eitaa logo
خـواهــران بهشتـے🦋
7.7هزار دنبال‌کننده
263 عکس
79 ویدیو
1 فایل
♡بِـــسمِ رَب اَلشـُـهَدا وَ صِدیقیــن....♡ خاطـراتـے از جنسـ بـهـشتـ... خاطـراتـے مُنتَهی بــہ شــهادتـ... و خاطـراتـے مُنتَهی بــہ بهشـتـ... کپی؟خیر خاطراتمون با ارزشه ‌‌‌... اگه سوالی درباره ی ریحانه سادات داشتید👇 https://daigo.ir/secret/41530507702
مشاهده در ایتا
دانلود
بِسْم‌ِرَبِ‌شـُهَدآ:) سَحرگآه ِجمعه، بیست‌وسِوُمین روز از سِوُمین ماه ِسال ، رِژیم غٰاصِب و جِنایَت‌کار ِص.هیــ.ونی.ست داغـي عـَظیم روی ِقـلبمان گذاشت... 💔. هـنـآ؟ مکاني برای ِآشنایی با شهــدای ِجنگ ِدوازده‌روزه *🖤 جایي که یك دوست ، از فراق دوست مینویسد.. از شبي كِ هیچگاه برایش تمام نشد.. شبی كِ محدثه رفت؛ برآی همـیـشه.. و تــا ظـھور حـضـرت حجت(عج) دلتـنگـی‌اش روی سیــنه این دوسـت سنگینـی مـی‌کـند :(💔 ــ ایــنجا جایي برای آشنایی بیشتر شما با شهیده محدثه اقدسی از شهدای جنگ دوازده روزه‌ست . . . جايي برای فهمیدن خصلت های بهشتی‌اش ، که اورا بهشتی ساخت .))) بـآ اومدنت دل مـآدر شهید رو خوشحــٰال مي‌کنی 🌱 . لـیـنك: @Beheshtis_sister_and_brother
+بچه ها بدویید بیاین -کجا وایسیم ریحانه ؟ +همینجا -صف اول ؟ نمیخوای بریم عقب تر ؟ + پیامبر میگه اگر ثواب ایستادن در صف اول نماز جماعت رو میدونستید برای رسیدن بهش با شمشیر باهم میجنگیدین
از خصوصیات اخلاقی اش مهربانی بود و بخشندگی را از کودکی اموخته بود شهیده فاطمه سادات ساداتی💔
سامانه ختم قرآن گروهی | ختم‌قرآن‌ازطرف‌خانواده‌بهشتی‌تقدیم‌‌به‌امام‌زمان🍃 https://taalei-edu.ir/quran/k1571
ختم قرآن در ماه مهمانی خدا برای تک تک اعضای خانواده بهشتی ✨🥲 | به نیت آقا امام زمان (عج)🌱💚 (ارباب و تاج سر ریحانه سادات🥺) https://taalei-edu.ir/quran/k1564 | به نیت شهیده ریحانه سادات ارمکی🌱💚 https://taalei-edu.ir/quran/k1555 | به نیت شهیده فاطمه سادات ارمکی🌱💚 (خواهر ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1556 | به نیت شهیده فهیمه مقیمی🌱💚 (مادر ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1557 | به نیت شهیده ربابه عزیزی🌱💚 (مادربزرگ ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1558 | به نیت شهید سید مصطفی ارمکی🌱💚 (پدر ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1559 | به نیت شهید سیدعلی ارمکی🌱💚 (برادر ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1560 | به نیت شهید حمید مقیمی🌱💚 (پدربزرگ ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1561 | به نیت شهید حسن مقیمی🌱💚 (پدربزرگ ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1562 | به نیت شهید عبدالرحیم عزیزی🌱💚 (دایی مادر ریحانه سادات) https://taalei-edu.ir/quran/k1563 .. .. ༺ @Rafiq_shehidam313
خـواهــران بهشتـے🦋
{صدای آروم قرآن پیچیده بود توی خونه…} •مثل همیشه، خونه‌ی ریحانه بودم. قرار بود کارای مدرسه‌مونو با هم انجام بدیم، بعدش هم بریم مسجد برای نماز مغرب و عشا. کارامونو که تموم کردیم، دیدم خاله فهیمه تلویزیونو روشن کرده، فاطمه‌سادات و سیدعلی هم درست روبه‌روش نشستن. یه نگاهی انداختم، دیدم تلویزیون داره تلاوت قرآن پخش می‌کنه… یه حس عجیبی بود، یه آرامش خاصی پیچیده بود توی خونه‌شون. انگار همه چیز آروم شده بود… حتی صداها، حتی فکرها. اصلاً خونه‌شون همیشه همین‌طوریه، بیشتر وقتا قرآن پخش می‌کنن، صداش می‌پیچه تو فضا و یه حس خوب، یه انرژی مثبت می‌ریزه به دل آدم. آدم ناخودآگاه دلش می‌خواد بمونه، همون‌جا، توی اون فضای آروم و پرنور…• [برای‌شادی‌روح‌شهدای‌ساداتی‌مقیمی‌عزیزیصلوات]
هدایت شده از راهیان بهشت💜🇮🇷
بسم رب شهدا فهیمه جون مهربون عادت به میزبانی و گشاده رویی داشت. هر وقت از شمال کسی راهی تهران می شد اولین کسی که اصرار داشت میزبان باشه فهیمه جون بود. تولد دختر عمه م بود فهیمه جون همه مون رو دعوت کرد و برای دخترخاله ش (دخترعمه من) تولد خودمونی گرفت. غذاهای مورد علاقه بچه ها رو درست کرد. اون روز ریحانه سادات و فاطمه سادات عزیزم حسابی سرمون رو هم گرم کردن. یاد و خاطر شما همیشه در ذهن ما می مونه🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹🌹 شهیده ریحانه سادات و شهیده فاطمه سادات پ ن : تصویر ۲۷ بهمن سال ۱۴۰۰ @mahyaazyzy
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم پشت داربست ها برای بدرقه تان گریه میکردن؛ چندی از افراد خانواده در چهارچوب داربست از نزدیکتر برات گریه می‌کردند و وداع آخرشان را می‌خوانند من در حال خودم نبودم میگریستم ،به فکر تنهاییم بودم دلم برات تنگ بود حدود‌بیست‌روزی‌ندیده‌بودمت‌ مادربزگ‌دستش‌را‌روی‌شانه‌هایم‌ گذاشت؛ ،گفت‌ن‌اسرا‌دشمن‌شادمون‌ نکن‌گریه‌نکن... رفیقت‌به‌آرزوش‌رسیده ... نوبت ریحانه‌‌سادات‌رسید،باید‌دفن‌میشد نمیدونستم‌چی‌بگم‌،‌گفتم‌قول‌شهید‌که‌الکی‌ نیست؛داد‌ زدم‌ریحانه تو‌قول داده‌بودی... اونجا‌ بود ‌که‌بند‌کفنت‌ُ‌بهم‌دادن... اون‌دقیقا‌بوی‌خودتو‌میداد ... دقیقا... #A