۷.
❣سفربیروت بعد از یک جلسه
کاری رقم خورد، توی اون جلسه
وقتی از فعالیتها مرتبط با کودکان
که در موقعیتها و برنامههای
مختلف داشتیم، گفتیم؛ بنا شد،
چند نفر از گروهمان برای کار
کودک در مراسم سید راهی لبنان
بشیم😇
چقدر ذوق کردم و برای زیارت مزار
سید و خالی کردن بغض درگلو مانده
لحظهشماری میکردم، هر روز دنبال
مهیاکردن محتوای موردنیاز بودیم و
تعامل و رایزنی با دوستان لبنانی و
یا آشنا با زیستبوم لبنان تا بتونیم با
آمادگی کامل به اون فضا وارد بشیم.
ولی کمکم متوجه شدم که فقط
قراره دو نفر راهی بشن و من از
سفر جاماندم 😔 خیلی ناراحت
بودم و خودم را نطلبیده میدونستم
ولی ته دلم گواهی میداد که شرایط
به نحو دیگهای رقم خواهد خورد و
کار را به خود سید سپردم؛ "هرجور
خودتون صلاح بدونید، من راضیام
و سید هم به همین رضایت، رضایت
داد و من را هم طلبید."
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
۸.
❣بعد از اجابت سید، کارهای
مقدماتی فشردهتر شد و حتی شب
منتهی به پرواز تا صبح بیدار بودیم
و در حال آمادهسازی😮💨
به دلیل لغو پرواز ایران به لبنان،
تمام مشتاقین زیارت سید باید از
کشورهای دیگه مثل عراق، کویت،
امارات و حتی کرواسی، خودشون
را به بیروت می رسوندن✈️
پرواز ما هم اول از تهران به نجف
و بعد از بغداد به بیروت بود.
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
38.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 مداحی عربی و فارسی سوزناک
سید امیرحسینی با نام "رفیق شهیدم" در بیروت، ضاحیة، حسینیه کربلا
رفیق شهیدم، یار مسیرم
ای شهید، ای همدم و همراه عشق
آیا صدایم را میشنوی؟
#لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
۹.
❣صبح جمعه ۴ مهر ساعت
۷ پرواز داشتیم به سمت نجف.
خیلی دوست داشتم قبل از مشرف
شدن به مزار سید حسن، عرض ادبی
خدمت امامالامه، امیرالمومنین علی
علیهالسلام داشته باشم ولی بخاطر
اینکه باید خودمون را به بغداد و پرواز
بعدیمون که از بغداد به بیروت بود،
میرسوندیم، یکراست از فرودگاه نجف
برای فرودگاه بغداد، ماشین گرفتیم.
🧳🎒 وسایل سفرمون خیلی زیاد
بود؛ بغیر از وسایل شخصی، دو تا
چمدان بزرگ و دو تا کوله بزرگ از
هدایا و لوازم کارکودک همراهمون
بود، دوست بزرگوار دیگهای هم که
قرار بود در بیروت، موکب برپاکنند از
فرودگاه امام به جمع سه نفره ما
اضافه شدند و ما چهارنفر راهی
فرودگاه بغداد شدیم.
⭕️در گیتها نگران اضافه بار
بودیم، ولی خدا را شکر این نگرانی
بخاطر اینکه ۴ نفر شده بودیم، رفع
شد و اضافهبار نخوردیم، کوله بار ما
در رفت خیلی سنگینتر از برگشت
بود، برخلاف همه مسافران که معمولا
تو برگشت بارشون سنگینه😉
🧐 نگرانی دوممون در مسیر رفتن
به بیروت، عدم اجازه بردن اون همه
وسیله به بیروت بود، ما کلی عروسکهای
کوچیک هدیه داشتیم که توسط یکی از
هیاتهای کودک قم درست شده بود
و کلی وسیله و هدیه دیگه که
میتونست برای گیتهای بازرسی
حساسیتبرانگیز باشه! یکی دو تا
از گیتها هم کمی گیردادند و چمدانها
را باز کردن، ولی نگرانی اصلی گیت
بیروت بود که قبلا سابقه ضبط وسایل
فرهنگی سایر دوستان را داشت، ولی
خدا را شکر با توکل به خدا و توسل به
خود سید، از اونجا حتی راحتتر رد شدیم.
