eitaa logo
رویش 🌱
1.1هزار دنبال‌کننده
746 عکس
462 ویدیو
14 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: اگر بنده‌ من یک قدم به سوی من بیاید، من ده‌ها قدم به سوی او می‌روم و هر که آهسته سوی من آید، من شتابان و هروله‌کنان به سویش می‌روم.. @royesh1405
. دیری‌ست که از روی دل آرای تو دوریم محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم @royesh1405
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام فرمانده از زبان بچه‌ها 😍 @royesh1405
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حَبِيبِكَ وَسَيِّدِ خَلْقِكَ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه و آلِهِ و سلّم @royesh1405
اگر این سفره برای انسان گسترده شود، دیگر بعد از قرآن، دلش به چیزی آرام نمی‌گیرد. ‌ @nasery_ir
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم وقتی وارد صحنه قیامت میشه، تازه می‌فهمه اصلی‌ترین نعمتی که خدا بهش داده بود.. @royesh1405
• استاد شجاعی: قیمت هرکس به مربی اوست، اینکه تحت ربوبیت چه کسی داره رشد می‌کنه؛ کسی که الله رو رب خودش می‌دونه قدرت روحی بالایی داره.. @fadaiie_rahbar
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید سید هاشم صفی الدین: ما در زندگیمان، در هر کاری که انجام می‌دهیم، مولایمان امام زمان را در مقابل، همراه و در صدر مسیرمان می‌بینیم.. @emamzaman
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی‌ها از این قطار پیاده شدند! این خاطره را حاج‌آقای ماندگاری از مرحوم آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی نقل می‌کند؛ خاطره‌ای از روزهای آخر عمر امام که هرچه بیشتر در آن می‌مانی، بیشتر احساس می‌کنی امام، آن روز در جماران، فقط با آدم‌های داخل آن اتاق حرف نمی‌زده است. انگار حرفش را برای سال‌های بعد گذاشته بود. برای ما. 🔹می‌گفتند در روزهای آخر عمر حضرت امام، مسئولان را احضار کردند. حدود پنجاه، شصت نفر آمدند و در اتاق کوچک امام در جماران نشستند. اما هیچ‌کس نمی‌دانست چرا. حتی حاج احمد آقا. وقتی از او پرسیدند چه خبر است، گفته بود: «من هم نمی‌دانم.» تصورش را بکنید. پنجاه، شصت نفر در اتاقی کوچک نشسته‌اند. همه منتظر. همه ساکت. و آن پیرمردی که سال‌ها یک ملت را از میان آتش و خون عبور داده، روبه‌روی آنها نشسته است. کسی نمی‌داند قرار است چه بشنود. سکوت، سنگین‌تر از همیشه روی اتاق افتاده. تا اینکه امام سکوت را می‌شکند: «بسم‌الله الرحمن الرحیم.» و بعد می‌فرماید: «تا دیشب برای من مسجل نبود که این نهضت تا ظهور باقی می‌ماند؛ اما دیشب در عالم بالا تثبیتش کردند.» همین یک جمله کافی بود که آدم را میخکوب کند. اما امام هنوز حرفش تمام نشده بود. فرمودند: «شما را خواستم که بگویم از قطار این نهضت پیاده نشوید.» تمام شد. نه سخنرانی بلندی بود. نه استدلالی طولانی. نه نقشه‌ای روی میز بود. فقط یک جمله: از قطار پیاده نشوی ‌ @avand313
اگه گفتین مصراع بعدیش چیه؟ 😊👇 @M_afshinmanesh @royesh1405