eitaa logo
درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
965 ویدیو
72 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا به طالع تان مُهر پادشاهی زد به سینه ی اَحدی دستِ رد نخواهی زد گدا ز کوی تو هرگز نرفته ناراضی عزیزفاطمه! ازبس که دست و دلبازی مدینه شاهد حرفم، فقیر سرگشته همیشه دستِ پُر از محضر تو برگشته به لطف خنده تان شامِ غم سحر گردد نشد که سائل تان ناامید بر گردد در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی تمام زندگیت را سه بار بخشیدی خدا به شهدِ لبت مزه ی رطب داده کریم آل محمد تو را لقب داده تبسم نمکینت چه قدر شیرین است! دوایِ درد یتیم و اسیر و مسکین است خوشا به حالِ فقیری که چون شما دارد در این حرم چقدر او بروبیا دارد! به هر مسافر بی سرِ پناه جا دادی به دستِ عاطفه، حتی به سگ غذا دادی گره گشایی ات از کار خَلق، ارث علی ست مقام اولیِ جود و بخششت ازلی ست به حجِ خانه ی دلبر چه ساده می رفتی! همه سواره، ولی تو پیاده می رفتی شما ز بس که کریم و گره گشا بودی دلِ کویر به فکرِ پیاده ها بودی چه قدر مثلِ علی از زمانه رنجیدی سلام داده، جواب سلام نشنیدی امامِ برهه ی تزویرهای بسیاری به وقت رفتن مسجد زره به تن داری امام رأفتِ دورانِ بی مرامی ها نشسته ای سرِ یک سفره با جزامی ها خیال کن که منم یک جزامی ام آقا! نیازمندِ نگاه و سلامی ام آقا قسم به حُرمت این ماهِ حق نگاهی کن به دستِ خالی این مستحق نگاهی کن بگیر دستِ مرا دست بسته ام آقا ضرر زدم به خودم، ورشکسته ام آقا کریم شهر مدینه، برس به فریادم به جانِ مادرت آقا، غریب افتادم خودت غریبی و با دردم آشنا هستی رفیقِ واقعیِ روزهای بی دستی دل از حسابِ قنوت تو سود می گیرد دعایِ دست رحیمت چه زود می گیرد! برای مدح تو گویند شعر احساسی به واژه هایِ در و میخ و کوچه حساسی چه شد غرور تو آقا شکست در کوچه؟ بگیر دستِ مرا با خودت ببر کوچه چه شد؟که بغضِ گلوگیر گوشه گیرت کرد کدام حادثه این گونه زود پیرت کرد! 🔸شاعر: درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan
سهم مان از کل عالم گر حسن باشد بس است ما غلامیم و اگر سرور حسن باشد بس است گریه هایم را قیامت میخرد چون فاطمه شافع من در صف محشر حسن باشد بس است خلق تصویر خدا بر جلد ادم ساده بود سوژه ی تصویر صورتگر حسن باشد بس است متن قران را کریم از بخشش او خوانده اند قسمتی از ایه ی مضطر حسن باشد بس است بار عالم را به دوشش میکشد حین نماز گر به روی دوش پیغمبر حسن باشد بس است درجمل باضربه ی شمشیر خود اثبات کرد درمیان لشکر حیدر حسن باشد بس است هرکسی از همنشین خود اثر خواهد گرفت همنشین مالک اشتر حسن باشد بس است قاسمت را بی زره در کربلا داماد کرد چون ملاک عقد یک دختر حسن باشد بس است ایت الکرسی کجا و ذکر الله الکریم ذکر نقش سنگ انگشتر حسن باشد بس است صاحب امر تقیه انتقامش کربلاست واعظ بنشسته بر منبر حسن باشد، بس است بارهاگفتم و میگویم که از لطف شماست ناظر اشعار این دفتر حسن باشد بس است درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
یاس ها با نفس یاسمن افطار کنند علی و فاطمه چون روح و تن افطار کنند حسن آمد که در خانۀ او شاه و گدا همه با ذکر غریب وطن افطار کنند خود ماهی و اگر روز به بیرون بروی تا ببینند تو را مرد و زن افطار کنند تازه از نور فراوان تو در مکه که هیچ روزه داران عراق و یمن افطار کنند گوش کردم که میایی خبرت مستم کرد چه کسی گفته فقط از دهن افطار کنند تا شما پشت در بیت یتیمان هستی اهل خانه همه با در زدن افطار کنند... https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ☝️ 🔸شاعر:
۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan
این حرف ها حرف دل یک یا کریم است غصه نخور ای دل خدای ما کریم است از سفرۀ خالی خود بیمی ندارد هرکس که ذکرش لا اله الّا کریم است هرگز دری را در پی روزی نکوبیم روزی ما از روز اول با کریم است آن که خدا ما را گدای او نوشته یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست هر چه گدا کاهل بود، آقا کریم است ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
