eitaa logo
درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
958 ویدیو
72 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تو از  همه کریم تری و شفیع تر حاجت گرفتن از تو ز حاتم سریع تر گویند استطاعت حج مال اغنیاست اما گدای تو زهمه مستطیع تر همچون بقیع کیست که خاکی و بی ریاست شخصیت بقیعت از عالم منیع تر آن روز می رسد که حریمی بنا کنیم از این که هست درخور شان و بقیع تر کوری دشمنت به سر ماست نقشه ها از نقشهء تمام حرم ها بدیع تر کم کم مدینه را ز برای تو می خریم حتی ز آستان رضا هم وسیع تر ما گنبدی برای تو داریم در نظر از گنبد تمام امامان رفیع تر ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم عطر بقیع می وزد از باغ دفترم شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه از گندم مزار شما ساده بگذرم مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند مثل همیشه در صف این خانه آخرم نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم ثبت است بر جریده عالم هو الکرم من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع نذر ضریح توست النگوی مادرم آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم حالا خودم کلون قدیمی این درم گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم گفتی که این شما و سرای برادرم این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
ما درد می دهیم و دوا می دهی به ما بیمار می شویم و شفا می دهی به ما بیمار می شویم و گلایه نمی کنیم خیر است هرچه درد و بلا می دهی به ما ای باغبان قلب، تو این باغ خشک را آباد میکنی و صفا می دهی به ما فهمیدم از سه مرتبه انفاق زندگیت هرچه به تو رسد همه را می دهی به ما لقمه نخورده ایم ز دستان هیچکس ای سفره دارِ شهر، غذا می دهی به ما؟ در خانۀ تو جای گدا صدر مجلس است پیش خودت همیشه تو جا می دهی به ما ۱درگاه شاعران روضه نشینان👇 https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد ز پا فتادی اگر یا حسن بگو  بنگر چگونه  رتبه شاهی به پست می بخشد به تشنگان  برادر حسن دهد روزی شراب ناب حسینی به مست می بخشد قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد… ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
هدایت شده از یارقیه
Reza Nesabi: هدیه به امام حسن مجتبی صلوات سرود میلاد امام حسن رسید از سر کویت خبرها به دنباله نگاه تو نظرها شنیدم که فرزانه ای می گفت داره ذکر تو خیلی اثرها کشته مرده ی تو هستم حسن جانم از می عشق تو مستم حسن جانم ممنونم گرفتی دستم حسن جانم حسن جانم مولا یا حسن جانم سر کوی تو اقا نشستم دلم رو گرفتم توی دستم اگه کفر نباشه این و می گم که آی دنیا من حسن پرستم قدو قامتت قیامت حسن جانم صاحب دست کرامت حسن جانم دل من خرده به نا مت حسن جانم حسن جانم. مولا یا حسن جانم سرو پا ملاحتی تو اقا وباب استجابتی تو اقا بده عیدی به نوکرات امشب صله یک زیارتی تو اقا قسمت می دم به زهرا حسن جانم ببرم من و تو اقا حسن جانم کربلا با هیتی ها حسن جانم رضا نصابی