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
۱۰.
❣نکته جالب فرهنگی در فرودگاهها،
تغییرِ جالبِ پوشش، دکوراسیونِ
فرودگاه، تمیزی و مدرنی فرودگاهها
بود که از فرودگاه امامخمینی تا
فرودگاه بیروت در حال نوسان و
تغییر بود.
پوشش کادر فرودگاه نجف نسبتا
خوب و اسلامی بود حتی پشت
یکی از گیتها، خانم چادری نشسته
بود ولی در فرودگاه بغداد و بیروت
از پوشش مردم تا کارکنان خانم
گیتها و حتی فروشندههای
فروشگاههای داخل فرودگاه اصلا
به یک کشور اسلامی شباهت
نداشت، تازه از محصولات موجود
در فروشگاهها که دیگه نگم🤭
متاسفانه در فرودگاه بغداد و
بیروت، تابلوهای تبلیغاتی با
تبلیغات زننده هم وجود داشت😔
ولی نکته جالبی که در فرودگاه
بغداد دیدم، وجود یک کتابخانه
چوبی مدور در وسط سالن انتظار
بود که کتابهایی برای مطالعه در اون
بود ولی متاسفانه بدون مطالعهکننده🙁
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
.
👆کتابخانهای که وسط سالن
فرودگاه بغداد برای مطالعه وجود
داشت و جالبه از کتابهای کودک
خبری نبود، مگه چندتا کتاب آشنایی
با حیوانات...
.
۱۱.
❣حدود ساعت ۵ عصر به
بیروت رسیدیم، بزرگواری که
قرار بود دنبالمون بیاد، توی
فرودگاه منتظرمون بود بغیر
از ما چهار نفر، گروه سه نفرهای
از هیئتیهای یزد که برای زدن
موکب به بیروت آمده بودند در
فرودگاه بیروت منتظر رسیدن
میزبان بودند.🏪
تمام نگرانی ما این بود که در
فرودگاه بیروت اقلام همراهمون
ضبط بشه ولی خدا را شکر بدون
هیچ واکنشی از گیت رد شدیم😮💨
هوای بیروت تا حدودی گرم و
شرجی بود با اینکه نزدیکهای
غروب بود ولی شرجی بودن هوا
و رطوبت کاملاً حس میشد.
ما اصرار داشتیم که سریعتر به
محل موکب کودک بریم ولی به
ما گفته شد به دلیل ازدحام و
تراکم کاری اون روزهای بیروت،
هنوز موقعیت موکب مشخص
نشده و بهتره اونشب در مراسم
سالگرد سید که در مقتل سید
برگزار میشه شرکت کنیم و کار
را از روز بعد شروع کنیم🙁
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.
۱۲.
❣وقتی به محل استقرار رسیدیم
ایرانیهای دیگهای رو هم اونجا
بودند. غالب افراد کسانی بودند
که در حوزه فلسطین و مقاومت
و بینالملل فعالیتهایی داشتند
و جالبه بین اونها از دوستان و
همکاران و همشهریان، آشناهایی
دیدیم☺️
بعد از جابجایی وسایل و خواندن
نماز برای شرکت در مراسم محل
شهادت سید به سمت ضاحیه حرکت
کردیم✨
هرچه به محل مقتل نزدیکتر
میشدیم، جمعیت بیشتر میشد
پیر و جوان، بزرگ و کوچک، زن،
مرد و بچه با شالهای زرد و پرچم
حزبالله و عکسهای سید حسن
بهسمت محل مراسم حرکت میکردند.
شکوه سید حسن در اشکچشمان
زنان و مردان در حین خواندن
سرودهای مختلف و "لبیک یا
نصرالله" بیشتر و بیشتر جلوه
میکرد.
✍س.محمدی
#سفرنامه_لبنان
"روشنان" اینجاست👇
https://eitaa.com/roshanan
.