حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است
در تن عاطفه ام، باز توان آمده است
به! چه فرخنده شبی و چه مبارک سحری!
که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است
چه نشستی که درِ میکده ها باز شده
آی مستان خدا! پیر مغان آمده است
بی نصیبم مگذارید ز جام کوثر
حال که صحبت مستی به میان آمده است
روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید
نمکِ سفره ماه رمضان آمده است
سفره تکمیل شد و بزم خدا کامل گشت
سوره قدر شب پانزدهم نازل گشت
فصل تنهایی زهرا و علی سر شده است
شب این شهر چنان روز منور شده است
زودتر از همه مژده به پیمبر دادند
نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است
نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت
رطب سفره افطار پیمبر شده است
طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار
میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است
سفره ماه مبارک، برکت دارد، لیک
با قدم های شما با برکت تر شده است
چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده اند
بر در خانۀ ارباب کریم آمده اند
پادشاهیِ تو و من نیز همان مسکینی
که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی
قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم
سحری هم به کنار دل من بنشینی
مستجاب است دعای من آلوده اگر
پای هر برگ دعا از تو بود، آمینی
به صف مشتریانت نظر اندازی، گر
ته صف یوسف دل باخته را می بینی
کوه کن می شوم از شوق شکر خندهٔ تو
آب افتاده دهانم چه قدَر شیرینی!
ای که بر خیل جوانان بهشت آقایی
اولین سید آل علی و زهرایی
حسنی، چون که از احسان خدا بودی تو
میوۀ عرشیِ پیغمبر ما بودی تو
لقب سبزترین نور برازندۀ توست
قد یک عرش پر از عشق و صفا بودی تو
چند باری همه دارایی خود بخشیدی
از ازل در کرم، انگشت نما بودی تو
شبی افطار بیا خانه ی ما مهمان باش
چون که همسفرۀ بزم فقرا بودی تو
اهل این خاک نبودی و نگفتی آخر
مرد خاکی زمین اهل کجا بودی تو؟
ماورای همه افکار نگاه تو بُود
آخر عرش خدا، اول راه تو بود
گاه سوگند خدا گشتی و انجیر شدی
گاه با آیۀ طفلین تو تفسیر شدی
گاه با صلح زدی در دل دشمن، تنها
گاه در جنگ جمل دست به شمشیر شدی
زانو از غم به بغل گیری و سر بر زانو
به گمانم دگر از زندگیت سیر شدی
آه، آقای غریبم چه به روزت آمد
چه شد آخر که تو در کودکیت پیر شدی؟
قاب شد در نگهت چهره یاس نیلی
زده چشمان تو را برق شدید سیلی
محسن عرب خالقی
https://eitaa.com/rozeneshinan
باز به من راه سخن باز شد
نای دلم زمزمه پرداز شد
روزه ام ،اما زمدیح حسن
یکسره قندست مرا در دهن
مرغ دلم نغمه خوش ساز کرد
تا حرم گمشده پرواز کرد
نیمه مهی کرده دلم اعتکاف
تاکه کنم گرد جمالش طواف
شهر نبی طور تجلا شده
غرق شعف خانه مولا شده
بهر علی نور بصر آمده
فاطمه را نیز پسر آمده
شمس نقاب از رخ خود وا نمود
تا که نگه بر مه زهرا نمود
قوس و قزح طاق دو ابروی او
بست زمین سلسله موی او
شمه ای ازنور رخش مهر و ماه
جمله گدایان درش شیخ و شاه
خیل ملک ساقی میخانه اش
عالمیان مست ز پیمانه اش
حضرت جبریل بود مست او
روزی میکال بود دست او
با ملک الموت اگر مرگ ماست
زندگی او به کف مجتبی ست
هست کریمان همه از هست اوست
بعد خدا رزق همه دست اوست
حاتم طائی به سر خوان او
حضرت داوود غزل خوان او
صد چو کلیم آمده بر درگهش
صد چو خلیل اند به قربانگهش
یوسف کنعان شده آواره اش
دست مسیحاست به گهواره اش
کیست حسن یوسف اهل ولاست
کیست حسن بانی کرببلاست
کیست حسن معنی حبل المتین
مرشد و پیر مه ام البنین
کیست حسن ثانی پیغمبر است
ثانی او نیز علی اکبر است
کیست حسن محرم اسرار مام
بعد علی حضرت دوم امام
کیست حسن نیست بجز یک کلام
حضرت زهراست علیها سلام
یاسر رحمانی
https://eitaa.com/rozeneshinan
چونانكه خالق احد ذوالمنن يكي است
بين تمام حُسن فروشان حَسن يكي است
عالم اگر شود زگل دل چمن چمن
در باغ حسن مثل تو سرو چمن يكي است
بين هزار خرمن گل مثل بوي تو
بوي لطيف عطر گل ياسمن يكي است
تو ماه عالمي و هزارانت انجمن
گويند متفق كه مه انجمن يكي است
هر كس كه ديد روي تو را بين پنج تن
اقرار كرد كآينة پنج تن يكي است
ماه خدا دو نيمه شد و گفت آسمان
هرچند از ستاره پُري ماه من يكي است
گرچه تو و علي و نبي را سه پیکر است
جان تو و علی و نبی در بدن یکی است
آن چارتن كه زير كسا باتواند پنج
يك نور واحديد همانا سخن يكي است
اسرار غيب آينه اي روبروي توست
عين اللّهي و پيش تو سِرّ و علن يكي است
صبر تو بست دست تو را ورنه دست تو
با دست هاي حيدر خيبر شكن يكي است
هرجا سفر كنم دل من در بقيع توست
آري بر اين مسافر تنها وطن يكي است
مردي چو جدّ و باب و حسين و تو نيست نيست
چونانكه مثل حضرت صديقه زن يكي است
مِهر تو ثبت مُهر مسلماني من است
بي تو طريق كفر و مسلمان شدن يكي است
هرچند نيست قابل وصف تو يا حسن
اينجا عقيق "ميثم" و دُرّ عدن يكي است
https://eitaa.com/rozeneshinan
باز به من راه سخن باز شد
نای دلم زمزمه پرداز شد
روزه ام ،اما زمدیح حسن
یکسره قندست مرا در دهن
مرغ دلم نغمه خوش ساز کرد
تا حرم گمشده پرواز کرد
نیمه مهی کرده دلم اعتکاف
تاکه کنم گرد جمالش طواف
شهر نبی طور تجلا شده
غرق شعف خانه مولا شده
بهر علی نور بصر آمده
فاطمه را نیز پسر آمده
شمس نقاب از رخ خود وا نمود
تا که نگه بر مه زهرا نمود
قوس و قزح طاق دو ابروی او
بست زمین سلسله موی او
شمه ای ازنور رخش مهر و ماه
جمله گدایان درش شیخ و شاه
خیل ملک ساقی میخانه اش
عالمیان مست ز پیمانه اش
حضرت جبریل بود مست او
روزی میکال بود دست او
با ملک الموت اگر مرگ ماست
زندگی او به کف مجتبی ست
هست کریمان همه از هست اوست
بعد خدا رزق همه دست اوست
حاتم طائی به سر خوان او
حضرت داوود غزل خوان او
صد چو کلیم آمده بر درگهش
صد چو خلیل اند به قربانگهش
یوسف کنعان شده آواره اش
دست مسیحاست به گهواره اش
کیست حسن یوسف اهل ولاست
کیست حسن بانی کرببلاست
کیست حسن معنی حبل المتین
مرشد و پیر مه ام البنین
کیست حسن ثانی پیغمبر است
ثانی او نیز علی اکبر است
کیست حسن محرم اسرار مام
بعد علی حضرت دوم امام
کیست حسن نیست بجز یک کلام
حضرت زهراست علیها سلام
یاسر رحمانی
https://eitaa.com/rozeneshinan
عالم و آدم بداند من گداي مجتبايم
هر چه هستم هر چه باشم از براي مجتبايم
از تولد يا كه نه روز ازل تا روز محشر
عاشق و مجنون و مست و آشناي مجتبايم
رو گرفته ماهِ امشب از حلولِ ماهِ زهرا
در نماز و سجدهي شكرِ خداي مجتبايم
عِطرِ ياس و ياسمن زد بر مشامِ روزهداران
من چو مبهوتان ديگر در هواي مجتبايم
جان دهم گر جان پذيرد، پيش پايش دل بميرد
خود به مسلخ ميبرم چون من فداي مجتبايم
اي تو يوسفتر ز يوسف، با كرم كنعانيام كن
تا شود روزي بگويم خاكِ پايِ مجتبايم
چشمِ ابري من امشب پر ز بارانِ مدينه
سينه گويد عقده دارِ عقدههاي مجتبايم
فطرس از بس در گلويش غم چو بغضي خانه كرده
قطرهي اشكش بگويد بي صداي مجتبايم
حسن فطرس
https://eitaa.com/rozeneshinan
دل من داره هوای یارو
با امید وآرزو میخونم
نیمه ماه رمضون افطارو
خونه امام حسن مهمونم
دل عاشقم ، دوباره میشینه
سرسفره ، کریم مدینه
از خدا میخواد،آقارو ببینه
میخونه،کسی که،میره به دیدار بقیع
نماز ،زیارت ،به پشت دیوار بقیع
یاحسن ،یاحسن،کریم آل علی
دل من دست به دعا بردارو
بگو ای خدا ازت ممنونم
نیمه ماه رمضون افطارو
خونه امام حسن مهمونم
به زیارتش ،دل من رسیده
همیشه برام،بهترین امیده
تا صداش کنم ،جوابم رو میده
یه عمره،دل من،شده یکی از مریداش
میبوسم ،یه شال،سبزو به روی شونه هاش
یاحسن ،یاحسن،کریم آل علی
میشینم تا خود صبح بیدارو
سر حرفم به خدا میمونم
نیمه ماه رمضون افطارو
خونه امام حسن مهمونم
از تو آسمون میرسه ندایی
با محبتش اگه آشنایی
یا حسن بگو میشی کربلایی
تو راه،عبورش،به زیر پاشه گل یاس
تو دست ،کریمش ،هواله ،کرب و بلاس
محمد طاهری
https://eitaa.com/rozeneshinan
ما اهل بارانیم و اهل روضه هاییم
عمریست محتاج گداهای شماییم
آواره های کوچه ی حُسن بهاریم
کاسه بدست سفره های هل اتاییم
از روز اول خادم این خانواده
تا شام آخر هم مقیم این حراییم
ما نسل در نسل عاشق این خانه هستیم
مانند یک دیوانه از عالم جداییم
تا دست بر دامان مولایی کریمیم
بر سفره های عالم و آدم خداییم
از اولش هم قلب ما دست شما بود
توفیق ما و سلب ما دست شما بود
تا پای احسان شما پرواز کردم
این نامه را با نام مولا باز کردم
رویم سیاه آقا اگر حرف شما را
با دست کوتاه از سر خود باز کردم
غیر از شما دست کسی باران صفت نیست
نادانی من بود اگر هم ناز کردم
در زیر باران زمستان عاشقی را
با رخصت از چشم شما آغاز کردم
وقتی که آغوش بهارت گرمتر شد
تا پای احسان شما پرواز کردم
ای عالم و آدم گرفتار بقیعت
ما را ببر تا پشت دیوار بقیعت
محمد بختیاری
https://eitaa.com/rozeneshinan
عید است و یا نیمۀ ماه رمضان است؟
از هر دو بگویم که هم این است و هم آن است
عیدی که به ماه رمضان داد تجلی
ماهی که در آن روی خداوند، عیان است
ریزد دُر مدح حسن از درج دهانها
یا نام دلانگیز حسن نقل دهان است
قرآن علی در بغل امابیهاست
بر خال و خطش چشم محمّد نگران است
این بضعۀ پیغمبر و این یوسف زهراست
این جان جهان جان جهان جان جهان است
در بین امامان به کرامت شده مشهور
یک گوشه ز بیتالکرمش باغ جنان است
سرتا به قدم یکسره روح است چه روحی
روحی است که بر پیکر توحید روان است
تا حشر زند از گلوی خون خدا موج
خونی که به رگهای حسن در جریان است
صبرش سپر سینۀ دین بود، وگرنه
هر یک مژهاش تیر و دو ابروش کمان است
داند چو پدر در کند از قلعۀ خیبر
آنجا که عین است چه حاجت به بیان است
با چشم خیالش منگر فوق خیال است
در حق گمانش نشمر فوق گمان است
گر پایۀ قدرش نگری فوق گمانها
ور مدّت عمرش نگری کلّ زمان است
در خال و خطش هر چه بخوانید و ببینید
از بوسـۀ پیغمبـر اسـلام نشــان است
https://eitaa.com/rozeneshinan
امشب از بیـت کبریـا سـر زد انـوار جلی
روشن شد بر رخ حسن چشم زهرا و علی
از شعف محشر شد امشب وجد پیغمبر شد امشب
مرتضـی گردیــده بابــا فاطمه مادر شد امشب
یا حسن عیدت مبارک یا حسن عیدت مبارک
این حُسن حیّ سرمد است جان عالم به فداش
این سر تـا پـا محمّد است جان عالم به فداش
شد جهان خلد مخلّد یا 'محمّد یا محمّد
از بهشـت حقتعالـی میوۀ قلبت خوش آمد
یا حسن عیدت مبارک یا حسن عیدت مبارک
این مـاه ختـم الانبیـا ایـن مـاه مـاه خـداست
این شمع جمع اهلبیت رویش مصباح هداست
زادۀ خیـرالانـام است رهبر صلح و قیام است
در قعود و در قیامش بر همه عالم امام است
یا حسن عیدت مبارک یا حسن عیدت مبارک
یابنزهرا امام حسن تو مولای همهای
مـرآت حسـن کبریـا فرزند فاطمهای
سیّدی رو سوی ما کن لطفـی از بهر خدا کن
تـو کریــم اهـلبیتـی بر همه عیدی عطا کن
یا حسن عیدت مبارک یا حسن عیدت مبارک
امشب خورشید عارضت شد شمع محفل ما
امشـب دور مدینـهات گــردد مـرغ دل مـا
ای سرو جانم فدایت ای دلم صحن و سرایت
بایـد امشب یابنزهرا جان دهـم بـر رونمایت
یا حسن عیدت مبارک یا حسن عیدت مبارک
https://eitaa.com/rozeneshinan
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
هر کجا که صحبت از اهل کرامت میشود
ناخودآگاه از «کریم الله» صحبت میشود
در ازل گفتند ، میخواهی که مداحش شوی ؟!
چشمهایم برق زد ؛ گفتم اطاعت میشود
با ثناگویش چه خواهد کرد ؟! وقتی از کرم
ناسزاگوی درش هم غرق نعمت میشود
کیست این شخص کریم الله ، غیر از «مجتبی» ؟
او که حتی خاکِ پایش نیز ، ثروت میشود
ذرهای از کوهِ لطفش سهم این دنیا شده
مابقیاش خرج ، در روز قیامت میشود
این کرمخانه درش باز است ؛ دَقُّالباب چیست ؟
اصلا اینجا در زدن رویای رعیت میشود
عرضِ حاجت را ببر جایی به جز نزد کریم
چونکه قبل از خواستن ، اینجا اجابت میشود
میشود وابستهی دست کریمش ؛ سائلش
باز میآید ؛ اگر چه غرق مِکنت میشود
غصهها را میخورد تنها ؛ ولی وقت غذا ...
سفره میاندازد و اهل شراکت میشود
وقت طاعت در عبادت غرق ، مثل مرتضی
در زمانِ جنگ ، کوهی از شجاعت میشود
«جامِعُ الاَضداد» یعنی که کریمی دستگیر ...
ناز شصتش در نبرد اسباب حیرت میشود
گر چه یک دنیا گدا از سفرهاش نان بردهاند
سهمش از دنیا مزاری غرق غربت میشود
🔸شاعر:
#رضا_قاسمی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
شعرِ من واژه ی من لُبِّ کلامم حسن است
شب سلامم حسن و صبح سلامم حسن است
با حسن زنده و با عشق حسن خواهم مُرد
حُسنِ مطلع حسن و حُسنِ ختامم حسن است
هرکسی زنده به عشق است نمیرد هرگز
زنده ی عشق منم ، رمزِ دوامم حسن است
مثلِ رودم که حسن ذکرِ قعود است مرا
مثل کوهم که شب و روز قیامم حسن است
پدرم هرچه مرا نام نهاده است گذشت
من از این لحظه از این ثانیه نامم حسن است
سرِ من سبز ، زبان سرخ ، سرم هم برود
أیُهاالناس بدانید ; امامم حسن است
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
تا که ذکر تو بجوشد دهن آمد به وجود
از دم و بازدم تو سخن آمد به وجود
بین ابروی تو پیوسته و بازو در هم
موقع جنگ دو شمشیر زن آمد به وجود
شاعران قبل تو بودند پریشان تک تک
زلف تو باز شد و انجمن آمد به وجود
بین این قدر محاسن،لب تو چونکه شکُفت
یک گل سرخ میان چمن آمد به وجود
جنگ آن رسم عرب بود ولی بعد از تو
صلح بی واسطه و تن به تن آمد به وجود
آستین تا شد و بازوی حسن پیدا شد
آهن از کوره درآمد چُدن آمد به وجود
ماه کامل شده ی حُسن بدون تردید
نیمه ی ماه به شکل حسن آمد به وجود
عزت حیدر و پیغمبر و زهرا و حسین
غربت مشترک پنج تن آمد به وجود
روضه ها نور تو گشتند و شدی روشن تر
مثل خورشید که از سوختن آمد به وجود
بسکه تیر از پی تیر آمده غیر از تن تو
روی تابوت هم آخر کفن آمد به وجود
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️