ترکیب بند میلاد کریم اهل بیت علیه السلام گوهرمرج البحرین آن روز مدینه جلوه ای ناب گرفت از پرتو او شکوه ، مهتاب گرفت نورش که به ساحل سپیده تابید یک جلوه ی جاودان وجذاب گرفت یکباره خدا زحسن رخسار حسن پرده زفریبایی اعجاب گرفت آنقدر نکو بود که تصویرش را درچشم وعلی وفاطمه قاب گرفت این مهر که آمده ضیا العین است او گوهر ناب مرج البحرین است زیباست اگر خُلق عظمیش خوانند آئینه ی رحمان ورحیمش خوانند آقای جوانان بهشت است وسزاست گرصاحب جنات نعیمش خوانند بر قدر ومقام او کجا ره یابند گر یوسف وعیسی وکلیمش خوانند از بس که زبانزداست درجود وکرم باید که به هرکجا کریمش خوانند از بس ملکوتی جلوات است حسن شایسته ی صدها صلوات است حسن این نور تلألویی زشمس وقمر است آئینه ی خورشید نشان سحر است محراب دعا غرق نماز شب اوست انوار الهی ز رخش جلوه گر است درسیرت وصورت به پیمبر ماند در صولت ودرشجاعت او چون پدراست درجنگ جمل تمام لشگر دیدند بر دوش حسن پرچم فتح وظفر است وقتی شتر جمل بدستش خوابید تکبیر میان دشت وصحرا پیچید می رفت که دین زفتنه خسران یابد دین ضربه خورد ، زخم فراوان یابد می رفت که اسلام به تاراج رود این درد محال است که درمان یابد می خواست که جریان اصیل اسلام در رگ رگ این زمانه جریان یابد با مصلحت اندیشی خود با صلحش می خواست که اصل فتنه پایان یابد این نرمش قهرمانه ای بی بدل است این شیوه ِی قهرمان جنگ جمل است ای آن که دلت به عشق او مرهون است هرکس که ازاو دور شود مغبون است صلحش به همانند قیام است بدان حکمی که امام می دهد، قانون است هرکس که نگشت پیرو راه امام از دایره ی ولایتش بیرون است سوگند به شور نهضت سرخ حسین اسلام به صلح حسنی مدیون است تنها نه همین هر دو برادر بودند درصلح وقیام خود برابر بودند ما پرتو انوار حسین وحسنیم عمری است گرفتار حسین وحسنیم ما سائل این دریم با آن که همه شرمنده ی ایثار حسین وحسنیم ما موسوی واز رضویون هستیم یا ازگل گلزار حسین وحسنیم ما در ره اهل بیت ثابت کردیم باجان همه جا یار حسین وحسنیم صدشکر ازآن لحظه که اورا خواندیم در راه ولایتش «وفایی» ماندیم درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan
نام تو که بردم دهنم غرق عسل شد اول قلمم راهی میدان جمل شد شمشیر تو برنده تر از دست اجل شد کار علی اینبار به تدبیر تو حل شد از هر طرفِ لشکر اگر تیر ببارد اینبار علم تکیه به دستان تو دارد سرمشقِ علمدار شدن را تو نوشتی بر سینه ی ما نام حسن را تو نوشتی سرسبزی گل های چمن را تو نوشتی هم نافه ی آهوی ختن را تو نوشتی تو زینت دامان رسول دو سرایی تو راهبر و راهرو و راهنمایی خوب است فدایی تو باشیم همیشه مشغول گدایی تو باشیم همیشه سرمست و هوایی تو باشیم همیشه معبود خدایی تو باشیم همیشه ما لقمه ی نان از سر این سفره گرفتیم روزی خود از مادر این سفره گرفتیم تو سید و سالار جوانان بهشتی تو قسمتی از لولو و مرجان بهشتی داوود تویی، قاری قرآن بهشتی یوسف تویی و رونق کنعان بهشتی والله که من جز تو کس و کار ندارم هیهات قدم بی تو به جنت بگذارم توحید تو در آیه ی تطهیر نیامد شرح کرمت در دل تعبیر نیامد ایمان تو در دفتر تفسیر نیامد گشتیم ولی مثل تویی گیر نیامد ای لرزه به اندام تو از خوف خداوند باید همه جا بر سر تو نور ببارند ماییم گدایی که سر راه تو هستیم پشت در میخانه ی تو کاسه به دستیم این بار سر سفره ی سادات نشستیم از سبزی عمّامه ی زیبای تو مستیم تا نور به اقطار سماوات بپاشیم ای کاش غبار روی نعلین تو باشیم سرّی که در آن نور نهان بود تو بودی نرگس به شقایق نگران بود، تو بودی زهرا نَفَس و آنچه که جان بود تو بودی تا صورت پیوند جهان بود تو بودی ما غیر شما علّت ایجاد نداریم محکم تر از این نیست دلیلی که بیاریم حبّت به دل خصم علی جا شدنی نیست والله که مانند تو پیدا شدنی نیست این بند غلامی ز دلم وا شدنی نیست تکذیب شود وعده ی زهرا؟! شدنی نیست تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است فردای غلامان تو فردوس برین است ۱درگاه شاعران روضه نشینان https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
