۳۶
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
الا بیمار حیدر،تویی دلدار حیدر
تو بودی فاطمه جان،همیشه یار حیدر
گل من فاطمه جان۲
امید حیدری تو،به زینب مادری تو
گل یاسم یا زهرا،چرا در بستری تو
گل من فاطمه جان۲
کنار بستر تو،ببین زینب نشسته
حسینت بر تو زهرا،دخیل گریه بسته
گل من فاطمه جان۲
ز آه و ناله ی تو،علی غرق محن شد
پریشان غم تو،حسین و هم حسن شد
گل من فاطمه جان۲
الا یار غریبم،دگر من بی شکیبم
شده بیمار حیدر،غم عالم نصیبم
گل من فاطمه جان۲
گل گلخانه ی من،صفای خانه ی من
کنار بستر تو،شده غمخانه ی من
گل من فاطمه جان۲
برایم فاطمه جان،تویی یار یگانه
برای غربت تو،شده اشکم روانه
گل من فاطمه جان۲
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۳۷
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
تو که نور چشم و گل حیدری
چرا فاطمه جان تو در بستری
شوم من فدایت
بمیرم برایت
گل مرتضی۲
تو در بستر و خون دل مرتضاست
عصا بهر تو زینب و مجتباست
ببین نور عینت
بگرید حسینت
گل مرتضی۲
شدم فاطمه جان پرستار تو
کبود از چه گردیده رخسار تو
الا نور دیده
شدم قد خمیده
گل مرتضی۲
تو که بوده ای بر علی آفتاب
دوباره به قلبم گل من بتاب
غمت کرده آبم
بده تو جوابم
گل مرتضی۲
دلم گشته لبریز درد و محن
بگرید برایت گل من حسن
نگر همسر من
دو چشم تر من
گل مرتضی۲
به چشم ترم در کنار توام
کنار تو و بی قرار توام
نما تکیه گاهم
دوباره نگاهم
گل مرتضی۲
(سبک: خدا مادرم را کجا میبرند )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۳۷
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
تو که نور چشم و گل حیدری
چرا فاطمه جان تو در بستری
شوم من فدایت
بمیرم برایت
گل مرتضی۲
تو در بستر و خون دل مرتضاست
عصا بهر تو زینب و مجتباست
ببین نور عینت
بگرید حسینت
گل مرتضی۲
شدم فاطمه جان پرستار تو
کبود از چه گردیده رخسار تو
الا نور دیده
شدم قد خمیده
گل مرتضی۲
تو که بوده ای بر علی آفتاب
دوباره به قلبم گل من بتاب
غمت کرده آبم
بده تو جوابم
گل مرتضی۲
دلم گشته لبریز درد و محن
بگرید برایت گل من حسن
نگر همسر من
دو چشم تر من
گل مرتضی۲
به چشم ترم در کنار توام
کنار تو و بی قرار توام
نما تکیه گاهم
دوباره نگاهم
گل مرتضی۲
(سبک: خدا مادرم را کجا میبرند )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۳۸
(حضرت زهرا س)
(۳ در بستر بیماری)
(سبک: بیا نگار آشنا )
فاطمه جان همسر تو،نشسته ام در بر تو
نشسته گریه می کنم،به دیدگان تر تو
تو گل پیمبری
نور چشم حیدری
از چه گشته بستری
فاطمه گل علی۳
تویی امید خانه ام،تو شمع و من پروانه ام
گریه کند دختر من،برای تو دردانه ام
یار خسته ی علی
دلشکسته ی علی
دیده بسته ی علی
فاطمه گل علی۳
کنار بستر تو من،بریزد اشک دیده ام
درون خانه فاطمه،ناله ی تو شنیده ام
بانوی جوان من
یار قد کمان من
کم شده توان من
فاطمه گل علی۳
نگه نما به همسرت،نشسته در برابرت
بگو سخن به حیدرت،به ناله های دخترت
کس چو تو ستم ندید
دشمنم گل تو چید
قامت علی خمید
فاطمه گل علی۲
شده حسین غرق محن،دعا کند برات حسن
فاطمه ای امید من،بگو به زینبت سخن
یاور غریب من
یار بی شکیب من
غم شده نصیب من
فاطمه گل علی۳
#زمزمه #نوحه_سنتی
#رضا_یعقوبیان
#سبک_بیا_نگار_آشنا
#حضرت_زهرا_س
۳۹