تو از  همه کریم تری و شفیع تر حاجت گرفتن از تو ز حاتم سریع تر گویند استطاعت حج مال اغنیاست اما گدای تو زهمه مستطیع تر همچون بقیع کیست که خاکی و بی ریاست شخصیت بقیعت از عالم منیع تر آن روز می رسد که حریمی بنا کنیم از این که هست درخور شان و بقیع تر کوری دشمنت به سر ماست نقشه ها از نقشهء تمام حرم ها بدیع تر کم کم مدینه را ز برای تو می خریم حتی ز آستان رضا هم وسیع تر ما گنبدی برای تو داریم در نظر از گنبد تمام امامان رفیع تر ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم عطر بقیع می وزد از باغ دفترم شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه از گندم مزار شما ساده بگذرم مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند مثل همیشه در صف این خانه آخرم نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم ثبت است بر جریده عالم هو الکرم من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع نذر ضریح توست النگوی مادرم آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم حالا خودم کلون قدیمی این درم گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم گفتی که این شما و سرای برادرم این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
ما درد می دهیم و دوا می دهی به ما بیمار می شویم و شفا می دهی به ما بیمار می شویم و گلایه نمی کنیم خیر است هرچه درد و بلا می دهی به ما ای باغبان قلب، تو این باغ خشک را آباد میکنی و صفا می دهی به ما فهمیدم از سه مرتبه انفاق زندگیت هرچه به تو رسد همه را می دهی به ما لقمه نخورده ایم ز دستان هیچکس ای سفره دارِ شهر، غذا می دهی به ما؟ در خانۀ تو جای گدا صدر مجلس است پیش خودت همیشه تو جا می دهی به ما ۱درگاه شاعران روضه نشینان👇 https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد ز پا فتادی اگر یا حسن بگو  بنگر چگونه  رتبه شاهی به پست می بخشد به تشنگان  برادر حسن دهد روزی شراب ناب حسینی به مست می بخشد قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد… ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
هدایت شده از یارقیه
Reza Nesabi: هدیه به امام حسن مجتبی صلوات سرود میلاد امام حسن رسید از سر کویت خبرها به دنباله نگاه تو نظرها شنیدم که فرزانه ای می گفت داره ذکر تو خیلی اثرها کشته مرده ی تو هستم حسن جانم از می عشق تو مستم حسن جانم ممنونم گرفتی دستم حسن جانم حسن جانم مولا یا حسن جانم سر کوی تو اقا نشستم دلم رو گرفتم توی دستم اگه کفر نباشه این و می گم که آی دنیا من حسن پرستم قدو قامتت قیامت حسن جانم صاحب دست کرامت حسن جانم دل من خرده به نا مت حسن جانم حسن جانم. مولا یا حسن جانم سرو پا ملاحتی تو اقا وباب استجابتی تو اقا بده عیدی به نوکرات امشب صله یک زیارتی تو اقا قسمت می دم به زهرا حسن جانم ببرم من و تو اقا حسن جانم کربلا با هیتی ها حسن جانم رضا نصابی
ترکیب بند میلاد کریم اهل بیت علیه السلام گوهرمرج البحرین آن روز مدینه جلوه ای ناب گرفت از پرتو او شکوه ، مهتاب گرفت نورش که به ساحل سپیده تابید یک جلوه ی جاودان وجذاب گرفت یکباره خدا زحسن رخسار حسن پرده زفریبایی اعجاب گرفت آنقدر نکو بود که تصویرش را درچشم وعلی وفاطمه قاب گرفت این مهر که آمده ضیا العین است او گوهر ناب مرج البحرین است زیباست اگر خُلق عظمیش خوانند آئینه ی رحمان ورحیمش خوانند آقای جوانان بهشت است وسزاست گرصاحب جنات نعیمش خوانند بر قدر ومقام او کجا ره یابند گر یوسف وعیسی وکلیمش خوانند از بس که زبانزداست درجود وکرم باید که به هرکجا کریمش خوانند از بس ملکوتی جلوات است حسن شایسته ی صدها صلوات است حسن این نور تلألویی زشمس وقمر است آئینه ی خورشید نشان سحر است محراب دعا غرق نماز شب اوست انوار الهی ز رخش جلوه گر است درسیرت وصورت به پیمبر ماند در صولت ودرشجاعت او چون پدراست درجنگ جمل تمام لشگر دیدند بر دوش حسن پرچم فتح وظفر است وقتی شتر جمل بدستش خوابید تکبیر میان دشت وصحرا پیچید می رفت که دین زفتنه خسران یابد دین ضربه خورد ، زخم فراوان یابد می رفت که اسلام به تاراج رود این درد محال است که درمان یابد می خواست که جریان اصیل اسلام در رگ رگ این زمانه جریان یابد با مصلحت اندیشی خود با صلحش می خواست که اصل فتنه پایان یابد این نرمش قهرمانه ای بی بدل است این شیوه ِی قهرمان جنگ جمل است ای آن که دلت به عشق او مرهون است هرکس که ازاو دور شود مغبون است صلحش به همانند قیام است بدان حکمی که امام می دهد، قانون است هرکس که نگشت پیرو راه امام از دایره ی ولایتش بیرون است سوگند به شور نهضت سرخ حسین اسلام به صلح حسنی مدیون است تنها نه همین هر دو برادر بودند درصلح وقیام خود برابر بودند ما پرتو انوار حسین وحسنیم عمری است گرفتار حسین وحسنیم ما سائل این دریم با آن که همه شرمنده ی ایثار حسین وحسنیم ما موسوی واز رضویون هستیم یا ازگل گلزار حسین وحسنیم ما در ره اهل بیت ثابت کردیم باجان همه جا یار حسین وحسنیم صدشکر ازآن لحظه که اورا خواندیم در راه ولایتش «وفایی» ماندیم درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan