eitaa logo
رویایِ کــاتریـن˖𓇼
57 دنبال‌کننده
25 عکس
80 ویدیو
0 فایل
درود. به قصࠛرمون خوش اومدی زیبآ🪞 اینجا میتونی سـفر کنی به زمان 1900ࠛ و در رویای کاتࠛرین درقصری باشکوه ویکتوࣶریآ گم شوی.˖⋆ خوشحال میشم زیادمون کنید🩰 https://eitaa.com/royaykatrin میشنوم: @Naimeh_iran کپی؟شخصیتت و پایین میاره قشنگم.
مشاهده در ایتا
دانلود
نگاه آن مرد را روی خودم حس میکردم اما بدون توجه به راه رفتنم ادامه دادم و در صندلی کنار پدر جای گرفتم. پدر نگاهی به من انداخت و طوری که فقط خودمان بشنویم گفت:اوه کاترین همانطور که انتظارش را داشتم زیبا شدی! من هم با لبخندی گرم جواب پدر را دادم و حرفی نزدم. چندین دقیقه گذشت همه درحال سِرو کردن نوشیدنی و صحبت کردن بودند. ناگهان چشمم به آن مرد خورد که از زیر چشم من را زیر نظر داشت . توجهی نکردم و آرام نزدیک گوش پدر زمزمه کردم :پدر آن مرد قد بلند با موهای طلایی که آنجا ایستاده کیست؟ پدر گفت:ویلیام را میگویی؟او پسر یکی از دوستانم است. اهومی زیر لب گفتم که پدر سرش را تکان داد و پشت به من کرد. اها پس اسمش ویلیام است ،چه اسم قشنگی دارد! چی من من برای چی داشتم از اون تعریف میکردم؟ .‌.......
شبتون بخیر🦢 ببخشید بابت تاخیر رمان فرداشب جبران میکنم
صبحتون بخیر
اینترنت میخوامممم _ مالک:منم ادمین:خودمم میخوامممم
غم مخور جانا که عالم هیچ نیست... مولانا
رویایِ کــاتریـن˖𓇼
ولی وایبش خیلی خوب بوددد..