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
گل پیغمبرم،عزیز حیدرم
امید عالمم،ولی در بسترم
صفای خانه ام
گل گلخانه ام
چنان پروانه ام
علی مظلوم علی۳
شده از ظلم و کین،علی خانه نشین
به دست دشمنان،شدم نقش زمین
ز جور اشقیا
به پیش مرتضی
فتادم من ز پا
علی مظلوم علی۳
به پشت در ز کین،شکسته پهلویم
ز جور اشقیا،کبوده بازویم
منم خیر کثیر
به غم هایم اسیر
مرا غم کرده پیر
علی مظلوم علی۳
گلم با ضربه ای،ز شاخه شد جدا
به راه دین حق،شده محسن فدا
ز رخ رنگم پرید
شده محسن شهید
قدم زین غم خمید
علی مظلوم علی۳
(سبک: الا ای همسفر )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۰
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
بیمار بیت حیدر(بانوی هر دو عالم)۲
تو در میان بستر(علی نشسته در غم)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
وا کن دو چشم و بنگر(غریبی علی را)۲
بهر شفای تو من(قسم دهم خدا را)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
بانوی خانه ی من(بر تو بود نگاهم)۲
کنار بستر خود(بنگر به اشک و آهم)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
ای یاور و حبیبم(ای همسر نجیبم)۲
بهر تو فاطمه جان(بی صبر و بی شکیبم)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
ای بانوی حمیده(ای نور هر دو دیده)۲
از درد تو یا زهرا(قامت من خمیده)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
بنگر به حال و روزم(همسر مهربانم)۲
بیماری و از این غم(رفته ز تن توانم)۲
فدای گریه هایت
من می کنم دعایت
جان علی فدایت۲
(سبک: ای باغبان برایت گل با گلاب آوردم )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۱
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
ای بستری بیمار من فاطمه
یاور من ای یار من فاطمه
ای محرم اسرار من فاطمه
آمدم کنارت
منم بی قرارت
ای یاور همیشه بیدار
بر تو منم زهرا پرستار
یا فاطمه جانان حیدر۲
ای که بدیدی از عدو تو آزار
خون شد دلت ز دشمنان بسیار
گردیده ای ز دشمنان تو بیزار
تویی تکیه گاهم
نما یک نگاهم
ای که ز احمد یادگاری
اشکم کنارت گشته جاری
یا فاطمه جانان حیدر۲
زهرای من هستی تو نور دیده
کس مثل تو رنج و ستم ندیده
قامت تو از این ستم خمیده
شدی بر من سپر
گشته ام خونجگر
پهلو شکسته یار حیدر
محسن فدا شد پشت آن در
یا فاطمه جانان حیدر۲
من بعد ختم المرسلین غریبم
بنگر که من حیدر غم نصیبم
یا فاطمه بهر تو بی شکیبم
مرا یار و حبیب
به درد من طبیب
عمری تو هستی سایه سارم
یا فاطمه بمان کنارم
یا فاطمه جانان حیدر۲
(سبک: حاج اکبر ناظم )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۲
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
از حال تو زهرا،گشته ام پریشان
در بستری و من،با دو چشم گریان
بر لبم نوای تو
جان پر از صدای تو
ای یار جوانم۲
نور پر طنینم،یار و همنشینم
در کنار بستر،فاطمه غمینم
ای یار غریب من
غم شده نصیب من
ای یار جوانم۲
ای روح و روانم،همسر جوانم
حق بود گواهم،کم شده توانم
با دیده ی خونباری
می کنم پرستاری
ای یار جوانم۲
محزون توام من،مدیون توام من
ای دختر احمد،دلخون توام من
در بستر بیماری
اشک تو بود جاری
ای یار جوانم۲
در میان بستر،ریزی اشک نم نم
زین همه مصیبت،صبر من شده کم
زهرای جوان من
روح من روان من
ای یار جوانم۲