میان ارض و سما بزم شادی و شور است به روی دست نبی آیه هایی از نور است بغل گرفته نبی سبط اکبر خود را و ان یکاد بخوان، چشم ابتران شور است گمان کنم که پیمبر به گوش او میگفت: خوشا به حال رسولی که با تو محشور است به رزق خوان حسن عالمی نمک گیرند عزیز کرده ی زهرا "کریم" مشهور است ز دست هیچ کسی لقمه نان نمی خواهیم کرامت حسنی با مزاجمان جور است گدای کوی کریمیم و نان بهانه ی ماست نظر به منظر جانان مراد و منظور است چقدر غبطه خورم بر کبوتران بقیع شکسته بال و پرم... قبر خاکی اش دور است به قبر خاکی او سایبان بدهکاریم برای گنبد و گلدسته نقشه ها داریم درگاه شاعران روضه نشینان 👇 :https://eitaa.com/rozeneshinan شاعر:
مست از آمدنت جان و جهان میخانه نوگل باغ علی رایحهٔ ریحانه! نیمهٔ ماه خدا آمدی ای ماه ترین گِرد شمع قدمت کون و مکان پروانه کرم از سفرهٔ دست تو چشیدن دارد به هوای تو زدم بوسه بر این پیمانه صبرت آغاز مسلمانی و دلدادگی است که مریدت شده دشنام دِهِ بیگانه بارها پای پیاده سفر حج رفتی تا ببخشی به فقیران سفری شاهانه چقدر ماه، تو را در دل شبها دیده ست کیسهٔ نان و صفا، عشق و رطب بر شانه صلح تو عین حماسه ست خدا می ‌خواهد- تا به دستت بشود کاخ ستم ویرانه عاقبت یک نفر از نسل شما می آید تا بقیع از نفس او بشود گلخانه درگاه شاعران روضه نشینان 👇 https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر:
وقتي چکد به مدح تو از لب شراب ها هستند سائلان تو عاليجناب ها بايد نوشت از خم تيغ دوابرويت صدمثنوي که هيچ، هزاران کتاب ها ازآسمان چشم تو هردم گذر کند سوي زمين خشک دل من شهاب ها سردار غزوه ي جملي و به وقت جنگ جن و ملک براي تو پا در رکاب ها درروز حشر هم که تو هستي شفیع ما قطعا کرم کني به همه بد حساب ها حکمت از اينکه خاک نشيني دراين بود هردم زنندبوسه به پايت تراب ها ازماجراي کوچه ي باريک و دست سخت داري عزيز فاطمه خيلي عذاب ها درگاه شاعران روضه نشینان 👇 :https://eitaa.com/rozeneshinan شاعر :
ایهاالناس بیاید که آقا حسن است سبط اکبر پسر اول زهرا حسن است کرم و جود و سخایش چقدر بی‌مانند در کرامت بخدا گوهر یکتاحسن است به ابی انت و امی علوی زاده سلام به تو و ساقی کوثر به می و باده سلام سائل کوی توام از کرمت خرسندم بر تو و ایل و تبار تو خدا داده سلام ای حسن در حسن ای جلوه‌ی ذات ازلی ای کریم بن کریم زاده زهرا و علی قصه حُسن کرامات تو تکرار شده‌ست گفته حق از رخ زیبات به آوای جلی سفره داری که همه محو عطایش هستند افتخار همه عالم که گدایش هستند شب میلاد کریم بن کریم است امشب در تحّیر همه ازجود و سخایش هستند از سوی خواجه به من برگه‌ی زرّین آمد قرعه فال من از شعر و غزل این آمد تا تفعل زده ام من به کتاب حافظ «گفت بر خیز که آن خسرو شیرین آمد» درگاه شاعران روضه نشینان 👇 https://eitaa.com/rozeneshinan 🔸شاعر: