هرچی اصرار کردم ی بستنی دیگه بردار قبول نکرد.از مغازه اومدم بیرون گفتم چرا یخی برداشتی؟؟ گفت برای اینکه گرون نشه😭 چقدر پاک و مهربون بودی عزیزم 💔خاله ی شهیده فهیمه مقیمی
محل قرار ریحانه با دوستاش قبر شهدای گمنام بود و اونجا خاطرات زیادی داشت . یک روز هم که ما مهمان خونشون بودیم با بچه ها رفتن قبر شهدای گمنام :گویی روحش با اون فضا عجین شده بود. ؛گویی می دانست روزی همسفر شهدا خواهد شد..گویی باید راه شهادت را از کنار قبور شهدای گمنام ادامه میداد. و ای کاش می دانستم نامش را در لیست شهدا قرار داده اند تا بهتر و بیشتر نگاهش می کردم ..😔 ریحانه جان برای ما هم دعا کن🤲.
🗞 نشانی بهشت 💗 شهید فهیمه مقیمی 🔹️ فهیمه هشت‌ماهه بود که با تک‌خواهرش، روی زانوی مادر، کنار تابوت پدر نشست، تابوتی رسیده از غوغای کربلای پنج. عمو، جای خالی پدر را پر کرد تا این داغ، شادمانه‌های کودکی‌شان را تلخ نکند. سال‌ها بعد، سر سفرهٔ عقد، کنار جوانی نشست که نخبگی‌اش، زیر پردهٔ نجابت، پنهان شده بود. گذر ایام، صدای خنده‌های سه فرزند را زیر سقف خانه‌شان پیچاند. کنار مادرانگی‌اش، برای خدمت به وطن، شد معلم دینی‌‌ یکی از مدارس تهران. شاگردهایش همیشه میهمان حرف‌های تازه و تسلط کاملش برای رفع شبهات بودند. چند ماژیک رنگارنگ همراه داشت برای نوشتن نکات مهم روی تخته و یک چاشنی همیشگی لبخند در کنارش. صدای اذان که زیر سقف مدرسه می‌پیچید، پا تند می‌کرد به طرف نمازخانه و می‌نشست روی سجاده امام جماعت. چشم می‌دواند به چهارچوب در تا چهرهٔ شاگردانش را ببیند. برای آنکه پای بچه‌ها به نمازخانه باز شود، خیلی سعی می‌کرد؛ از هدیه‌ دادن تا در آغوش‌کشیدن و جمله‌های محبت‌آمیز گفتن. وقتی در روزهای سی‌ونه‌سالگی، موشک‌های اسرائیل، همسر دانشمند، هر سه فرزند، مادر و عمویش را نشانه گرفتند، خودش هم کنار آن‌ها در خون غلتید و در قطعه ۴۲ بهشت‌زهرا، به خاک سپرده شد؛ شهید فهیمه مقیمی. 🖼 ؛ تک‌نگاری‌هایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی  📝 مولود توکلی 📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید. 🖼روزنامه 📱 @sedaye_iran_newspaper
ولی حاجت‌هایی که از این خانواده‌ی بهشتی گرفتید، حقیقتاً دلنشینه… ❤️ وقتی بعضی از پیام‌هاتون رو توی ناشناس می‌خونم، آدم می‌تونه حضور و نفسِ گرمِ شهدا رو حس کنه، انگار هنوز هم کنارمونن… 🌱 شهدا زنده‌اند؛ می‌بینند، می‌شنوند، و با نگاهی مهربون حواسشون به دلت‌های ما هست.✨
۶ ماااااااا........ه گذشت😭😭😭