بنگر تو به حالم،غرق در ملالم
از غریبی خود،من شکسته بالم
کم دیده ی خود تر کن
یک نگه به حیدر کن
ای یار جوانم۲
(سبک: کربلا رسیده )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۳
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
ای بستری همسنگرم،مشتاق دیدارم
ای یار بیمارم
هستی تو ای جان علی،تنها طرفدارم
ای یار بیمارم
ای نور چشمان علی،ای بر علی همسر
هستی تو در بستر
پهلو شکسته همسرم،محرم اسرارم
ای یار بیمارم
حسین کنار مجتبی،جانش بود بر لب
همناله با زینب
سوزم برای غربتت،نور شب تارم
ای یار بیمارم
یار شهیده ی علی،یار غریب من
غم شد نصیب من
من در کنار بسترت،اشک از بصر بارم
ای یار بیمارم
بنگر به حال دخترت،صبرش دگر کم شد
دلخون از این غم شد
از زندگی خسته مشو،تنها تو را دارم
ای یار بیمارم
(سبک: ای ساقی لب تشنگان )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۴
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
زهرا به کنار تو منم حیدر کرار
از چه شده ای یاور من خسته و بیمار
ای یار و حبیبم،تنها و غریبم
از دیدن رویت،بی صبر و شکیبم
زهرای غریبم۲
در بستری و خونجگرم بهر تو زهرا
سوزم ز غریبی تو ای دختر طاها
سوزم به کنارت،گشته بی قرارت
از کینه ی دشمن،شد خزان بهارت
زهرای غریبم۲
زینب به کنار تو بگرید ز برایت
خون گریه کند حسین در بیت و سرایت
ای بانوی خانه،ای مام یگانه
قامتت خمیده،از ظلم زمانه
زهرای غریبم۲
افتاده ای در بستر غم پهلو شکسته
غرق محن حیدر به کنار تو نشسته
ای همسر حیدر،ای یاور حیدر
بودی همه ی عمر،همسنگر حیدر
زهرای غریبم۲
نام تو شده ذکر لب نور دو عینت
گرید به کنارت حسن و زینب حسینت
دسته گل چیده،ای یاس خمیده
در کنار بستر،زینبت رسیده
زهرای غریبم۲
(سبک: من در بدر عشق اباالفضل و حسینم )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۵
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
آمدم در کنار بستر تو
بنگر گریه های حیدر تو
ای گل گلشن نبی زهرا
مرتضایت نشسته در بر تو
گل حیدر یا فاطمه جانم۳
چرا از زندگی شدی خسته
خفته ای با پهلوی بشکسته
ای صفابخش خانه ی حیدر
به کنار تو علی بنشسته
گل حیدر یا فاطمه جانم۳
تویی زهرا بانوی این خانه
گرد رویت منم چو پروانه
تو فتادی ز پا به پشت در
شده پرپر غنچه به گلخانه
گل حیدر یا فاطمه جانم۳
تویی زهرا شمع شب افروزم
از غم تو یا فاطمه سوزم
تا که دیدم رخساره ی نیلی
گل حیدر سیه شده روزم
گل حیدر یا فاطمه جانم۲
ای صفابخش این دلم زهرا
غم تو گشته مشکلم زهرا
از روی تو گردیده شرمنده
غمت سوزانده حاصلم زهرا
گل حیدر یا فاطمه جانم۳
ای که هستی تو گوهر نابم
بنگر فاطمه تب و تابم
به کنارت نشسته ام اما
کرده سوز غم های تو آبم
گل حیدر یا فاطمه جانم۳
بهر حیدر ماه دلارایی
بین عالم گوهر یکتایی
همچو حیدر امید جان زهرا
مانده ای در غربت و تنهایی
گل حیدر یا فاطمه جانم۲
(سبک: شبایی که دلارو غم میگیره )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
۴۴
(حضرت زهرا س)
(۳در بستر بیماری)
زهرا به کنار تو منم حیدر کرار
از چه شده ای یاور من خسته و بیمار
ای یار و حبیبم،تنها و غریبم
از دیدن رویت،بی صبر و شکیبم
زهرای غریبم۲
در بستری و خونجگرم بهر تو زهرا
سوزم ز غریبی تو ای دختر طاها
سوزم به کنارت،گشته بی قرارت
