eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
425 دنبال‌کننده
317 عکس
534 ویدیو
11 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴مضرات بلافاصله خوابیدن بعد از سحری: ⬅️۱.چاق شدن ☑️۲.ترش کردن ⬅️۳.مبتلا شدن به یبوست ☑️۴.خطر سکته مغزی افزایش پیدا می کند. ✍️بهترین زمان خوابیدن بعد از سحری ۱ ساعت بعد از خوردن سحری میباشد
🔸سیدی، ای کعبه آمال من 🔸ای همیشه شاهد اعمال من 🔹آقا،قلب مجروحت به درد آورده ام 🔹با گناهم،چشم تو تر کرده ام 🔻خوب میدانم که با روی سیاه 🔻لکه ننگ تو هستم از گناه 🔺خوب میدانم برایم در دعا 🔺آبرو بگذاشتی پیش خدا 🟠تا که برگردم به ره، قابل شوم 🟠تا به فیض دیدنت،نائل شوم ⚪️لیک در اوج غرورم، ای شَها ⚪️من به تو ترجیح دادم،نفس را 🟣حال که درمانده ام، در کار خویش 🟣خسته ام از ذلت و رفتار خویش ✔️کن دعا، دیگر بمیرم نازنین ✔️تا نسوزانم دلت را بیش از این 💠کوله بارم از گناه روم سیاه روم سیاه 💠از تو ای غریب زهرا،خواهشم یه نیم نگاه 🔰آرزوم یه نیم نگاه، نگو خواستنت گناه 🔰جز گناه چیزی ندارم،گل زهرا روم سیاه ♻️منه بی آبرو آقا، جز یه آرزو ندارم ♻️اونم اینه که یه روزی،سر کف پاهات بزارم 🔆غرق سوز و آه و دردم، از فراقت گله کردم 🔆بگو ای غریب خسته،کجا دنبالت بگردم؟!... 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
🔸بر گرد بستر تو،نشسته دختر تو 🔸چه سازم با دل خون،چه سازم با سر تو 🔹طبیب آمد سرش را هی تکان داد 🔹مرا دست بلایی بی امان داد 🔶طبیب امشب چه در گوش حسین گفت 🔶زمین خورد و کفن هارا نشان داد 😭😭😭😭 🔷چرا بابا به بستر جان نداری 🔷ندارم هیچ باور،جان نداری 🔻سرت بر شانه ات میافتد ای وای 🔻بمیرم مثل مادر جان نداری 😭😭 ✔️روزای آخر عمر مادرم، یادم اومد ✔️امشب فاطمه اومده استقبال علی، بی بی ما حضرت زهرا، 2بار پاش به کوفه باز شد ✔️یکی برا استقبال مولا اومد... ⬅️تو اهل روضه ای،میدونی چی میخوام بگم ♨️زن خولی میگه نیمه های دل شب، دیدم از تو تنور یه نوری بالا میره اومدم نزدیک تنور، دیدم یه مادر قامت خمیده ای یه سر بریده رو بغل گرفته هی میگه بنی بنی بنی 😭😭 💢بخوان روضه که خون شد حاصل تو 💢که خون میجوشد از درد و دل تو 💢شبیه قاتلان مادرم باز، 💢بمن خندید بابا قاتل تو 🔅تازه از خنده های قنفذ راحت شدیم 🔆گفت مادری را سینه بشکستن که خندیدن نداشت 🔆دومی خندید و زینب طاقت دیدن نداشت ♻️قاتل از شیر تو نوشین،بمن میخندد ♻️طعنه اش کشت مرا پیش برادر بابا ☑️گفت زحمت نکش ☑️گفت شیر ببرید براش ☑️درسته قاتل ماست، اما تو خونه ی ماست 🔘شیر آوردن براش 🔘همچین که ظرف شیر رو گرفت، شروع کرد به خندیدن گفت دلتونو خوش نکنید ✔️هزار درهم دادم،خریدمش ✔️هزار درهم دادم زهرآگینش کردن ✔️هزار درهم دادم تیزش کردم ♦️با خنجر تیز، وارد گودال میشد ♦️هرچی خنجر میزد،نمیگرفت 😭😭 ♦️هربار که خنجر رو حنجر میومد یه ♦️صدای مادرونه میگفت بُنیَّ بُنیَّ ✅اصلا زینب عادت کرد که بهش بخندن ❇️هم تو کوفه بهش خندیدن هم تو شام هم کربلا یه نگاهی کرد گفت: آه... 😭کن تماشا بین نامحرم اسیرم 😭طعنه و دشنام و خنده،کرده پیرم 👌حسین دردم از اینه اوناییکه دارن به من میخندن یه روز شاگردای کلاس قرآنم بودن 😭😭 🔸دو دستش روی سینه، با ادب رفت 🔸تو گفتی فاطمه با تاب و تب رفت 🔹همینکه نام زهرا را شنید او 🔹سرش پایین به سمت در، عقب رفت 😔امشب فرمود همه برن فقط بچه های فاطمه بمونن مختصر کنم روضه رو 😔غیرت الله سرشو پایین گرفت،داره از در بیرون میره عباسم،تو کجا میری؟؟ ✔️بابا، فرمودی بچه های فاطمه ✔️من، غلام بچه های فاطمه ام ☑️مادرم یادم داده نوکرای بچه های فاطمه باشم ☑️اصلا نمیتونم تصور کنم به من بگن پسر فاطمه عین روایته 👌آقا امیرالمومنین دستای اما حسن و امام حسینو حضرت زینبو، تو دستای حضرت ابالفضل گذاشت 👌یه نگاه کرد گفت ابالفضل، زینب امانته دستت 😞حرف آخرو بزنم سینه بزنیم 💢ابالفضل حواست باشه نگاه کن زینبمو امانتو دستت سپردم 💢فلذا وقتی که خواستن سوار ناقه بشن، یه نگاه کرد به علقمه 😔حاشا به غیرتت ابالفضل 😭ببین امانتی که بابام علی،دستت سپرده آه... 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas