eitaa logo
رویایِ کــاتریـن˖𓇼
122 دنبال‌کننده
30 عکس
105 ویدیو
0 فایل
درود. به قصࠛرمون خوش اومدی زیبآ🪞 اینجا میتونی سـفر کنی به زمان 1900ࠛ و در رویای کاتࠛرین درقصری باشکوه ویکتوࣶریآ گم شوی.˖⋆ خوشحال میشم زیادمون کنید🩰 https://eitaa.com/royaykatrin میشنوم: @Naimeh_iran کپی؟شخصیتت و پایین میاره قشنگم.
مشاهده در ایتا
دانلود
چیز دیگه ای هست؟؟
با احساس نوازش سرم از خواب بیدار شدم وبه آرامی روی تختم نشستم ،پدرم را دیدم که روی صندلی چوبی کنار تختم نشسته بود و با لبخند نگاهم میکرد. آرام به سمتش رفتم دستانش را باز کرد و من هم همانند پرنده ای که سال ها از خانه اش دور بود به آغوشش پرواز کردم و آرام بوسه ای روی گونه اش نشاندم. پدرم بامحبت نگاهم میکرد که ناگهان چشمش به پایین پیراهنم افتاد و پرسید:کاترین پیراهنت چرا پاره شده؟! با چشمانی گرد شده به پیراهنم نگاه کردم حدودا ۱۰ سانت از پیراهنم پاره شده بود ؛احتمالا موقعی که در باغ نزدیک بود به زمین بیوفتم این اتفاق افتاده بود! با یادآوری این اتفاق صورتم سرخ شد و لپ هایم گل انداخت،با حرف پدرم به خودم آمدم و صورتم را سمتش چرخاندم پدر گفت: کاترین عزیزم لباست را عوض کن و سپس به اتاق من بیا کار مهمی دارم . چشمی زیر لب گفتم که پدر از اتاق خارج شد
در کمدم را باز کردم و پیراهن بلند قهوه ای روشن خود را که بالا تنه اش سفید بود را برداشتم و روی تخت گذاشتم‌. از آن طرف کمد هم دستکش توری سفیدم که تا زیر آرنجم بود را برداشتم و آن راهم روی تخت گذاشتم . سپس از زیر تخت هم کفشی سفید با لبه های مروارید و سنگ دوزی شده انتخاب کردم و ان را روی زمین گذاشتم . روبروی میز آرایشم ایستادم شانه را برداشتم و موهای بهم ریخته ام را مرتب کردم و محکم بالای سرم به شکل گوجه ای بستم. زیپ لباسم را باز کردم و پوشیدم و سپس دستکش را هم آرام پوشیدم و سپس عطر گل رزی که پدرم برای تولدم خریده بود را برداشتم و کمی به گردن و رگ دستانم زدم. دوباره روبروی آینه ایستادم و رژ قهوه ای رنگ خودرا روی لب هایم کشیدم . در آینه نگاهی به خودم کردم واقعا زیبا شده بودم!! در اتاقم را باز کردم و آرام و با احتیاط از پله ها پایین رفتم ......
شما دو تا نسبت فامیلی دارین؟ _ مالک:اره دختر دایی دختر عمه ایم ادمین:اره من دختر دایی نجمم
بچها راستی صبح مایل ظهرتون بخیر😅
از ایتا ممنونم بابت کیفیت🙏🏻
رویایِ کــاتریـن˖𓇼
کیا مثل من عاشق بکرومزن