4_5992454387035801299.mp3
4.61M
زمینه_جانسوز_وفات_ام_بنین_س
🎼سبک_ام_مصائب
م_الادب_هستی
🔘🔘🔘🔘
☑️بنداول مدحی
ام الادب هستی و
تو معدن احساسی
تو کوهی از الماسی
تو مادر عباسی.
ام الادب هستی و
نور هدایت هستی
اصل سخاوت هستی
ذوب ولایت هستی
ام الادب هستی و
مادر سقا هستی
همسر مولا هستی
کنیز زهرا هستی
ام بنین ام بنین (س)
🔘➖➖➖➖🔘
☑️بنددوم گریز به مدینه
ام بنین بی بی جان
شنیدی تو ازحیدر
با حال زار و مضطر
روضه ی دیوارو در
ام بنین بی بی جان
شنیدی از کوچه ها
از سیلیه بی هوا
روی کبوده زهرا
ام البنین بی بی جان
بودی اسیر غمها
از ماتم کربلا
ماجرای عاشورا
ام بنین ام بنین (س)
🔘➖➖➖➖🔘
☑️بند سوم گریزه علقمه
شنیدم ای عباسم
دستات قلم شد آخر
جدا شدش از پیکر
سرت عمود خورد مادر
شنیدم ای عباسم
جدا شد از تن بازوت
نیزه زدن به پهلوت
رد شدن با پا از روت
شنیدم ای عباسم
چشم تو بستن با تیر
شدی تو صحرا تکثیر
از بس زدن با شمشیر
عباسم عباسم
🔘➖➖➖➖🔘
☑️بندچهارم گریزبه گودال
شنیدم ای عباسم
تو علقمه غوغا شد
سرت تا ابرو وا شد
پشت حسینم تا شد
شنیدم ای عباسم
تن تو شدغرق خون
ازبعد اون تیربارون
پیش حسین دادی جون
شنیدم. ای عباسم
از زینب و گودال و
از مقتل وجنجال و
جسمی که شد پامال و
امان از دله زینب (س)
🔘➖➖➖➖🔘
☑️بندپنجم گریز به قتلگاه
تو رفتی و بعد از تو
حسین و تشنه کشتن
به زیر دشنه کشتن
با تیر و نیزه کشتن
تو رفتی و بعد از تو
زینب و دادن ازار
بردن میونه انظار
در کوچه و در بازار
تو رفتی و بعد از تو
خیلی جسارت کردن
شروع به غارت کردن
خیلی جسارت کردن
شعرای_آیینی
کربلایی_رضانصابی
کربلایی_مجیدمرادزاده
هدایت شده از شعر و سبک. رضا نصابی. یا رقیه
09129317823
4_6034870732431823011.mp3
11.5M
زمینه_جانسوز_فاطمیه
یار_جانانه_ی_من
🔘🔘🔘🔘
✅بند اول
یار جانانه ی من
یاس گلخانه ی
من
آتش نزن و نرو از
کاشانه ی من
حرف از سفر نزن
ز میخ و در نزن
بیا و بیش از این دگر زهرا جان به دل شرر نزن
پرستوی مهاجرم از این خانه ام تو پر نزن
آتش نزن و نرو از
کاشانه ی من
یار جانانه ی من......
*''''''''''"""""""""""""""""""""""*
✅بنددوم
بنگر برچشم ترم
آه ای شمع سحرم
می میرم اگر که روی زهرا ز برم
ببین تو اهه من غمه نگاهه من
تویی تمام هستی ام ای زهرا تویی پناه من
رسدپس از تو برهمه دنیاها صدای آه من
آتش نزن و نرو از
کاشانه ی من
یار جانانه ی من......
*"""""""""""""""""""""""""*
✅بندسوم
ماه شبهای علی
دین و دنیای علی
زود پیر شدی فاطمه جان
در پای علی
......
نزن نفس نفس
نرن پر از قفس
بمان کنار حیدرت بی تو من ندارم هیچُ کس
نرو بدون حیدرت زهرا جان به فریادم برس
آتش نزن و نرو از
کاشانه ی من
یار جانانه ی من......
*''''''''''"""""""""""""""""""""""""*
✅بند چهارم گودال
وای از اعضای تَنَت
پاره پاره بدنت
خار و خاشاک زمین ها شد کفنت
بمیرد خواهرت
بریده حنجرت
به پیش چشم مضطرم رفت ای وای روی نیزه سرت
رسیده ساروان پست در گودال پی انگشترت
خار و خاشاک زمین ها شد کفنت
💠💠5⃣8⃣4⃣💠💠
*''''''''''"""""""""""""""""""""""""*
شعرای_آیینی
کربلایی_رضانصابی
کربلایی_مجیدمرادزاده
به_نفس_کریلایی. میلاد. مجنونی
yeknet.ir_-_zamine_-_vafat_omolbanin_99.11.07_-_majid_banifatemeh.mp3
9.56M
دیدنت آرزومه بی تو نفس حرومه
کجایی که ببینی عمر منم تمومه
منم آسمونی که دیگه قمر نداره
منم اون بهاری که دیگه ثمر نداره
تو رفتی نگفتی که بی تو برگ خزونم
من اُمّ البنینم که دیگه پسر نداره پسر نداره
وای که بی تو چی کشیدم
بیا ببین بریدم یه مادر شهیدم
****
برو بیایی داشتم یه روزی تو مدینه
پهلوونم کجاست تا حال منو ببینه؟
لبِ تشنه پیش فرات افتادی رو خاکا
شنیدم نشد آب بیاری برات بمیرم
غرورت شکسته شد امّا شیرم حلالت
من هر روز برای تو مادر روضه میگیرم
برات بمیرم برات بمیرم برات بمیرم
وای علمدار رشیدم به آرزوم رسیدم
یه مادر شهیدم یه مادر شهیدم
****
باور نکردم اون روز زینبو وقتی دیدم
دق کرده بودم عباس قصّشو تا شنیدم
کجا بودی وقتی دخترام آتیش گرفتن
کجا بودی وقتی هر چی بود بردن به غارت
شنیدم که زینب تو بازار سرش شکسته
کجا بودی بردن حرم رو برا اسارت برا اسارت
وای خجالت میکشیدم رقیمو ندیدم
بیا ببین بریدم یه مادر شهیدم
با نوای سید مجید بنی فاطمه 🎤
خوشنودی آقا
امام زمان
صلوات
💚💚💚 منتظران قائم المهدی عجل الله 👇👇
گلچین+مداحی+مخصوص+سوم+امام+حسین.mp3
4.81M
شور سینه زنی رضا نریمانی
اسمتو بردم زیر بارون بارون گفت حسین
تربت گذاشتم لای قرآن قرآن گفت حسین
قرآن وا کردم سوره ی الرحمن گفت حسین
حسین جانم .....
الحمدلله الذی خلق الحسین بی بدل حسین خمس الحسین
مشکلات من توی چایی روضه های تو میشه حل حسین
ای جانم ای جانم اباعبدالله.....
یاد حرم کردم توی هیأت پرچم گفت حسین
تپش قلبم توی روضه ات هر دم گفت حسین
به علم ابالفضل تکیه کردم گفت حسین
حسین جانم .....
الحمدلله الذی خلق الحسین بی مثل زاده ی یل حسین
شیر بیشه ی هاشمی نسب ای برادر شیر جمل حسین
ای جانم ای جانم اباعبدالله.....
یاد حرم کردم توی هیأت پرچم گفت حسین
تپش قلبم توی روضه ات هر دم گفت حسین
به علم ابالفضل تکیه کردم گفت حسین
حسین جانم .....
الحمدلله الذی خلق الحسین بی مثل زاده ی یل حسین
شیر بیشه ی هاشمی نسب ای برادر شیر جمل حسین
ای جانم ای جانم اباعبدالله.....
دل و زدم به دریا دریا دریا گفت حسین
چرخ فلک آروم شد وقتی دنیا گفت حسین
اسم تو مجنون از دل گفتم لیلا گفت حسین
حسین جانم .....
الحمدلله الذی خلق الحسین ای غزل حسین نقش کتل حسین
میزنم صدا شه کربلا میگم السلام علی الحسین
ای جانم ای جانم اباعبدالله....
خوشنودی آقا
امام زمان
صلوات
💚💚💚 منتظران قائم المهدی عجل الله 👇👇👇
واحد حضرت رقیه
شعر رضا نصابی
با نفس کربلایی هادی رسولی
دختری دل شکستم و
از این زمونه خستم و
مس بارون میبارم و
خسته زروزگارم و
سر به دیوار میزارم و
غصه دارم خیلی زیاد
بی اختیار اشکم میاد
دلم فقط بابا م و میخواد
زخم و کبود بدنم
جای پا مونده رو تنم
از این غم زمونه فریاد
با باحسین بابا حسین
بابا حسینم
بعد عموی پهلوون
همه تنم شد ارغوون
میونه اتیش دویدم
با لگد از خواب پریدم
سه ساله ی مو سپیدم
رد طناب رو دستامه
لخته ی خون رو لبامه
جون دادن دیگه از خدامه
اسم بابا م و میبرم
این لحظه های اخرم
ارزوم دیدنه بابامه
بابا حسین بابا حسین
بابا حسینم
چی به سر تو اومده
کی به لب تو چوب زده
خودم دیدم که بی امان
میزد با چوب خیزران
به اون لب و به اون دهان
دلم شده از غصه خون
هلهله کردن برامون
میخندیدن به گریه هامون
امون ز مجلس شراب
دنیا شد رو سرم خراب
وقتی کنیز کردن صدامون
یارقیه
AUD-20160206-WA0002.mp3
4.11M
واحد سنگین حضرت رقیه
دختری دل شکستم و
شعر رضا نصابی
به نفس کربلایی هادی رسولی
هدایت شده از شعر و سبک. رضا نصابی. یا رقیه
09129317823
4_5811993038217548158.mp3
17.19M
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
(کربلایی مجتبی چوپانی)
شعررضا نصابی مجید مراد زاده
مقتل:نزن ای نامرد درد گرفته کمرم
(هيئت فدائیان بقیة اللّه)
#وقایع_تاریخی
#ام_البنین
#کانال_نوحوا_علی_الحسین
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
💠 ام البنين(س) و تولدي نوراني:
🔹در کتب تاريخي نوشته اند: حَزام بن خالد به همراه جمعي از «بني کلاب» به سفر رفته بود. در يکي از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤيا ديد که در زمين سرسبزي نشسته است و مرواريدهاي درخشاني از اطراف بر دستان او مي ريزد و او از زيبايي آنها متعجب مي شود.