از کینه ی دشمن،شد خزان بهارت
زهرای غریبم۲
زینب به کنار تو بگرید ز برایت
خون گریه کند حسین در بیت و سرایت
ای بانوی خانه،ای مام یگانه
قامتت خمیده،از ظلم زمانه
زهرای غریبم۲
افتاده ای در بستر غم پهلو شکسته
غرق محن حیدر به کنار تو نشسته
ای همسر حیدر،ای یاور حیدر
بودی همه ی عمر،همسنگر حیدر
زهرای غریبم۲
نام تو شده ذکر لب نور دو عینت
گرید به کنارت حسن و زینب حسینت
دسته گل چیده،ای یاس خمیده
در کنار بستر،زینبت رسیده
زهرای غریبم۲
(سبک: من در بدر عشق اباالفضل و حسینم )
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
دوبیتی
(٣در بستر بیماری)
گل من از چه در بستر فتادی
سرت را روی خاک غم نهادی
چه زود از پا فتادی جان حیدر
تو که زهرای من باب المرادی
▪️
الا ای بستری بیمار حیدر
نگر سوز دل بسیار حیدر
کنار بسترت همراه زینب
شده گریه برایت کار حیدر
▪️
تویی زهرای من نور دو عینم
به همراه حسن در شور و شینم
بسوزد زینب غمدیده ی تو
کنار بسترت گرید حسینم
▪️
الا ای آن که هستی بود و هستم
کنار بسترت از پا نشستم
ز بس که خون شده دل از غم تو
کنار تو دخیل گریه بستم
▪️
تو که بر عالمی کهف الامانی
ز حق داری مدال قهرمانی
چرا یا فاطمه جان در جوانی
شدی خسته دگر از زندگانی
▪️
کنار بسترت خون شد دل من
بسوزانده غم تو حاصل من
تویی در بستر و زینب پریشان
چگونه حل شود این مشکل من
▪️
به حیدر محرم اسرار هستم
میان بستر و بیمار هستم
سراپا دردم اما حق گواه است
پریشان از غم دلدار هستم
▪️
کنار بسترم حیدر نشسته
غمین و خسته با قلب شکسته
به یاد غربت و مظلومی تو
درون سینه ام غم حجله بسته
▪️
ای همیشه یار من، زهرای من
مونس و غمخوار من، زهرای من
کن نگاهی بر علی خون شد دلم
بستری بیمار من، زهرای من
▪️
ای فدای چشم های بسته ات
پیکر آزرده و دل خسته ات
در کنار بسترت گریم بر آن
سوز و درد پهلوی بشکسته ات
▪️
ای که بودی همدم و دلدار من
در خوشی و ناخوشی ها یار من
از کنار من گل حیدر مرو
همسر دل خسته و بیمار من
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س
(٣در بستر بیماری)
الا ای همسر پهلو شکسته
کنار بسترت حیدر نشسته
تویی زهرای من تنها امیدم
میان گلشنم، یاس سپیدم
نگر بر حال من حیدر غریب است
کنار بستر تو بی شکیب است
غم مظلومی تو کرده آبم
کنار بسترت در التهابم
مسیحای علی خون شد دل من
شرر زد سوز تو بر حاصل من
تو که در نزد حق رمز حیاتی
چرا ذکرت شده عجل وفاتی
نگر بر حال زارم فاطمه جان
که بی صبر و قرارم فاطمه جان
گل حیدر صفای خانه ی من
منم شمع و شدی پروانه ی من
تو را در بستر غم دیدن من
بود یا فاطمه جان کندن من
نشستم فاطمه جان در بر تو
پرستارم کنار بستر تو
چرا همچون گل پژمرده ای تو
میان خانه ات افسرده ای تو
ببین زهرا پر و بالم شکسته
علی دیگر از این عالم گسسته
دلم خون شد در ایام جوانی
شدی از درد و غم قامت کمانی
دلم خون شد چو دیدم بر زمینی
زدی ناله تو یا فضه خذینی
شرر زد آتش کین بر وجودت
چگونه بنگرم روی کبودت
نبوده فاطمه جان این سزایت
حسن گردد گل حیدر عصایت
رسیده از غمت جان بر لب من
بسوزد در کنارت زینب من
دلم یا فاطمه غرق محن شد
که گریان چشم خونبار حسن شد
دلم خون شد الا نور دو عینم
که دیدم چشم گریان حسینم
خدا بر درد و آلامت طبیب است
به لب های علی امن یجیب است
#رضا_یعقوبیان
#حضرت_زهرا_س