🔸سپس مردي را مي بيند که به سوي او مي آيد ـ از طرف بلندي ـ و هنگامي که به او مي رسد سلام مي کند و حزام او را جواب مي دهد.
💠 آن مرد به او مي گويد: اين مرواريد را به چه قيمت مي فروشي؟ حزام نگاه کرد و آن درّ زيبا را در دستان خود ديد؛ رو به مرد کرده و گفت: من قيمت اين درّ را نمي دانم که به شما بگويم، شما آن را به چه قيمت خريداري؟
مرد گفت: من نيز نمي دانم قيمت او را ولي اين هديه اي است که يکي از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم براي تو به چيزي که از درهم و دينار بالاتر است.
حزام گفت: آن چيز چيست؟ مرد گفت: تضمين مي کنم که او شرافت و سيادت ابدي دارد و بهره و بزرگي از او است. حزام گفت: آيا اين را برايم ضمانت مي کني. و مرد پاسخ داد: آري. و حزام در پايان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در اين امر مي شوي.
و مرد نیز گفت:
گفت: و من واسطه مي شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا مي کنم. وقتي حزام از خواب بيدار شد رؤياي خود را براي بني کلاب گفت و خواستار تعبير آن شد. يکي از خاندان وي گفت: اگر رؤياي صادقه باشد دختري روزي تو خواهد شد که يکي از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب اين دختر مجد و شرافت و آقايي نصيب تو خواهد شد. و هنگامي که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهيل، همسر باوفاي او، که حامله بود وضع حمل کرده و دختري چونان مرواريد درخشان وزيبا به دنيا آورد. حزام پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت: «قد صدّقت الرؤيا» و از اين بشارت شاد و مسرور شد. نام او را «فاطمه» نهاد، و به رسم عرب کنيه اي براي وي برگزيدند که «ام البنين» بود. به هر حال پس از اين رؤياي صادقه فاطمه، مادر فضليت ها، به دنيا آمد و دوران کودکي را چونان ديگر کودکان گذراند و در دامان مادري مهربان و پاک و پدري شجاع که داراي سجاياي اخلاقي فراوان بودند رشد کرد. مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه اين گونه مي نويسند:«ثمامه، مادر ام البنين، بانويي اديب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نياز يک دختر است در زندگاني از مسايل مربوط به خانه داري و اَداي حقوق و همسرداري و غيره را به او ياد داد.»[5]
پی نوشت:
(5) محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص28.
هشتک کانال حذف نشود ❌
روایتی بسیار زیبا و شنیدنی ا🙏🙏🙏🙏
هدایت شده از یا فاطمه الزهرا مولاتی اغیثینی
.
وفات_حضرت_ام_البنین
السلام علیک یا ام البنین
ای که بر گل های زهرا تو ارادت داشتی
بعد زهرا راه در گلزار جنّت داشتی
درمقام ومنزلت آئینۀ نور و کمال
مظهر شرم وعفافی و نجابت داشتی
از نگاه رأفتت عطر ولایت می چکید
بر امیر مؤمنان ایمان و الفت داشتی
عمرتو طی شد به طوف کعبۀ ایمان وعشق
دائماً ازاشک خود غسل زیارت داشتی
عطرمادر باز هم پیچید درگلزار وحی
بس که برگل های زهرا تو محبّت داشتی
خوانده ای خود را کنیز خانۀ زهرا ،ولی
محضر گل های او قدر وشرافت داشتی
هم ادب آموز پرچمدار عاشورا شدی
هم برای بچه هایت درس غیرت داشتی
درکنار علقمه عباس تو باخون نوشت
درقیام روز عاشورا شراکت داشتی
مادری می کرد زهرا جای تو درعلقمه
جای آن رأفت که برگل های عترت داشتی
واژۀ اُم البنین را خط زدی ازدفترت
در دل از داغ بنین خود مصیبت داشتی
تاکه مردم را کنی بیدار از خوابی عمیق
با قیام گریه های خود رسالت داشتی
هیچ گه غافل مشو از حُرمت اُم البنین
ای «وفایی» ازخدا هرگاه حاجت داشتی
سید_هاشم_وفایی✍
.